تبليغاتX
آرزوها ...

...

 

سلام بر شما دوستان گل

این وبلاگ به این آدرس تغییر داده شده است!!! نقطه سر خط!!!

http://lilipot.blogfa.com/


 

نوشته شده توسط لی لی در 87/06/14 ساعت 3:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آقای پدر

 

متاسفانه بسياري از جوانان با وجود گذشت دو دهه از زندگي خود هنوز راه ورسم رفتار با پدر اين فرشته سبيلو را نمي دانند. بياييد با رعايت نكات ساده زير قدر شناس زحمات او باشيم!

هر روز صبح صميمانه به پدر سلام كنيد اما هيچوقت نگوييد " چطوري پسر!"

 

وقتي پدر با عصبانيت مشغول نصيحت كردن شماست به سقف نگاه نكنيد (مي توانيد به تلويزيون نگاه كنيد!)
 
هرگز دستتان را داخل جيب شلوار پدر تان كه از جالباسي آويزان است نكنيد.
اما اگر پدرتان حساب پولهاي داخل جيبش را ندارد اشكالي ندارد!
 
در مقابل دوستتان با پدرتان باعصبانيت حرف نزنيد ، چون ممكن است دوستتان نارحت شود!
 
هرگز پدر را " تو" خطاب نكنيد.
اما مي توانيد خواهر و برادر ، گربه، گلدان و اتومبيلتان را " تو " خطاب كنيد (البته اگر ماشينتان تويوتا كمري است بايد " شما " بگوييد!)
 
سعي كنيد گاهي با پدرتان شوخي كنيد اما لپش را نكشيد!
 
در حين رانندگي براي خنده چشم هايش را نگيريد (ممكن است بر اثر خنده زياد تلف شويد!)
 
هيچوقت سيگار نيم سوخته خود را به پدر تعارف نكنيد ( تعارف سيگار كامل نشانه شخصيت شماست!)
 
هر سال روز پدر جوراب هديه ندهيد، زير پوش هم براي رفع تنوع بد نيست!
 
اگر پدر در مورد اينكه چرا شب دير به خانه آمده ايد سوال كرد هيچوقت نگوييد "برو بابا ، عشقمه دير بيام" مودب باشيد و بگوييد: " برويد بابا ، دير آمدن عشق من است!"
 
اگر وقتي داريد با پدر تان درد دل مي كنيد او روزنامه مي خواند ، عقده اي نشويد ، بلاخره خودتان روزي پدر مي شويد و مي توانيد همين كار را با پسرتان بكنيد و تخليه رواني شويد!


 

نوشته شده توسط لی لی در 87/03/04 ساعت 7:6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


حکایت دانشگاه

 

زمان : ساعت هفت صبح

مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم اول.

بنده خدا ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : " یوهو ، ایول ، منم دانشجو شدم ، هی " دکتر جاسبی " روت کم شد؟ دیدی هر کاری کردی نتونستی پسر عموتو بیاری تو دانشگاه؟دیدی به حقم رسیدم؟ یوهو ، ایول دانشجو... "

بعدشم موبایلشو در میاره و : " الو؟سلام مامان.آره خودمم آقا مهندس آینده ت... چطوری؟ بابا چطوره؟ دانشگاه؟ خوبه... عالیه. هنوز نرفته همه فهمیدن من قراره ثلث اولو با معدل بیست قبول بشم. همین الان یکی از دانشجوها داشت بهم می گفت بهت واسه هر امتحان پنجاه هزار تومن می دم بهم تقلب برسون... چی؟ من چی گفتم؟ معلومه دیگه گفتم من دنبال پول حروم نیستم. من اومدم خودم قبول شم... باشه مامان... باشه... اگه کس دیگه گفت قبول می کنم. چشم. سلام برسون. خدافظ "

بعدشم حرکت می کنه بره تو دانشگاه که اولین حالو حراست ورودی بهش می ده : " آقای خوشگل... بده ببینم کارت دانشجوییتو... نمی دونی همینجوری نمی شه رفت داخل؟ تازه واردی؟ "
راه می افته می ره دانشگاه و... ترم اول تموم می شه.
 
زمان : هفت و سی دقیقه صبح

مکان : سرویس دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم دوم.

بنده خدا بازم ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : " ترم اول که خوب تموم شد بریم ببینیم این ترمو چیکار میکنیم. دیدی "جاسبی" هر کاری کردی نتونستی منو اخراج کنی؟
بعدشم موبایلشو در میاره و : " الو؟ سلام مامان... آره خودمم دیگه پس می خوای کی باشه؟ آره هر چی تو می گی. آقا مهندس... خوبه؟ بابا اینا چطورن؟ بی خیال مامان خوبه... بد نیست دانشگاه... دارم می خونم... آره... چی؟ معدل؟... هفده و شصت و یک صدم. آره مامان... نه استادا حقمو خوردن... من رسیدم دانشگاه. کاری نداری؟... خدافظ "
 
زمان : ساعت هشت دقیقه به هشت صبح

مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم سوم.

ای بابا این میترا چرا نیومد؟...ا؟...اون میترا نیس؟...پس این پسره کیه؟...بی وفای خیانت کار...بره گم شه...دختره هرزه...لیاقتمو نداشت...

کی حال داره بره سرکلاس حالا؟...آقا یه بسته " کنت " بده...

موبایلش زنگ می خوره.با خودش می گه : " مامانه س..." گوشی رو ورمی داره و : " الو؟... سلام... خوبم تو چطوری؟... چه خبر؟... نه می گذره دانشگاه... می گذره خلاصه... " . آروم به سیگار فروش می گه : " کبریت داری؟ ". مامانش می شنوه ازش می پرسه چی گفته. جواب مامانشو می ده : " نه هیچی. تو کلاسیم. این فندک بخاری کلاس خراب شده... نه مادر من شوفاژ کجا بود؟گاز کجا بود... ول کن ترو خدا... خدافظ... خدافظ... حوصله ندارم فعلا... دفه بعد باهاش صحبت می کنم... خدافظ... ".

اواخر ترم دستمال دستش می گیره تا از استاد نمره بگیره تا مشروط نشه... و موفق می شه.
 
زمان : ساعت هشت و سی دقیقه صبح

مکان : منزل دانشجویی

آغاز ترم چهارم.

سیگاری تو دستشه و داره با موبایل فک می زنه : " خوب می گفتی سپیده جان... آره بگو عزیزم... می شنوم... " صدای زنگ بلند می شه. از پنجره بیرونو نگاه می کنه و به سپیده می گه : " سپیده جون بچه ها اومدن درس بخونیم باهم... فعلا کاری نداری... منم دلم تنگ می شه ولی درسم باید بخونم دیگه... قربونت عزیزم...دوست دارم... بوس بوس... خدافظ ".

بعد درو باز می کنه : " سلام مژده جون چطوری؟.... بیا تا کسی ندیدت... "

تلفن زنگ می زنه. نگا می کنه می بینه مامانشه... گوشی رو ورمی داره می گه : " الو سلام مامان... من الان دارم... نه مامان من خوبم... فقط الان دارم درس می خونم... چی؟؟ صدام واسه چی گرفته؟؟؟ " پیش خودش می گه چون جنسش خوب بوده اما به مامانش می گه : " خوب مادر من مال بلند بلند درس خوندنه دیگه... الانم دارم درس می خونم... باشه... خدافظ "
زمان : ساعت یازده و نیم شب

مکان : مجلس پارتی

آغاز ترم پنجم.

صدای موزیک و دنس یه لحظه قطع نمی شه. " دی جی اگوستینو " داره می خونه. دود تمام فضا رو گرفته. چشماش سرخ سرخه. موبایلش زنگ می زنه. همینجور که داره خودشو تکون تکون می ده وشلنگ تخته می ندازه مونیتور گوشی رو می بینه و بعد دکمه سایلنت رو می زنه. رو مونیتور گوشی ، جای اسم تماس گیرنده نوشته : مامان
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 87/02/18 ساعت 1:34 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


مسابقه محله!!!!

 

 

مجري: ببيندگان عزيز سلام. با برنامه ي" من و تو با هم ميشيم شما "! خدمتتون رسيديم. خوب با شركت كنندگان آشنا ميشيم. خوب نفر اول از گروه اول خودشو معرفي كنه.

گروه اول(نفر اول):

به نام خدا.امیرمحمودي هستم 20 ساله.

گروه اول(نفر دوم):

به نام خدا. محمود امیری هستم 22 ساله.

مجري:

خوب حالا بريم سراغ گروه دوم.

گروه دوم(نفر اول):

به نام خدا. رضا صادقي هستم 14 ساله.

گروه دوم(نفر دوم):

به نام خدا. صادق رضايي هستم 13 ساله.

مجري:

خوب با شركت كننده ها آشنا شديم. حالا بريم سراغ سوالات.چون گروه دوم كوچكتر هستن، اولين سوال رو از گروه اول ميپرسيم !

مجري:

گروه اول خوب دقت كنيد كه اولين سوال رو از تون بپرسم.

سوال:

در بالاي چشم چه چيزي وجود دارد ؟

1: هيچي 2: ابرو 3: دماغ زير چشمه 4: عينك

مجري:

عجله نكنيد خوب فكر كنيد و با همديگه مشورت كنيد بعد جواب بديد.

امیر:

محمود من ميگم گزينه ي چهاره

محمود:

نه بابا گزينه ي دو بيشتر بهش مياد. دو رو ميگم حالا، يا درسته يا غلط.

امیر:

آقاي مجري گزينه ي دو درسته.

مجري:

آفرين. دوستان پشت صحنه تشويق كنيد اين دوتا نوجوان رو. خوب بريم سراغ گروه دوم.

سوال:

خوشتیپترین فوتبالیست ایرانی

فرشید کریمی_2کریم باقری3_شیث رضایی_4_همه با هم

صادق:

آقا سوالاتون خيلي سخته اینا همشون کاریکاتورن آخه.

رضا:

اشكال نداره صادق گزينه ي دو رو انتخاب ميكنيم شايد درست باشه. آقا مجري گزينه ي دو درسته.

مجري:

آفريننننننننن. تشويق. من كه اشك تو چشام جمع شد 

خوب بريم سراغ گروه اول.

سوال: امروز دوشنبه س، فردا چند شنبه س؟

1: شنبه 2: فردايي وجود نداره 3: سه شنبه 4: پس فردا

محمود:

گزينه ي سه.

مجري:

آفرين. چقدر باهوشن گروه اول. از كجا فهميديد ؟

محمود:

آخه ما امروز شيمي داشتيم پس فردا رياضي داريم و ما فقط سه شنبه ها رياضي داريم پس فردا سه شنبه س.

مجري:

خوب بريم سراغ گروه دوم.

سوال:

برادر رضا چه نسبتي با او دارد؟

1: خواهرشه 2: بچه ي مامان باباشه 3: رضا برادر نداره 4: داداشه

صادق:

گزينه ي سه.

مجري:

نههههههه. يه كم بيشتر دقت كن.

صادق:

خوب آقاي مجري رضا داداش نداره فقط يه دونه خواهر داره، پس گزينه ي سه درسته.

مجري:

متاسفانه شما اشتباه گفتيد. ولي ما حتما دعا ميكنيم كه خدا يه برادرهم به رضا بده. خوب بريم سراغ گروه اول.

سوال:

ميوه ايي سبز رنگ كه روي آن نمك ميپاشند ؟

1 : هندوانه 2: موز 3: شلغم 4: خيار

امیر:

محمود سوالشون خيلي سخته. ببين هندوانه كه پوستش سبزه ولي روش نمك نميپاشن پس يك نيست. موز هم قبل از اينكه زرد بشه، سبزه ولي رو اونم نمك نميپاشن

محمود:

ولي عمه مهين من موز رو با نمك ميخوره.

امیر:

پس چرا زودتر نگفتي ؟ آقاي مجري گزينه ي دو درسته.

مجري :

واي نه خدا مرگم بده گزينه ي چهار درسته. خوب بريم سراغ آخرين سوال كه از گروه دوم ميپرسيم. اين سوال استثنا سه گزينه داره.

سوال:

كلاغ چه رنگه ؟

1: سرمه ايي 2: بادمجاني 3: سياه

رضا:

آقا ي مجري جواباتون خيلي شبيه هم هستن نميشه يكيشونو حذف كنيد ؟

مجري:

خوب تهيه كننده ميگه چون همسايه ي خودمون هستيد دوتا از گزينه ها حذف ميشه. حالا بايد شما بگيد كه تهيه كننده كدوما رو حذف كرده ؟

صادق‌ :

آقا سوالتون خيلي سخته ما انصراف ميديم.

مجري:

اشكال نداره چون انصراف بديد يا نديد شما دوم شديد. خوب بريم سراغ جوايز. گروه اول چون خوب به سوالات جواب دادن اول شدن، پس به اين گروه يك عدد ساعت مچي تقديم ميكنيم. امیر جان ساعته يه هفته پيش تو باشه و هفته ي بعدهم اونو بده به محمود. اما جايزه گروه دوم يك عدد ساعت ديواريه. رضا و صادق عزيز واسه اينكه دعواتون نشه ساعتو بديد به من واسه تون نگه ش ميدارم.

مجري:

به پايان يكي ديگه از مسابقه هاي "من و تو باهم ميشيم شما" رسيديم. اميدوارم سوالات اين دفعه هم اطلاعات شما رو زياد كرده باشه. تا برنامه ي بعد حق نگهدارتون.

 

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 87/02/09 ساعت 8:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


کنکور زن و سیاست

 

 

1. یک رئیس جمهور خانم کدام جمهوری زیر را ترجیح می دهد؟
الف - جمهوری کمونیستی
ب - جمهوری فمینیستی
ج - هر جمهوری که کلاسش بیشتر باشه
د - جمهوری کیلو چنده ! شوهر منیژه، سالی دوبار منیژه رو می بره دوبی اون وقت من ! صب تا شب باید  بشینم کنج این خونه مملکت رو اداره کنم!! hee hee
 
 
2. نام نخست وزیر فقید پاکستان که چند وقت پیش به قتل رسید.    .........بوتو
الف - بی نظیر بوتو
ب - کم نظیر بوتو
ج - یه دختر دارم تا نداره بوتو
د - بابا همه جا ریخته !! بوتو hee hee
 
 
3. کدام گزینه زیر را مسبب اصلی ترور خانم بوتو می دانید؟!!
الف - گزینه ب
ب - گزینه جیم
ج - گزینه دال
د - علی دایی!! hee hee
 
4. موفق ترین زن در عرصه سیاست را چه کسی می دانید؟
الف - آنجلا مرکل
ب - کاندولیزا رایس
ج - مارگارت تاچر
د - یانگوم
راهنمایی: گزینه های الف و ب و ج درست نمی باشد. hee hee
 
 
5. فمنیست چیست؟
الف - کلاً چیز خوبی است
ب - کلاً چیز خوبی نیست
ج - توهم است
د - یه چیز تو مایه های زن ذلیلی است  !!
و -  همون چیزیه که بعضی از عناصر بچه قرتی(بعضی از آقایونو می گه)  اسمش رو می ذارن عشق!
ه - نام نوعی درخت گلابی است که در جنگل های آمازون رشد می کند. hee hee
 
 
7. نام دبیر سازمان سیاسی اجتماعی آزادی زن. پروین ....
الف - پروین کابلی
ب - پروین لوس آنجلسی
ج - پروین مزار شریفی
 د - پروین همه جای جهان  سرای من است! hee hee
 
 
8. روزنامه نگار و خبرنگار زن ایرانی که یکی از ۳۰ زنی بود که با اعتراض مدنی جلوی در غربی ورزشگاه آزادی، در  اواخر نیمه اول، توانست مسابقه ایران - بحرین در چارچوب رقابت های مقدماتی جام جهانی 2006 را را از نزدیک ببینند.
 
الف - به دلیل طولانی شدن سوال از ارائه گزینه الف معذوریم!
ب - پرستو دو کوهکی
ج - کفتر چاهی دو کوهکی
د - عقاب تیز پرواز  دو کوهکی
و - پیلا پیلا  دو کوهکی
ه - خب مگه مجبورین برین آزادی! پاشین برین نیوکمپ بدون این که علاف شین  کل بازی رو ببینین! تازه اونم بازی بارسلونو نه ایران بحرینو ! hee hee
 
 
9. حقوقدان ایرانی که سومین زن مسلمان است که جایزه صلح نوبل را برده است.
الف - شیرین عبادی
ب - شیرین عبادی
ج - شیرین عبادی
د - گزینه الف و ب
و - همه موارد فوق صحیح است
ه - نخیر هیچ کدوم  صحیح نیست.
ی - کلیه گزینه های فوق با هم درگیرند! hee hee
 
 
10. نام دیگر گاز های بی اثر مثل هلیم و نئون؟ گازهای  ... ( سوال سیاسیو باش !!)
الف - سر به زیر
ب - نجیب
ج - با وقار
د - کلاً بچه خوبیه! hee hee
 
 
11. به دلیل  بی ربط بودن سوال فوق این سوال پلمپ می گردد !!
الف - .....
ب - ........
ج - .........
د - علی دایی! hee hee
 
  
 
13. سن قانونی زنان برای کاندیدا شدن برای  انتخابات ریاست جمهوری؟
الف - 30 سال
ب - 35 سال
ج - 40 سال
د - از آن جایی که سن خانم ها از 25 بالاتر نمی رود . خانم ها نمی توانند اصلاً کاندیدا شوند. hee hee
 

داوطلبان عزیز وقت پاسخگویی به سوالات به پایان رسیده است! لطفاً با زبان خوش پاسخنامه های خود را بالا بگیرید. ضمناً نتیجه آزمون از نیم ساعت پیش !  بر روی سایت سازمان سنجش  قرار گرفته است!!  داوطلبان عزیز می توانند با مراجعه به سایت از رد صلاحیت شدن خود مطمئن گردند. 
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 87/02/01 ساعت 10:25 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


وسايل ارتباط جمعي

 

 

 

 

 

عرض به خدمت شما که در راستای افزایش اطلاع رسانی  میزان نفوذ بالای وسائل ارتباط جمعی روی مردم لازم دیدم که در مورد این وسائل یکم توضیح بدم و اونا رو معرفی کنم...


بدنه اتوبوس:یکی از مهمترین وسائل ارتباط جمعی که اینروزا کاربرد زیادی تو ایران داره...

 

 بدنه اتوبوسه...معمولا آگهی های مربوط به پاکیزگی(لطفا مرا بشویید)یا تبلیغات نامزدها(عشق من ریحانه...) محدود می شه.


شیشه پشت اتوبوس:معمولا یاد یاران(جواط تمساح...علی شپش...مرگ بر حامی بچه ها)یا نقش روزگار(یه قلب شکسته یا یه قلب تیرخورده)رو مخصوص این قسمت اتوبوس می دونن.


بدنه داخلی اتوبوس:محل گذر روزگار(یادگاری از قلی و سکینه بتاریخ فلان) یا اطلاعات مهم(این یادگاری از من است...هر کس بخواند خر است).


روکش صندلی اتوبوس:شهر ما خانه ما(چسبوندن آدامس مصرف شده) و حفظ پاکیزگی هوا(مالیدن خلط و اخ و تف و مف).


تیر چراغ برق:محل نمایش هنرهای دستی(کنده کاری قلب با کلید) و البته افزودن زیبایی شهری.


درخت:محل نمایش هنر نستعلیق نوین(کنده کاری اسم با چاقو)یا حکاکی سنتی(کندن اسم با ناخن).


کیوسک تلفن:محل نگارش ناگفته ها(پدرسگ چرا گوشی روبرنمی داری)یا دردودل فراموش شده ها (مگه نمی گفتی هر جوری شده با من ازدواج می کنی؟).


دیوار بیرونی خونه:این مورد مخصوص آگهی های اطلاع دهنده جوب آب...مواظب باشید)یا آگهی های نهی کننده(آشغال نریزید)) هشدار دهنده(هر کس در این مکان آشغال بریزد خر است).

توالت عمومی:که البته این مورد جزو مهمترین و پرکاربردترین وسائل ارتباط جمعیه.از جملات نغض و بی بدیع(وای از درد بی کسی)گرفته تا اشعار نغض شعرای گمنام و پیدانام(نگاش نکن چه زشته......حتی درددل مردم رو البته به طور طبیعی و واقعی(دیوار زرد و قهوه ای شده)می شه دید.محل خروج بسیاری از احساسات لطیف انسانی(با صدای پربو)یا احساسات سرکوب شده انسانی(بی صدای پراثر).یا آغاز دوستی های لطیف(09122222222 علی...نه شب به بعد)یا تعریفات بی غرض و بی بدیع(دنیا فقط دختر ایرونی...مرگ بر پسر ایرونی).


مراسم فاتحه:عزاداری مردم برای سقوط افراد
اینترنت:کمک بلاعوض و بدون غرض به مردم (عضویت در گلدکوئست و گلد مین آی ان تی و غیره و ذلک و آغاز دوستیهای تلخ و شیرین)

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 87/01/17 ساعت 8:36 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نیازمندیها!

 

 

 

 

سلام به برو بچ شریف و گل گلاب و مهربون و نازنین و هميشه در صحنه. عيد نوروزه ، تحویل بازاره! گفتم من هم تحویلتون بگیرم  !!

 

جهت اطلاع دوستان محترم ، براي بازديد بيشتر آگهي خود در ايام نوروز، منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم !!

 

 

عباس آقا و شهین خانم عزیز! در تاریخ سوم عید آمدیم نبودید،نیایید نیستیم !!

از طرف هوشنگ خان و اهل بیت!


 

هوشنگ خان عزیز بسی متاثر و آزرده خاطر هستیم از این که آمدید ، نبودیم! احتراما به استحضار جناب عالی می رسانم اینجانب عباس آقا به همراه اهل و عیال در تاریخ هفتم عید به منزلتان هجوم خواهیم آورد .در صورت باز نشدن درب از بالای دیوار اقدام کرده و یا از مقامات قضایی مجوز ورود خواهیم گرفت.

ارادتمند شما !عباس آقا اینا!!


 

اقوام و خویشان گرامی !

 مژده !مژده!

دیگر لازم نیست زحمت کشیده و این همه راه را تا منزل ما بیایید.ما در طول تعطیلات همیشه آنلاین هستیم. برای جویا شدن از حال ما و تبریک گفتن عید کافی است به ما پی ام بدهید .


 
 

اینجانب فواد !! بدین وسیله اعلام می دارم در سال 1387 به هیچ عنوان قصد ازدواج ندارم!! لذا از دختر خانم های عزیز تقاضا می شود در روز سیزده بدر سبزه ها را به نیت کَس دیگری گره بزنند!!

با تشکر از خودم!!


 
 

خاله مریم عزیز ! خجالت بکش ! آخه هزار تومن هم شد عیدی!!

از طرف بهاره کووچوووو


 
 

واینک اختراعی جدید ! ویژه عید نورووووز !!

 دیگر نگران پسته های داخل آجیل نباشید. دستگاه پسته یاب آجیل !!

کاری از گروه صنعتی زریلی ها !
 



مژده !مژده! تیم ملی  فوتبال ایران  آماده مسابقه است! ( به ویژه در طول ایام نورووز)


 
 

ما شما را در صه ثوط به صوی دانشگاح حدایط می کنیم! فقت کافیه صبط نام کنید!

100% تزمینی با اصاطید مجرب و کار کشته! کانون فقط برای شاگرد خرخونا نیست ، برای شاگرد خرخونا نیز هست!!

کانون اقتصادی آمرزش


 
کامبیز جان بدین وسیله بازگشت پیروز مندانه جناب عالی از ماه عسل ! را تبریک و شاد باش عرض می نماییم.


 
 

بسیار خشنود و خرسندیم  که بدین وسیله اعلام داریم فروشگاه ما  جهت رفاه حال شما مشتریان و شهروندان عزیز در طول ایام نوروز کلیه اجناس خود را به قیمتی مناسب و عادلانه عرضه خواهد کرد.

فروشگاه ما


 
 

بسیار خشنود تر و خرسندتریم !! که اعلام می نماییم واحد صنفی بالا به دلیل رعایت انصاف و احترام گذاشتن به حقوق مشتری پلمپ گردید.

کسبه همجوار

 

 

عید همتون مبارک باشه

تولم هم نزدیکه!!!

کادو ها رو آماده کنید!!!!

کسی دعوتت نکرده که خودتو میندازی وسط!!!!!

فقط کادوتو میفرستی!

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 87/01/04 ساعت 8:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلطان...

 

 

و سرانجام

علی دایی سلطان میشود

پس از دویدن ها و جهیدن ها و خزیدن های بسیارو مذاکرات متعددی که جناب کفاشیان با خوزه مورینیو، فابیو کاپلو، کلمنته ، سر الکس فرگوسن ، دیوید کاپرفیلد ، جنیفر لپز، هاکل برفیلد و نهایتا عمو پورنگ و یوگی و دوستان انجام داد سرانجام علی دايی با وجود مشغله های بسیار گوی سبقت را از حریفان ربود و با یک دیریپل دو طرفه تمیز توپ را به محوطه جریمه حریفان رسانید و با یک بغل پا مشتی توپ را به کنج دروازه جا داد و حریفان هم جز نگاه کردن کاری از دستشان بر نیامد

آری: علی دایی به سلطنت رسید

واما در پاسخ به پرسشهای فراوان خبرنگاران مبنی بر دو شغله بودن ایشان و سرنوشت تیم سایپا که چندی دیگر در بازیهای اسیایی نماینده ایران است، فقط گفت:

 

البته تجربیات و توانایی ها و استعداد هاي علی دایی جان بر کسی پوشیده نیست تا آنجا كه در خبر است استعداد فوتبالي علي دايي آنگونه بود كه در سن شش ماهگي (‌ در قنداق ) سرش به ما تحتش پنالتي ميزد.

علي دايي از بچگي بزرگ شد آنهم در اردبيل. وي نميدانست تا چه اندازه فوتباليست است تا يك روز در محله، بچه ها براي كشيدن خط صافي براي تيرك دروازه شان بر ديوار كوچه، از وي كه قد رعنايي داشت بعنوان خط كش استفاده كردند و در همين زمان علي دايي فهميد كه بله!!! اون هم آره ه ه

از اقتخارات و تجربيات علي دايي شاید اين باشد كه تا چند قرن اتی هم فوتبالیستی از مادر زاییده نشود که بتواند رکورد بازی های ملی ایشان را فتح کند و با اعتماد به نفس فراوان در حالی که به علت کهولت سن حتی توانایی پاسکاری با بازیکن یک قدمی خود را ندارد پس از کشمکش ها وغر غرهای فراوان کارشناسان فوتبال و فوتبال دوستان حاضر به کناره گیری از زمین چمن شود
( تازه ان هم بعد از بالا رفتن امار خود کشی به سبب نتیجه های ضعیف تیم ملی و بعد از کلی بد وبی راه گفتن و غر ولند)

يكي از تجربيات مثال زدنی ايشان به کار بردن الفاظ زیبا و مناسب توسط ایشان است که در مواقع عصبانیت وبعضاً بعد از باختهای بدجور به مرحله اعلا رسیده بروز میکند که در نتیجه آن عده های قلیل دلخور شده اما در عوض ملتی را خندان میسازند !!

تجربه دیگر که شاید علت بسیاری از موفقیت های ایشان و احتمالا تعداد بازی های ملی سلطان دایی است، به کار انداختن پول و سرمایه در موقعیت های حساس میباشد که به دلایلی که اصلا به کسی مربوط نیست از ذکر آن خودداری میکنیم !!!

 

و .... اما

آیا سلطنت سلطان علی دایی مانند تمام سلطنت های استبدادی موروثی است؟

یعنی آیا فرزند گرامی ایشان پس از تولید، وارث قانونی بازیکنی در تیم ملی و سپس مربیگری آن است؟؟

آیا سلطان گرانقدر در دوران مربیگری هم مانند دوران بازی به نرمی وارد تیم ملی می شوند اما برای خالی کردن پست فقط میتوان از حضرت فیل مدد گرفت؟

آیا آقای دایی با توجه به سمت مربیگری تیم ملی (که همچین کم سمت کشکی هم نیست)
باز هم ملت را از الفاظ نیکو و منحصر به فرد محضوض مینمایند؟
آیا آقای دایی دانش ومدرک لازم را جهت مربیگری تیم ملی دارا هستند؟

آیا مربیگری تیم سایپا خللی در توجه ایشان به تیم ملی ایجاد نمیکند؟

و….

راستش من که دیگه برام مهم نیست چه اتفاقی برای تیم ملی فوتبال میفته چون بدبختی ما بیشتر از این حرفهاست اصلا تیم ملی می خوایم چیکار. جام جهانی کشک کی … شما چى فكر ميكنيد؟

 
بخند، زياد جدي نگير ... !!


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/12/22 ساعت 11:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سينماي ايران را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

 

 

 

همانطور كه ميدانيد، فیلم سینمایی مشكوك «سنتوری» كه به‌دلیل مشغله‌ی فراوان دوستان در بخش ممیزی، به جشنواره‌ی پارسال فیلم فجر راه یافته بود و البته شكر خدا به‌همت خود عزیزان اكران نشد، در سطح پیاده‌رو اكران شد !!

 

تهیه‌كننده و كارگردان این فیلم، ملت همیشه در صحنه را به واریز كردن پول به یك حساب مشخص فراخواندند، و ملت هم بعد از خریدن و دیدن فیلم همه‌چیز را محكوم كردند؛ اما وزارت ارشاد اعلام كرد كه كار، كار خود عوامل فیلم است.

 

از آن جا كه ما خود را موظف به تایید وزارت محترم می‌دانيم، ضمن دیدن فیلم ممیزی‌نشده، احتیاطاً فیلم و عوامل و قاچاقچی‌ها و عموم ملت ایران را محكوم می‌كنيم. باقی‌ش را هم خدا كریم است.

 

در ضمن براى ارتقاى سطح كيفيت سينماى ايران كه هم اكنون با هاليوود در حال رقابت ميباشد، يك عدد فرم نظرسنجى رو تهيه كرديم كه از شما تقاضا داريم ضمن پر كردن و ارسال آن براى ما، مشت محكمى بر دهان قاچاقچی‌هاى سينماى ايران بزنيد. تكبير ...

- به نظر شما «نقطه ضعف قابل توجه» سينماي ايران چيست؟

سينماي ايران نقطه ضعف ندارد c   

 سينماي ايران ضعف ندارد c    

سينماي ايران نقطه ندارد c     

سينماي ايران قابليت توجه ندارد! c

- بعد از اينكه شنيديد «اخراجي ها» پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران شده است چه حسي پيدا كرديد؟

تحير c     تأثر c     تأسف c     تحير و تأثر توأم با تأسف c

- غير منتظره ترين سكانس پاياني فيلمي كه ديده ايد چيست؟

   عروسي در پايان فيلم c  

   دستگير شدن آدم بدها و عروسي در پايان فيلم c  

   خوشحالي آدم خوب ها و عروسي در پايان فيلم c  

   دو تا عروسي در پايان فيلم!  c

- كدام صحنه از فيلم هاي دفاع مقدس شما را بيشتر تحت تأثير قرار مي دهد؟

  ديالوگ «حاجي! سيدت رو كشتنc  

  پرپر شدن يك گردان عراقي با يك خشاب ژ 3 c    

 حضور يك حاجي اتوكشيده با موهاي سشوار شده در وسط معركه جنگ c

- چرا جايزه زرشك طلايي از سينماي ايران حذف شد؟

    بخاطر لابي صنف كشك فروشان براي تغيير نام جايزه به كشك طلايي c 

    درگيري فيزيكي تعدادي از كشك فروشان با زرشك كاران و دخالت پليس c   

     ايجاد شانتاژ و ترور شخصيت رئيس اتحاديه زرشك كاران توسط گروهي كشك فروش نما! c

- به نظر شما چه چيزي باعث شد تا فيلم «محسن مخمل دوز» جوايز جشنواره ها را درو كند؟

  وجود حس نوستالوژيك رئال محور، در بطن ميزانسن ها c 

  به تصوير كشيدن آلام و رنجهاي مارمولك هاي كوير لوت c   

  ارسال اشتباهي فيلم آن دوربينش كه مدتي در كوير لوت گم شده بود به جشنواره c

- چه چيزي باعث شد كه مهتاب كرامتي به عنوان سفير صلح سازمان ملل انتخاب شود؟

  چون رنگ چشمانش با رنگ پرچم سازمان ملل سِت بود c  

  چون نماينده سازمان ملل در ايران تا آن موقع هنوز مهناز افشار را نديده بود c 

   به ساير دلايل مهم! c

- به نظر شما علت استقبال گسترده از سينماي ايران در افغانستان چيست؟

  چون مردم بحران زده افغانستان، با سينماي پريشان احوال ايران همذات پنداري مي كنند! c  

  فشار جنگ باعث بروز بيماري هاي افسردگي، پوچ گرايي «خود مزخرف پنداري!» و درنتيجه گرايش به سينماي ايران شده است c

- CD مجاز فيلم هاي ايراني را چگونه تهيه مي كنيد؟

 بقالي سر كوچه مون باقي پول رو CD  ميده c    

 اصغر آقاي ماست بند، CD اوريجينال آيينه مياره، از اون مي گيريم c

 ما خودمون از روي پرده مي گيريم توزيع مي كنيم! c

 

- چقدر براي سينما رفتن هزينه مي كنيد؟

  اينقدر c     اونقدر c     چقدر؟!!  c    برو بابا دلت خوشه! c

 

- در كل سينماي ايران را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

 خوبه! فقط مدتش رو بيشتر كنيد c        (بي خودي دنبال گزينه ديگه اي نباشيد! اين سئوال يك گزينه داشت!) 

 
غیر از طنز همه چی تعطیل!


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/12/07 ساعت 1:3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


روزی که زن شما , رئیس شما شود !!!

 

 

روزی که زن شما , رئیس شما شود !!!
 
 
من که واقعا براتون متاسفم!!!!!!!!!!!!!!! 
 
تا حالا پيش خودتان تصور کرده ايد که اگر روزي زن شما ، در محل کارتان ، رئيس شما بشود ، چه عواقبي خواهد داشت ؟
 
اگر مايليد تا گوشه اي از عواقب شوم اين وضعيت را دريابيد ، اين مطلب را تا آخر ، به دقت مطالعه کنيد !
 
 
اگر يکروز ، چند ساعت دير به محل کارتان برسيد ...
 
واکنش همسر/رئيس شما : اين چه موقع اومدن به سر کاره ؟ مي دوني ساعت چنده ؟ چرا اينقدر دير اومدي ؟ چيکار مي کردي ؟ کجا بودي ؟ با کي بودي ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !
 
 
اگر يکروز از ارباب رجوع ، زير ميزي يا همان رشوه ، دريافت کنيد ...
 
واکنش همسر/رئيس شما : اين چه کاري بود که تو کردي ؟ چرا اين کار رو کردي ؟ مگه حقوق خودت برات کافي نبود ؟ مگه خرج و مخارجت در ماه چقدره ؟ چرا خرجت اينقدر رفته بالا ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟!  ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !
 
 
اگر يکروز ، تقاضاي چند روز مرخصي نماييد ...
 
واکنش همسر/رئيس شما : چرا تقاضاي مرخصي کردي ؟ ديگه اتفاقي برات افتاده ؟ جايي مي خواي بري ؟ کجا مي خواي بري ؟  چرا مي خواي بري ؟  با کي مي خواي بري ؟  نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟!  ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !
 
 
اگر يکروز در پرونده هايي که زير دست شماست ، اشتباهي رخ دهد ...
 
واکنش همسر/رئيس شما : چرا اين اشتباه رو مرتکب شدي ؟ چرا توي کارت دقت نکردي ؟ چرا چند وقته که بي دقت شدي ؟ چرا اينقدر حواست پرته ؟ انگار که فکر و ذکرت يه جاي ديگست ؟ حواست کجاست ؟ هوش و حواست پيش کيه ؟ به کي داشتي فکر مي کردي ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟!  ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !
 
 
اگر يکروز ، بعنوان کارمند نمونه اداره معرفي شويد ...
 
واکنش همسر/رئيس شما : از صميم قلب بهت تبريک مي گم . تو بعنوان کارمند نمونه شناخته شدي . حالا بگو ببينم ، چي شد که يکدفعه اينقدر عوض شدي ؟ چي باعث شده که اينقدر خوب کار کني ؟ انگيزت براي خوب کار کردن چي بوده ؟ مشوقت کي بوده ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !
 
 
اگر يکروز بخواهيد از کارتان استعفا دهيد ...
 
واکنش همسر/رئيس شما : چرا مي خواي استعفا بدي ؟ مگه اتفاقي افتاده ؟ پس مخارج زندگي رو چطوري مي خواي تامين کني ؟ مگه شغل بهتري پيدا کردي ؟ چه شغلي ؟ کي برات پيدا کرده ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟!  ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !
 
 
اميدوارم که با خواندن اين مطلب ، به عمق فاجعه پي برده باشيد ! پس به شما توصيه مي شود که يا زوجه اي که رئيس باشد اختيار نکنيد ، يا نگذاريد که خانومتان رئيس شما بشود ، و يا اگر هم يک زماني خدايي نا کرده ، روم به ديوار ، خانوم شما رئيستان شد ، سريعا و بدون هيچگونه معطلي ، از محل اداره متواري شويد و به دنبال يک شغل ديگر برويد !


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/11/16 ساعت 8:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تست عشقولانه!!!

 

 

1 ـ اگه روز خواستگاری قرار شد که 4 سال تو عقد باشید و بعد از گذشت اولین سال عقدتون ، پدر زن شما بهتون گفت که : دستوپاچلفتی پس کی میخوای این ترشیه ما رو ببری خونه بخت ؟ اونوقت شما چی کار میکنید:

الف: مثل پدرزن ذلیلا(پ زذ ) سرتون رو خم میکنید و با ترس و لرز میگید: آقا جون همین یه ماه دیگه دستشو میگیرم و میبرم.

 

ب: مثل آدمهای با اعتماد به نفس تو روی پدرزنتون وای میستید و میگید : تو چی میگی دیگه ... اونش به خودوم ربط دارِه فهمیدی؟!

 

ج: مثل آدمهایه طناز و با رویی گشاده به صورت پدر زنتون نیگاه میکنید و میگید هنوز ترشیش نرسیده ، وقتی خوب  رسید و ترشی لیته شد ، اونوقت برای مصرف خانگی حتما میبریمش خونه بخت!

 

د: با چهره ای غمگین و مظلومانه به پدر زنتون میگید: آقا جون خودتون که بهتر میدونید تخم مرغ چقدر گرون شده. شما جای من بودید چه کار میکردید.مگه مرض دارم یه نون خور اضافی دنبال خودم راه بندازم؟

 

 

 

2 ـ بر فرض اگه تونستید اون خانم رو با بدبختی به خونه ی بخت ببرید و فهمیدید که به جای دسپختِ ایشون ، همش باید دستپخت سیبیل کلفتای رستوران ها رو بخورید ، بعد این موضوع را چگونه با همسرتان در میان میگذارید؟

الف ـ به شوخی بهش میگید ببین عزیزم ، من که تو رو الکی نگرفتم ! من تو رو گرفتم که واسم غذاهای خوشمزه بپزی تا بخورم ! وگرنه به چه دردی میخوری پس تو ؟! هان ؟ اصلا پاشو برو خونه ی ننه ات دختره ی بی هنر!

 

ب ـ به خاطر گزینه ی الف یه چکش به دهانتان اصابت میکند و دندوناتون میشکند و میریزد تو حلقتون و دیگه حرفی نمیتونید بزنید و میرید یه پرس کباب از اصغر اقا میگیرید و میاید میدید همسرتون میل کنه... چون خودتون که بی دندون شدید دیگه!

 

ج ـ مثل مردای خوب و(زذ) میگید چشم نوکر همسر گلم هم هستم ...تو  بادمجون بخواه ! و بعد شاهد نگاه عاقل اندر سفیه خانمتون به خودتون میباشید ولی نمیفهمید و میخندید…مثلا فکر میکنید چقدر مرد خوبی هستید..هی هی هی

 

د ـ  به نظر من مهم عشق است . عاشق همسرم هستم و حتی حاضریم یه نون و پنیر رو با عشق بخوریم ولی به همدیگه بد نکنیم ، ولی خب تحمل کردن هم اندازه ای داره ... اگه پخت و پز بلد نباشه با سگک کمربندم کبودش میکنم ..... قاط بزنم هیچی حالیم نمیره !

 

                             

3 ـ اگر خدا به شما یه بچه هدیه داد و یه روز که از حموم در اومدید ببینید یهو خانمتان بچه را در مقابل چشمانتان گرفته و در حالی که بوی خوشی از بچه تان ساطع میشد ، به شما گفت بیا بگیر این بچتو عوضش کن چون خونه را بوی گند برداشته، اونوقت شما چه کار میکنید؟

الف ـ میخندید و میگید آی بابا قربون بوی گندش بره ... میبینی خانم چه بچه ایه .... به باباییش رفته ! بابا فداش شه و بچه را میبوسید!

 

ب ـ بهش با مهربانی میگید ببین عزیزم من دستام به کهنه ی بچه آلزایمر داره  !...اگه  به کهنه اش دست بزنم پوست دستم تیره میشه ! اگه پوست دستم تیره بشه بعد دیگه نمیتونم پول دربیارم واسه بچه کهنه بگیرم و اینطوری تمام خونه تیره میشه !

 

ج ـ  یه نیگاه زیرکانه و با اخم  به سگک کمربندتون که رویه شلوارتون خودنمایی میکنه ، میکنید و سپس یه نیگاه به خانمتون...بعد اونوقت اگه خانمتون ترسید ، که شما برنده شدید ولی اگه خانمتون نیز یه نیگاه زیرکانه به کفگیر و قابلمه انداخت اونوقت من توصیه میکنم سریع به حرفش گوش بدید و دریغ نکنید

 

د ـ میگید کور خوندی ! من اصلا بچه دار نمیتونم بشم که بخوام کهنه اش را عوض کنم !

 

 

4 ـ اگه تو اداره نشستید و دارید کاراتونو انجام میدید و بعدش تلفن زنگ بزنه و مادرتون شما رو برای آنشب به خونشون دعوت کنه و وقتی میایید خانه ببینید که همسرتون میگه که مامانم امروز زنگ زد و برا امشب ما رو دعوت کرد ، بعد اونوقت چکار میکنید؟

الف ـ میشینید گوشه ی اتاقتون و میزنید زیر گریه و به یاد روزهایه خوش مجردیتان می اُفتید....( خیلی بی بنیه هستید بابا)

 

ب ـ میرید تو حیاط و بلند داد میزنید و میگید خداااااااااااایا من چقدر بدبختم آی مردم آی همسایه ها...به دادم برسید ...بیاید منو از دست این زن نجات بدید بعد در این هنگام با برخورد یک ملاقه به فرق سرتون از حال میرید

 

ج ـ در این موقع خونسردیه خود را حفظ کرده و میگید نخیر ....فقط میریم خونه ی مامانم ، فهمیدی یا باز با سگک کمربند بیافتم به جونت و کبودت کنم هان؟ در این لحظه احتمالا خانمتون جلوتون سوسک میشه و کم میاره ...فقط در این لحظه سرتون رو به هیچ وجه بر نگردونید....شَتَرَق....ای بابا گفتم که برنگردونید ...حَقِته ، باز سرت  با قابلمه اهدایی از طرف همسرت اصابت کرد؟ حَقِته . تا تو باشی به حرفم گوش ندی !

 

د ـ ما اصلا سر این موضوعات هیچ مسئله ای با هم نداریم و از عصر با خانمم اینا میریم خونه ی مادرشون تا شب و شب واسه ی شام و خوردن میریم خونه ی مادرم اینا....اینجوری هم همسرم راضیه و هم مادرزنم! ( اَه اَه زن ذلیل بدبخت )

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/11/01 ساعت 9:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سوال های ایرانیها

 

 

 
ما ايراني ها اصولاً زياد سوال مي پرسيم .ما ايراني ها اصولاً زياد هم جواب قانع كننده اي در قبال سوال هامون دريافت نمي كنيم.اما اين دليل نميشه كه ما ايراني ها دست از سوال كردن برداريم!
 
 
بعضي از سوال ها هستند كه بين مردم مشترك هستند و به عبارتي اين سوال ها رو بسياري از مردم روزانه مي پرسند. البته در بيشتر موارد اين سوال ها جوابي رو در پي نداره:
 
بيشترين سوال هايي كه يك زن و مرد در زندگي زناشويي از هم ميپرسند:
 
1- شوهر عزيزم ديشب كجا بودي؟
 
2-خانم عزيزم ميشه الان تلفن نزني؟ چون ميخوايم 2 ساعت ديگه شام بخوريم!
 
3-وايسا ببينم مرتيكه!اين كيه زنگ ميزنه و تا من گوشي رو بر ميدارم قطع ميكنه ولي وقتي تو گوشي رو برميداري 3 ساعت با هم صحبت مي كنيد؟هان هان هان؟!
 
4-و سوالي كه هميشه همه زن ها از شوهرشون مي پرسند:
(در ابتداي زندگي مشترك): عزيزم بهم ميگي دوست دارم؟
(در  وسطاي زندگي مشترك)بي وفا ديگه دوستم نداري؟
(در موقع طلاق) من از همون اول هم ميدونستم دوستم نداري!
 
5-من هر روز صبح كله سحر پا ميشم واست كار ميكنم.يخ حوض ميشكنم.خونه رو جارو ميكنم.رخت كثيف ميشورم.دستام تا بازو جر خورده حالا حق ندارم شب كه مياي خونه منو ببري شام بيرون؟

 
6-آيلين جان سه هفته ست داريم جمعه ها ميريم خونه مامان تو.نميشه اين هفته بريم خونه مامان من؟
 
7-عزيزم اگه گفتي فردا چه روزيه؟(به آقايون محترم توصيه ميكنم وقتي اين سوال ازشون پرسيده شده سردرگم نشن و مثل بز تو صورت طرف مقابل نگاه نكنن!چرا كه تجربه نشون داده  جواب اين سوال خيلي ساده ست :يا تولد خانومتون يا سالروز ازدواج)
 
8-شرمنده خانوم!يادم نمياد،ميشه بگي سالگرد ازدواجمون كي بود؟
 
9-خانم پسرمون امسال ميره كلاس چندم؟
 
10-ما كه به اندازه كافي پول داريم.مي خواي بري سر كار كه چي بشه؟
 
11-شام چي داريم؟
 
12-نكنه امشبم مثل هميشه شام نداريم؟
 
13-ميشه يه شبم كه شده شام درست كني؟
 
14-هر چي بگي ميكنم.فقط طلاقم نده!باشه؟
 
15-آقاي قاضي شما ازش بپرسيد چرا ميخواد طلاقم بده؟
 
.....
 
سوال هايي كه يك دختر و پسر در رابطه دوستي از هم مي پرسند:
 
الف:سوال هايي كه پسرا ميپرسند:
 
1-امروز ميتوني بياي بيرون؟
 
2-اون پسره كي بود باش دست دادي؟
 
3- من ميدونم تو با 10 پسر ديگه هم ارتباط داري! فكر كردي من خرم؟
 
4-چرا مثل روزاي اول نيستي؟
 
5-چرا تلفنت رو جواب نميدي؟
 
6-ببينم تو دوست داري بريم يه جاي خلوت كه فقط من و تو باشيم؟!؟!؟!
 
7-چند تا برادر داري؟
 
8-بابات چي كارست؟
 
9-ميشه دوستت مريم رو با دوستم رامين آشنا كنم؟
 
10-چرا فكر ميكني من اينقدر دروغ ميگم؟
 
 
ب : سوال هايي كه دخترا ميپرسند:
 
1-تو چرا اينقدر اصرار داري منو ببيني؟
 
2-چرا با اين دختره اينقدر نگاه ميكني؟
 
3-چند تا دوستم داري؟
 
4-مگه روزاي اول چه جوري بودم؟
 
5-چرا جواب sms  نميدي؟
 
6-هنوزم دوستم داري؟
 
7-تو فاميلتون دختر همسن تو هم هست؟
 
8-ماشينت مال خودته؟
 
9-من از اين رامين دوستت خوشم نمياد.ميشه باش قطع رابطه كني؟
 
10-چرا شما پسرا همتون دروغ ميگيِد؟
 
و سوال هايي كه در مواقع تنهايي از خودمون مي پرسيم:

 
1-چرا منو گذاشت و رفت؟
 
2-الان داره چيكار ميكنه؟
 
3-خدايا  يعني انتقام منو ازش ميگيري؟
 
4-با چي خودكشي كنم؟!
 
5-آخ فكر كنم اشتباهي قرص خوردم!يعني اون چه قرصي بود؟
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/10/01 ساعت 11:2 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


درد و دلهای 1 گربه...

 

 

من يک گربه هستم.گربه اي که هرروز در برابر آماج حمله هاي انساني مي ايستد و مبارزه ميکند.براي ما کلمه پيشت ديگر معني خاصي نميدهد.اين کلمه بدين معني است که انسانها آنقدرخودخواه هستند که دوست ندارند ما را ببينند.هرگاه يک انسان يک گربه را ميبيند,هرچقدر با او فاصله داشته باشد او را پيشت ميکند.و ما ميدانيم اگر فرار نکنيم جوابمان سنگ يا لنگه کفش خواهد بود.

 

 

 

اي انسانها!آيا تابحال سردتان نشده است؟پس چرا نميگذاريد در زيرزمين خانه هايتان و يا درون ماشينتان

 

 بخوابيم؟مگر ما حق زندگي نداريم؟درست است که نژاد ببريان از نژاد ابوالبشر پشمالو تر است.اما آيا اين

 

 دليل بر اين ميشود که ما سرما را حس نکنيم؟مگرمن چه گناهي کرده بودم که وقتي در زيرزمين حسن کله

 

 پز بودم,چند بچه تخس جلوي در تجمع کردند و بعد از پيدا کردن من حسابي کتکم زدند؟يا چرا يکي از

 

 دوستان مرا ۲ هفته در يک زير زمين حبس کرديد؟آيا پناه آوردن به شما جوابش اينست؟

   

ما گربه ها از آب بدمان ميايد.آنوقت شما روي ما آب جوش ميريزيد؟مگرمريضيد؟مگر درد دارید؟خوب است روي

 

 خودتان آب جوش بريزند؟اين چه ظلمي است که ميکنيد؟

  

ما ملتمسانه از شما خواهش ميکنيم بچه هاي خود را خوب تربيت کنيد.چرا بايد هر وقت از کنار يکي از آنها رد

 

 بشويم شروع به سنگ اندازي به ما بکنند.روزي از کنار پسري ردشدم.بادستانش اشاره اي کرد.من چون دور

 

 بودم فرار نکردم.ناگهان ناراحت شد و از اين جسارت من آنقدر عصباني شد که دو کوچه دنبالم دويد.آيا ما

 

 وظيفه داريم تا ما را پيشت مي کنيد يا به ما نگاه چپ ميکنيد فرار کنيم؟اين چه فلسفه ايست؟مگر شما

 

 ساواکی هستيد؟

  

مگر نميدانيد ما چقدر مفيد هستيم؟ما مفيد تريم يا موشها؟اگر ما نباشيم که موشها پدرتان رادرخواهند

 

 آورد.اين چه اشتباهي است که شما سگها را به موجودات ملوس و زيبا ترجيح ميدهيد.سگها از صبح تا شب

 

 ميخوابند و به در و ديوار نگاه ميکنند.و به ذهن شما تلقين کرده اند که دارند نگهباني ميدهند.اشتباه نکنيد آنها

 

 موجوداتي مفتخور هستند.شما را گول زده اند.سگها را از خانه بيرون کنيد و ما را به درون خانه بياوريد.نه تنها

 

 همدم شما خواهيم بود بلکه با ملاست خودشما را به وجد خواهيم آورد.

 

  

زني از انسانها ميخواست زايمان کند.سريع او را به بيمارستان رساندند و در برابر جيغ و داد او نه تنها چيزي

 

 نگفتند,بلکه قربان صدقه او نيز رفتند.اما ما گربه ها هرگاه ميخواهيم زايمان کنيم و از شدت درد فرياد

 

 بکشيم.چنين جوابي مي شنويم.



-اي مرگ.


-سکينه آب جوش بذار.


-باز اين گربه ها آمدند اينجا بچه شان را بزايند.


-اصغر يادت باشه فردا بريم بچه هاشو بدزديم.

  

آري.اين سرنوشت ماست که بايد تا زايمان ميکنيم بچه هايمان را از ما جدا کنند و هرکدام را يک نفر


بزرگ کند.مگر آنها بچه هاي شما هستند.


آيا ميدانيد جدا کردن کودکي از مادرش چه گناهي دارد؟

 

...................................

 ستاد حمایت از گربه های خیابانی....


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/09/26 ساعت 11:49 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


آقایون....خجالت بکشید!!!

 

 

1-آقایون محترم لطفاً با دیدن عنوان مطلب از من ناراحت نشند
2-خانم های عزیز لطفاً با دیدن عنوان مطلب زیاد ذوق نکنند
به هر دو گروه محترم توصیه مکنم اول تا انتهای مطلب رو بخونند بعد....
 
******
 
واقعاً كه! براي همتون متأسفم. بله با خود شما هستم. چرا دور و ورتو نگاه مي كني ؟با خودتم. بله تو. تويي كه الان داري بر وبر منو نگاه ميكني!ميدوني چيه؟.......حق داري.اگه ميدونستي كه الان با خيال راحت اينجا ننشسته بودي. آقا جان پاشو .......فكري بكن .....براي چي؟ خوب معلومه براي جامعه ات. براي ناموس مملكتت. مردند آقا مردند. دختران جوان ما. خواهران ما .زنان جامعه ما.....
ميدونم هنوز نفهميدي .آخه تو چي ميفهمي؟ اصلاً ببينم تو اين بو رو احساس ميكني؟بله دماغتم كه گرفته!چي؟ يه چيزايي احساس مي كني؟ فكر ميكني اين بوي ناخوشايند چيه؟ هان؟ چي؟ آشغالاتونو  3روزه نبردي بيرون از خونه؟ بوي  گازوييل و دود؟ چي؟ آب خونتون قطع شده و نتونستي بري حموم؟ مسواك نزدي؟....نه آقاجان اين ها نيست. يعني اين بو ها هم الان وجود دارند ولي خوب اين بويي كه من منظورمه اين بوها نيست.
چيه بابا سرتو مي خاورني؟گيج شدي نه؟ نفهميدي منظورم چيه؟خوب بس كه از اون مخ كار نكشيدي همين ميشه ديگه..... در ضمن خودت بشين بينيم بابا!!!فحش نده ! بز! الاغ!
حقته همه اين حرفايي كه زدم حقته. اسم خودتم گذاشتي مرد؟ برو از بابات ياد بگير.از پدر بزرگت ياد بگير. اونا مرد بودند. نه تو! آخه به چي خودت مي نازي؟ چون چهار تا دونه ريش توي صورتت داري مثلاً مردي؟ نه برادر من مردونگي به اين چيزا نيست.....
چيه حرفام واست سنگينه؟تحملش رو نداري؟خوب ميتوني چشماتو ببندي يا گوشاتو بگيري.حتي ميتوني الان دكمه موس رو ببري اين بالا سمت راست و روي اون علامت× كليك كني و پنجره رو ببندي.....خوب ببند ديگه...چته؟چرا نيشت تا بنا گوش باز شده؟حرفم خنده دار بود؟
 
باشه چون نمي فهمي خودم ميگم! ببين عزيز من خودتم خواهر داري درسته؟خوب پس جاي اين كه هي بشيني با دوستات چرت و پرت بگين و تخمه بشكنيد و استاديوم بريد و فوتبال ببينيد مثل يه بچه آدم دست بابا و مامانتو ميگيري ميري خواستگاري يكي از اين هزاران دخترايي كه توي  مملكتت زندگي ميكنند .مگه نمي بيني اين همه دختر توي اين مملكت چشم اميدشون به توئه؟بابا به خدا اين بوي وحشتناك سركه كه الان زير دماغمونه داره ديوونمون ميكنه! آفرين پسر خوب.پاشو گلم. د پاشو ديگه....قربونت برم من .چي خونه و ماشين نداري؟پول نداري؟سربازي نرفتي؟بيكاري؟تحصيلاتت سوم دبستانه؟...بابا اينا كه مهم نيست....سريال هاي تلويزيوني زياد نگاه مي كني انگار.اينا مال تو فيلماست. الان يه موجودي هست به اسم پدر زن كه هم واستون خونه ميگيره و هم ماشين. تازه سر كار هم ميذارتت. نگران نباش...توروخدا ....اراده كن مطمئن باش به هدفت ميرسي...جون من نه نگو ديگه..اي ول مرسي عزيزم. منتظرتيم.يادت نره ها.
 
 
انجمن جويندگان همسر!!!
 
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/09/13 ساعت 11:18 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


زردي!!!!

 

 

فکر میکنم تو جمع ما کسی نباشه که تا حالا یه بار هم نگاهی به این مجله های زرد و سبز و آبی و قرمز ... ننداخته باشه! مجله هایی که با زیرکی خاصی با خواننده خودشون رابطه احساسی بر قرار میکنند و .... به هر حال این هم یه نوع راه پول در آوردنه! شاید شما ها هم دوست داشته باشید یکی از این مجله ها رو تولید کنید؟خیلی خوب پس نوشته زیر رو بخونید و بدونید که باید چی کار کنید!
 
 
1-اولین قدم برای داشتن یک مجله زرد داشتن یه اسم دهن پر کن واسه مجله است.اسم های: سرنشینان قهوه ای مایل به سیاه و یا موفقان صورتی - نیمه شب های زندگی- عشق و خانواده و خانواده زرد انبوه! و  ... توصیه میشه!
 
2-عکس روی جلد مجله باید یه عامل جذب کننده باشه .توی خارج  که جو بازه با  گذاشتن عکس مانکن های ملقب به هلو این کار رو میکنن ولی خوب اینجا که ایرانه باید چی کار کنیم؟هیچ نگران نباشید عکس یه دختر کوچولوی ناز نازی 4-5 ساله با آرایش غلیظ و لباس عروس و یا هنرپیشه های مامانی و آماده و فشن مشکل رو حل میکنه.....
 
 
3-اصولاً مجله ای که توش با فوتبالیست ها و بازیگران سینمایی مصاحبه نداشته باشه مجله زرد نمیشه واسه همین سعی کنید که حتماً مصاحبه با یه هنرمند(البته هنرمندان آبگوشتی !) و فوتبالیست های پر حاشیه تو مجله بذارید.نمی خواد هم برید با طرف مصاحبه کنید بابا از تخیلتون کمک بگیرید.ملت(مخصوصاً  بعضی از دوستان مونث دبیرستانی)دیوونه این هستند که بدونن گلزار یا نیکبخت چند سالشونه و آیا مجردند یا متأهل.یکی از وظایف شما اینه که به خوانندتون امید بدین پس من یه مصاحبه خیالی این زیر واستون میذارم تا یاد بگیرید چه جوری باید مصاحبه کنید:
 
@آقای گلزار یه بیوگرافی از خودتان بگید
- محمد رضا گلزار هستم و 18 سالمه و ماشینم هم 206!و البته مجرد!
@قصد ازدواج ندارید؟
-چرا ولی دختر مورد علاقه ام رو پیدا نکردم
@میشه یه امکانی قرار بدید که طرفدارانتون با شما در ارتباط باشند؟
-بله این ایمیل منه:Asheghe-Khofte@ yahoo.com البته من شب ها از ساعت 11 تا 1 Online هستم و می چتم!
 
 
4-مهمترین بخش مجله داستان های خانوادگیه.اصولا داستان های خانوادگی به چند دسته تقسیم میشن و شما باید توی هر شماره همه این دسته های مختلف رو بیارید(از اونجایی که بیشتر خوانندگان مجله شما خانم های خانه دار و دختران دم بخت هستند باید توی داستان هایتان شخصیت مظلوم حتماً دختره باشه!)موضوعات داستان های شما باید یکی از موضوعات زیر باشه:1-داستان هایی که دختره قربانی ذات خبیث یه پسر شرور شده 2-داستان هایی که دختره به خاطر یه پسره جولوی خانواده اش می ایسته ولی در نهایت پسره بش ضد حال میزنه.3-داستان هایی که شوهره توش معتاده! 4-داستان هایی که شوهره به زنش خیانت میکنه و میره 2 تا زن دیگه هم صیغه میکنه!5-داستان های طلاق که مقصر اون شوهره هستش!6-و کلاً همه داستان هایی که توش زن ها باید مثل یک گنجشک ناز نازی باشند و مرد هابی تربیت بد اخلاق هوس باز معتاد ....(آخ ببخشید یه لحظه کنترلم رو از دست دادم!)
نکته:بالای داستان هایتان بنویسید بر اساس سرنوشت فلانی(مثلاً سکینه .ب یا شراره .الف) که ملت فکر کنند داستان هاتون واقعیه!
 
در نهایت باید داستان هایتان را جوری بنویسید که توش نشون بده زنان موجوداتی بی دفاع و ساده و مهربان و وفادار و مردان غول هایی بی شاخ و دم هستند که بویی از انسانیت نبرده اند!
 
 
5-یکی دیگه از بخش های جذاب مصاحبه با زندانی ها و دزدا هستش.از اونجایی هم که واسه مصاحبه با افراد زندانی کلی مجوز و اینا می خواد پس به دردسرش نمی ارزه واسه همین اینجا هم از تخیل خودتون کمک بگیرید ولی در نوشتن این مصاحبه ها باید چند تا نکته رو در مورد اون کسی که میخواید داستان زندگیشو بگید در نظر بگیرید:
الف:زندانی مورد نظر 12 تا خواهر و 18 تا برادر داره و زندگیشون هم توی فقر و نداری میگذره!
ب-زندانی مورد نظر بچه طلاقه!
پ-دوستان ناباب نقش مهمی رو ایفا میکنند ...
ت-اگر طرف معتاد هم باشه خیلی خوب میشه
ث-جرم طرف هم حتماً باید قتل باشه چون دیگه دزدی و کلاه برداری و اینا جذابیتی واسه خواننده ها ندارن....
 
 
6-توصیه های پزشکی برای خانم های خانه دار هم باید 2-3 تا صفحه از مجله رو پر کنه:خوردن توت فرنگی با چنگال باعث میشه ویتامینش از بین بره- سبزی رو نشسته نخورید چون مریض میشید-شب قبل از خواب مسواک بزنید-مواظب باشیدسرما نخورید! و ...(می تونید واسه با کلاس شدن بیشتر صفحه پزشکی عکس دایی مرحومتون رو بالای صفحه بزنید و زیرش بنویسید مشاور پزشکی دکتر غاز قلندریان, صفدر کفتر زاده!)
*البته اگر می خواید خیلی کار درست باشید یه صفحه ای توی مجله بذارید به نام پیام مشاور و توش عکس فامیل هاتون رو بذارید و هر کدوم رو هم یه مشاور معرفی کنید و میتونید در زمینه های زیر مشاوره بدید:مشاوره حقوقی و روانی و هنری و بیل ز نی وباغبانی و منجوق دوزی و اسب دوانی و لگد پرانی و تیله بازی و مهمتر از همه منچ و مار پله!!!! 
 
7-یه مشاور خانواده هم بذارید تا جوابگوی پرسش های ملت باشه  حسابی تمامی رکورد ها رو در زمینه مشکلات خانوادگی شکستیم!و کماکان در حال شکستن رکورد های خودمون هستیم....پس مطمئن باشید خیلی ها مجله شما رو فقط واسه این میخرند که ببینن مشکلات بقیه هم مثل مشکلات خودشون هست یا نه؟یک مثال مستند از یکی از این مشاوره ها:
سلام به مشاور محترم.دختری هستم 14 ساله که مدتیه به صورت مخفیانه با یک پسر 22 ساله دوست شدم. اون منو درک نمیکنه و واسم بستنی نمی خره!تازه اصلاً هم بم نمی گه دوستت دارم.لطفاً منو راهنمایی کنید
پاسخ مشاور: دوست عزیز سعی کنید با روانشناسی پی به عادات و علاقه های طرف مقابل خود ببرید و اون رو خوب بشناسید سپس در جهت رضایت اون گام بردارید و مطمئن باشید که لحظات شیرینی در انتظارتان خواهد بود
حالا اینکه یه دختر 14 ساله هیچی از روانشناسی و رفتار شناسی حالیش میشه مشکل خودشه!
 
 
8-یه بخشی به اسم  جدول بذارید تا مجله تون  واسه کارمندای اداره هم مفید باشه!فقط یه نکته رو به خاطر بسپارید و اون هم اینکه سوالای سخت سخت نپرسید چون به هر حال مخاطب شما دکتر و مهندس و استاد دانشگاه نیستند بلکه خانومای خانه دار هستند که بیشترین تخصصشون در زمینه تعویض پوشک بچه میباشد!مثلاً نپرسید که اسم پسر عموی ناتنی همسر پنجم  دومین رییس جمهور بوتان چیه! من در زیر چند تا نمونه سوال میارم واستون تا ببینید:
- اسم کشور ما چیست؟
- خالق ما؟
-پایتخت ایران کجاست؟
-منو چند تا دوست داری؟!؟!
-نام گربه ای که در کارتون تام و جری بود چی بود؟
.....
 
 
9-یه صفحه ای هم بذارید واسه سینمای هند! نمی خواد هم مثل گلابی پاشید برید هند که از سینماش خبر بگیرید چون  خود هندی ها هم فیلماشون خالی بندیه حالا اگه شما از سینمای هند خالی ببندید هیچ اتفاقی نمیفته!اصلاً هم نیازی نیست خبر هاتون سینمایی باشه.مثال:شاهرخ خان کت آبی میپوشد-ایشواریا هر شب موقع خواب دندان هایش را مسواک میزند- سلمان خان در خانه اش زندگی میکند!-امیر خان با اسب آمد و زیر باران هم آمد!!!! این ها نمونه ای از خبرهایی هست که میتونید بزنید.
 
 
10-و اما و اما و اما و اما..... بخش جالب مجله و 2 صفحه آخر مربوط میشه به فال هفتگی!بخش مورد علاقه انسان های خرافاتی که قربونش برم تو ایرون این یه دونه جنس قلم رو تا بخوای ازش داریم!اینجا هم اصلاً نیاز به تخصص نداره فقط شما دقت کنید که جملات زیر رو به دلخواه در هر ماهی که دوست داشتید وارد کنید بالاخره یکیشون درست در میاد دیگه:
 
-نامه ای دریافت خواهید کرد
-آخر هفته به مسافرت میروید
-آخر هفته ای توأم با نشاط و شادی را در کنار خانواده خواهید گذراند
-در کار های خود از مشورت با بزرگان استفاده کنید!
-خبری خوش به شما میرسد
-دوران فراق تمام شده است و به زودی یار خود را پیدا خواهید کرد
-اطرافیانتان به شما نیاز دارند محبتتان را از آنها دریغ نفرمایید
-از یاد خدا غافل نشوید
- به خدا توکل کنید
-از جایی که هیچ انتظاری ندارید کمکی به دستتان میرسد!-......
 
راستی یه صفحه رو هم اختصاص بدید به عکس های طنز و برای این کار ایمیل هایی که با عنوان ( Funny Pics )  
 
تبریک میگم!شما الان یه مجله زرد دارید!فقط یادتون نره هر وقت داشتید با بیل پول هاتون رو پارو میکردید یه گوشه چشم هم اینور بندازید و یادتون باشه کی این راه رو بتون یاد داد!
 
*****
 
می دونم مطلبش بی مزه بود ولی خوب خوبیش اینه که حال بعضیا از اهالی خونه فلان زرد رو حسابی می گیره.خیلی مخلصیم!!!
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/09/06 ساعت 11:51 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


خدا پدر مادرت رو بیامرزه!

 

 

خدا خيرت بده، خدا بچه هاتو برات نگه داره، خير از جوونيت ببينى!

 

حتما از خودتون مي پرسيد منظورم كيه ؟ chatterbox

خب معلومه . كسي كه موبايل رو اختراع كرد . كسي كه گوشي موبايلو اختراع كرد . كسي كه اونو وارد كشور ما كرد و از همه مهمتر كسي كه فرهنگ گوشي بازي رو در بين مردم ما جا انداخت !!!

 

آخه تا قبل از اينكه مردم ما و خصوصا خانوم ها اينجوري بيفتن تو خط گوشي بازي و آپ تو ديت كردن گوشي هاي موبايلشون ، تنها چيزي كه مي تونست نظر بانوان محترم رو به خودش جلب كنه , ديدن رنگ زرد طلا , اين فلز بي رحم و خانمان برانداز بود !bring it on

كار شوهراي بدبختم  اين شده بود كه روز تولدش يه سرويس بخر , روز زن يه گردنبند بخر , سالگرد ازدواج يه دستبند بخر و ... waiting

 

حالا خانمها وقتى هم مي ديدن براشون طلاي نو و جديد خريدند اون قديمي ترَ رو به همسرهاشون نمي دادن تا لااقل بفروشن كه يك كم از پول اين سرويس جديده  نقد بشه .

ولي چند وقتيه اگه به مجالس زنانه سري زده باشيد متوجه مي شيد كه ديگه وقتي فلور خانوم ميرسه به زري خانوم يا ژيلا جون ميرسه به نازنين جون و ...   عوض اينكه سرويس هاي طلاي تو سر و گردنشونو كه شوهراي بيچارشون با هزار بدبختي براشون خريدن رو به رخ هم بكشن , سريع گوشيهاي موبايلشونو از تو كيفشون در ميارن تا به بهانه خوندن SMS جديد يا فرستادن يك بلوتوث قشنگ يا هزار كوفت و زهر مار ديگه به بقيه نشون بدن كه آره گوشيمو عوض كردم و مدل جديد ترشُ گرفتم .

ديگه گوشيهاي سري N به بالا جاي سرويسهاي بلريان و زمرد و ... رو گرفته . batting eyelashes

گوشيهاي سري W و K هم همطراز با طلاي 18 عيار شده . cool

گوشيهاي ال جي و سامسونگ و موتورولا هم كه نقش بدليجات رو ايفا مي كنن ! hee hee

حالا اين تحول در سليقه خانوم ها واسه  آقايون 2 حُسن داشته :

يكي اينكه گوشي موبايل مثل طلا نيست كه هر روز هركي دلش بخواد يه مدل جديدشُ بسازه و بده تو بازار و آنهاهم مجبور باشند اونو بخرند , فوقش هر چند ماه يه دفعه يه مدل جديدش وارد بازار مي شه .

دوم اينكه چون هنوز رسم نشده كه خانوم ها گوشي جديد كه مي گيرن اون گوشي قديمي تر رو هم نگه دارن و از سر و گردنشون آويزون كنن، واسه همين هر بار كه يه مدل بالاتر گوشي وارد بازار ميشه اون قديمي رو دو دستي تقديمشون ميكنن به اين معنا كه ( پاشو برو اينو بفروش و اون مدل جديدَرو بخر ) not worthy

اينجوريه كه با فروش اون قبليه اين وسط نهايتا يه چيزي تو مايه هاي حد اكثر صدهزار تومان ضرر مي كنند(آقایون) كه بازم در مقايسه با سرويسهاي چند صد هزاري و چه بسا ميليوني طلا چيزي به حساب نمي ياد .

در كل مي بينيم كه گرچه كه اين وسط سود اصلي عايد موبايل فروشها مي شه ولي  آقايون هم از سود حاصل از پيشرفت علم و تكنولوژي بي نصيب نموندند!

در آخر از طرف اعضاي مجمع آقايون ز – ذ ميگم :

 
(( خدا پدر و مادر باعث و بانيشو بيامرزه ))


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/08/27 ساعت 3:50 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


انواع سیم کارت

 

 

الف) دائم:
با اینکه رقیب پیدا کرده ولی هنوز ویژگی‌هایی دارد که موجب می‌شود آن را بهترین بدانیم. مهمترین این ویژگی‌ها هم این است که وقتی نمی‌توانید تماس بگیرید یا به هر دلیلی شبکه ایراد دارد، لا‌اقل می‌دانید که باید به چه کسی فحش و بد و بیراه بدهید!!

ب) موقت ...یعنی... چیز... یعنی ببخشید منظورم اعتباری بود!:

ظاهرا با هزار تومان هم کارتان راه می‌افتد یعنی صاحب یک 0919 خوشگل می‌شويد ولی بعدا باید بیشتر از این‌ها .....
 

سیمکارت ایرانسل:

به این سیمکارت، «از کی تا حالا؟» و «0935» هم می‌گویند. خود این ایرانسل انواع مختلف دارد: دائمی، اعتباری، دوتایی و خانواده!! کارشناسان(!) معتقدند ایرانسل با تمام دودوزه بازی هایی که تابحال درآورده(!) اما یکی از بهترین شبکه‌های مخابراتی جهان را دارد! (نخندید! مگر همه‌ی کارشناسان مثل غیاثی و سیارند که فقط راست بگویند!) یکی دیگر از کارشناسان در مورد این پدیده می‌گوید: آقا شما سیمکارت می‌خرید که چیکار کنید؟ غیر از اینه که می‌خواید باهاش بلوتوث‌بازی کنید؟!!! (البته بعدها متوجه شدیم که مدرک آقای کارشناس فوق دیپلم تربیت‌بدنی است!)

سیمکارت تالیا:
این یکی فقط اعتباری دارد ولی تا دلتان بخواهد بی‌اعتبار است! کارشناسان معتقدند این سیمکارت اصلا سیمکارت نیست بلکه نوع پیشرفته‌تر پیجر است! عده‌ای دیگر از کارشناسان هم بر این عقیده اند که «صد رحمت به پیجر!» و «برو بده دو کیلو باقالی بگیر!» از طرف ديگر از مدتی پیش -یعنی از شروع مسابقات لیگ- این سیمکارت کاربرد بسیاری در ورزشگاه آزادی پیدا کرده. به این صورت که در شعار‌ها به عنوان قافیه برای «لنگیا» و یا «آبیا» استفاده می‌شد!! بنابر این می‌شود بیشترین فایده‌ی این سیمکارت را همین نکته دانست!
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/08/21 ساعت 2:24 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


کی باکلاسه؟

 

 

اگر شما ذاتا" انسان با کلاسي هستيد که هيچ !!! در غير اين صورت بايد از هر فرصتي براي نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد . شايد باورتان نشود ولي شما مي توانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد فقط کافيست جواب هاي زير را با اندکي قيافه موجه بيان کنيد:

۱)  اگر شصت پاي شما زير اجاق گاز گير کرده و شما ان را باند پيچي کرده ايد هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد : "موقع تکان دادن پيانوي بابام پام مونده زيرش" 
۲)  اگر صورت شما بر اثر جوشکاري زير آفتاب سوخته بايد بگوييد : "از اسکي آخر هفته نمي توانم بگذرم"
۳)  اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوي مدرسه دخترانه به زمين خورده ايد در جواب بايد بگوييد : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم"
۴)  اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پياز داغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد : "ديشب با قهوه جوش اينجوري شد"
۵)  اگر بر اثر ضربه ي چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد : "به سيم گيتارم گير گير کرده"
۶)  اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپني زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد : "چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد"
۷)  اگر صورت شما بر اثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: "که خواهرتان از هلند شکلات زيادي اورده است"
۸)  اگر ميني بوس شما در جاده خاکي چپ کرد و حسابي مجروح شديد بسيار عصباني بگوييد : "الکي مي گويند زانتيا ايربگ داره "
۹)  اگر کف دست شما به قوري سماور چسبيد بگوييد:"حواسم نبود ميله ي شومينه زيادي داغ شد"
۱۰)  اگر موها و ابروهاي شما در چهار شنبه سوري سوخت جواب دهيد:"بچه همسايه را از ميان شعله هاي آتش بيرون کشيدم!


ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟   

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/08/10 ساعت 6:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


برسي مشكلات مترو

 

بدون شرح!


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/08/05 ساعت 2:57 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


فرهنگ لغت شهرداری

 

 

 بياييد با شهرداري و خدمات و وظايف بيشمارش كمي آشنا بشويم!
 


 
1-  شهرداري (shahrdari): يك نوع سازمان بزرگ از نوع با «در» كه البته «پيكر»ش چندان معلوم نيست، سازماني كه از حمل و نقل و ترافيك گرفته تا زيباسازي شهر و آتش نشاني زير نظارتش است، اثبات كننده عملي اين فرضيه:«مي توان با يك دست شونصد هندوانه برداشت.» (البته برخي از اين هندوانه ها پس از عمل برداشتن، افتاده و مي شكنند)، در سالهاي اخير از آن به عنوان آسانسور ترقي هم استفاده مي شود.
 
 
۲ـ شهردار (shahrdar): كسي كه وظيفه اش اداره كردن شهر است، نوع تهراني اش در صورت به زندان نيفتادن اين شانس را دارد كه از نردبان ترقي بالا برود. كسي كه با وجود كشيدن زحمات بسيار زياد، شهروندان تنها در هنگامي كه سوار ماشين هستند و در دست اندازي مي افتند از او (آن هم نه به نيكي!) ياد مي كنند.
 
 
۳ـ زيبا سازي (ziba sazi): سوسول بازي، حيف و ميل كردن بيت المال، چند سالي مي شود كه شهرداري به اين نتيجه رسيده است كه تا زمان روييدن گل ني پول هايش را الكي صرف زيباسازي  شهر نكند، زيرا با وجود پروژه اي به نام قطار شهري اين شهر زيبا بشو نيست.
 
(توضيح: در برخي اسناد قديمي آمده است، گل ني همزمان با اتمام پروژه قطار شهري مي رويد.)
 
 
۴ـ فرهنگسرا (farhangsara): ها... ائي فرهنگ سرا كه وگفتي يعني چه؟؟!
(توضيح: با عرض پوزش از خوانندگان عزيز، معني اين كلمه را راستش خودم هم نمي دونم!)
 
 
۵ـ ترافيك (traffic): انباشته شدن و گير نمودن و تو هم تو هم شدن انسانها و ماشينها، نقض كننده جمله «وقت طلاست»، نوع ماشيني ترافيك مختص خيابانها و ترافيك انساني متشكل از ارباب رجوعاني است كه كارشان به نوعي در شهرداري گير كرده است.
 
توضيح ضروري: سازمان ترافيك يكي از همان شونصد هندوانه اي است كه شهرداري آن را برداشته و بعد افتاده و شكسته!
 
 
۶ـ نظارت بر تاكسي ها (nezarat bar taxiha): فرهنگ سازي از نوع خيلي پيشرفته، از آنجا كه شهردار، معاونان و كاركنانش وظايف خود را بدون هر گونه نظارتي به خوبي انجام مي دهند، نظارت بر تاكسي ها نيز بر پايه منطق «من خوبم، تو خوبي، پس نظارت نمي خواد» مي باشد.
 
 
۷ـ آتش نشاني (atash neshani): سازماني كه فقط براي كمك به برخي از سوختگي ها -از جمله سوختن خانه و ماشين- تشكيل شده است، اما برخي از شهروندان چون تصور مي كنند كه در صورت سوختن دل، دماغ، غذا، عمر و حتي ... هم مي توانند از آتش نشاني كمك بگيرند، لذا آمار تماس هاي اشتباهي (شما بخوانيد مزاحمت هاي تلفني) اين سازمان چيزي در حدود يك عالمه در شبانه روز مي باشد.
 
 
۸ـ ميوه و تره بار (mive va tare bar): شهرداري ميوه ها را با دو نرخ ارزان و گران به بازار عرضه مي كند، نرخ ارزانش را براي فروش به ميوه فروشي سر كوچه يكي از مسؤولان مي فرستد و نوع گرانش را به باقي مكانها!
 
 
۹ـ بازيافت و تبديل مواد زباله (bazyaft va tabdile mavade zobale): شهرداري پس از شونصد سال توانست بالاخره اين فرهنگ را در ميان مردم جا بيندازد كه زباله هايشان را در پلاستيك هاي مخصوص ريخته و درش را گره بزنند و آن را در ساعت معيني دم درب منزلشان بگذارند، آگاهان معتقدند يحتمل يك قرن طول خواهد كشيد تا فرهنگ تفكيك زباله نيز نهادينه بشود!!
 
 
۱۰ـ حقوق شهروندي (hughogh e shahrvandi): يك نوع حقوق كه سر برج پرداخت نمي شود و با پرداخت عوارض خودرو رابطه اي مستقيم دارد؛ (چندي پيش در جرايد خوانديم:«شهرداري حقوق شهروندي را آموزش مي دهد.»، چندي بعد در هفته نامه اى و از قول روابط عمومي و بين المللي شهرداري خوانديم:«شهروند گرامي! پرداخت عوارض خودرو توسط هر يك از ما رعايت حقوق ساير شهروندان است»، و بدين ترتيب معناي حقوق شهروندي را نيز آموختيم!)
 
 
۱۱ـ سردخانه و بهشت صادق (... sardkhane va behesht e   ):
توضيح ضروري: اين مورد توضيحي ندارد و همينطورى آن را داخل متن قرار داديم، تا شما حواستان باشد كه اين دو محل نيز زير نظر شهرداري اداره مي شوند و اين قدر به شهرداري گير ندهيد!
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/08/03 ساعت 0:54 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


چند راهكار براي حفظ جيب مردان متاهل...

 

 

 
1- چنانچه روزي از سر کار به منزل آمديد و مشاهده کرديد که همسرتان بر خلاف روزهاي گذشته تمام کلماتي که بر زبان مي آورد با پسوند عزيزم همراه مي باشد مثل : سلام عزيزم , خوبي عزيزم , خسته نباشي عزيزم و ... هشيار و آگاه باشيد که او صد در صد خواسته مالي از شما دارد , به همين دليل به گول زدن شما متوسل شده است .
 
پس قبل از اينکه بتواند به مقصودش برسد و خواسته اش را مطرح نمايد , شما پيش دستي کنيد و به او بگوييد :عزيز تر از جانم , يکم پول داري بهم قرضي بدي ؟
 

 
 
2- چنانچه درست چند روز مانده به روز زن , همسرتان به بهانه هاي واهي شما را به خيابان مي کشاند و در حالي که مشغول قدم زدن از جلوي يک طلا فروشي هستيد , از علاقه شديدش به گردنبند طلاي چند کيلويي ! پشت ويترين با شما صحبت مي کند , کاملا مطمئن باشيد و ذره اي شک به خود راه ندهيد که همسرتان ازحقه اي غير مستقيم استفاده کرده و منظورش اين بوده که روز زن که هديه تان را باز مي کند داخل هديه با اين گردنبند مواجه شود .
 
پس شما هم کاملا نرمال و با کمال آرامش به او بگوييد : « عزيزم من واقعا از اين مردايي که روز زن به همسرهاشون طلا و جواهرات هديه مي دن متنفرم چون مي خوان ارزش زن رو با پول قياس کنن . به نظر من نفس عمل مهمه و با يک شاخه گل هم مي شه اونو نشون داد . مگه نه ؟»

 
 
3- چنانچه لحظه اي که از سر کار مي آييد و درب منزل را باز مي کنيد , بر خلاف روزهاي گذشته با عطر دل انگيز خورش قرمه سبزي که در فضاي منزل منتشر شده مواجه مي شويد و صداي همسرتان را از داخل آشپزخانه مي شنويد که مي گويد : «عزيزم امروز غذايي رو که دوست داري برات پختم» شک نکنيد که همسرتان مي خواهد از حقه نمک گير کردن استفاده نمايد و بعد از ميل غذا حتما خواسته ماليش را مطرح خواهد کرد .
 
پس براي اينکه نمک گير نشويد و محتويات جيبتان حفظ شود , جلوي شکمتان را بگيريد و بگوييد : عزيزم من بيرون غذا خوردم.
 

 
 
4- چنانچه در ايام تابستان , قصد سفر به همراه همسرتان و با اتومبيل شخصي داريد , به طور يقين بدانيد که طبيعت زن جوري است که اگر به او رو داده شود دلش مي خواهد از هر شهر و روستا و دهستان و بخش و ده و دهکوره و .... که عبور مي کند , مقاديري از سوغات آن ديار را براي اهل خانواده اش به ارمغان ببرد .
 
پس چنانچه مي خواهيد که سفر خوب و خوش و لذت بخشي را داشته باشيد بدون اينکه پولي به سوغات داده باشيد در ضمن از غرغر هاي همسرتان هم در امان بمانيد , از همان ابتداي سفر , کمربند ايمني صندلي همسرتان را طوري ببنديد که کاملا از روي دهان او عبور کند و آنرا طوري قفل کنيد که ديگر باز نشود .)
 

 
 
 
 5- و چنانچه روزي مشغول خواندن يک چنين مطالبي بوديد و مشاهده کرديد که همسرتان با يک لبخند تصنعي و در حاليکه در يک دستش وردنه و با يک دست ديگرش يک ساتور حمل مي کند و دارد به سمت شما مي آيد , مسلما همسرتان قصد دارد از راه زور در مقابل شما استفاده نمايد
پس بدانيد و آگاه باشيد که هيچ کدام از راهکارهاي بالا در اين لحظه به کمک شما نخواهد آمد و تنها راه فرارتان , پنجره پشت سرتان مي باشد .
 
از من که گذشت ولي به شما نصيحت مي کنم که هميشه به فکر چنين مواقعي باشيد و هيچگاه در طبقات دوم به بالا خانه نگيريد !!!
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/07/27 ساعت 2:52 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


اخبار در 59+1 ثانیه

 

 دوباره سلام!!!! چیکار کنم دیگه دلم نیومد دیگه آپ نکنم...باید تحملم کنید دیگه

 

 

به نام خدا ....سلام بینندگان عزیییییییزم

 
 « دانشمندان پس از تحقيقات فراوان در يافتند ،  ماهي ها در خارج از آب معذب هستند!! »
 
 
 
« عصر امروز  ، يک گاگول !! در وسط اتوبان ،  هويج خورد!! »
 
 
« امروز صبح  ، يک تمساح تروريست !!صاحب خود را خورد!! گفتني است گروه القاعده مسئوليت اين حادثه را بر عهده گرفت!! »
 
 
 
« محمد رضا گلزار بامداد شب گذشته ،  اعلام کرد هم چنان قصد ازدواج ندارد!! لذا  خانم هايي که در روز سيزده به در سبزه را به نيت ايشان گره زده اند!! سبزه را باز کرده به نيت شخص ديگري گره بزنند!! »
 
 
 
« تيم هاي  لوکزامبورگ ، کامبوج  ، بوتان  ، گينه بي صاحاب  ، جزاير فيجي و يک تيم از محله ديويد بکهام اينا !! آمادگي خود را براي ديدار دوستانه مقابل تيم ايران اعلام کردند!! »
 
 
 
« مدير دانشگاه آزاد اسلامي اعلام کرد اين دانشگاه  ، از حيوانات اهلي نظير گوساله و گوسفند و ... در مقطع کارداني وكارشناسي و كارشناسي ارشد و  بدون کنکور دانشجو مي پذيرد!!! گفتني است مدير اين دانشگاه تنها شرط لازم براي ثبت نام را  يک گوني اسکناس اعلام کرد !!! »
 
 
 
57 ....58....59. ...60

                                                                      
پايان اخ خ بار در شصت ثانيه!!
                                           


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/07/20 ساعت 4:19 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تمام شد

 

سلام به شما یاران همیشگی و باحالم

ای ول دم همتون گرم دمه همه اونهایی که برای من پیام گذاشتن . منو مسخره کردن!!!. منو راهنمایی کردن . ...

خلاصه دم همتون گرم

نمی دونم چی بنویسم... یعنی می دونستما ولی حالا همش یادم رفت!!!

می دونم همتون می دونینها!!! ولی خوب می گم

تمام این مطلب ها که تو وبلاگمه هیچ کودوم نوشته خودم نیست

فقط ۱کیش ماله منه!!  اون هم آرزوهام...

به خدا ماله خودمه .. خودم نوشتم..

اه ...لی لی چه قدر چرت و پرت می گی!!!!

خوب برو سر اصل مطلب!!!

می خوام بگم دیگه تمام شد ... دیگه این وبلاگ مطلبی نخواهد داشت... این آخرشه

تو آرزوهام نوشته بودم دوست دارم تا اونجایی که می تونم و میشه وبلاگم رو پا باشه

حالا احساس می کنم که دیگه نمی تونم ... کم اوردم

از همه چیزکم اوردم . دیگه ذهنم کار نمی کنه حتی برای دزدیدن مطالب...

چه قدر سخته که آدم توی زندگیش شکست بخوره... چه قدر سخته از کسی که انتظارشو نداری ...

احتیاج به استراحت دارم...

از حمید رضا خیلی خیلی ممنونم که قالبهای وبلاگم به عهده اون بود

از نازی و رائیکا ممنونم که دوستای خوبین واسه من

از هادی ممنونم که همیشه پیام می ذاره و عاشق بوشهره

از آرام ممنونم که همیشه به من لطف داشته و داره

از پویا ممنونم که برادر خوبی برام هست

از داش سعید ممنونم برای پیامهای خوشکلش

از  مهدی رنجبر که خیلی کم سر می زنه!!

از افشین که رو دست مهدی رنجبر زده!!!

از یحیی برای پشتیبانیهاش برای من

از مسعود که تو این مدت دوست خوبی برام بود

و خلاصه از همه...

ا.... داشت یادم می رفت از نجمه جونم که خیلی دوسش دارم

دیگه آپ نمی کنم ولی همیشه میام و به وبلاگاتون سر می زنم

و نظرمو میدم

شاید دوباره تو سرم اومد و دوباره آپ کردم

به امید اون روز

همتون خوش و خوب و موفق باشید...

یا علی....

به امید دیدار...


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/07/12 ساعت 0:15 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


دوست دختر پیدا کردن!!!

 

 

بدين وسيله اعلام مي شود اوراق مشارکت تعداد محدودي دوست دختر توسط اداره نظارت بر امور ...... با شرايط ويژه به عرضه گذاشته ميشود.اين اوراق بي نام و قابل انتقال به غير مي باشد.همراه با سود 67/5 درصد. هموطنان واجدالشرائط (که شرايط لازم را در زير آورده ايم)در صورت تمايل ميتوانند تا پايان وقت اداري روز جمعه! با شماره هاي زير تماس برقرار نموده و نسبت به تحويل جنس خود اقدامات لازم را انجام دهند.جهت ثبت نام ميتوانيد به انواع شعب بانک ملت در سراسر کشور مراجعه نماييد ... بديهي است جنس داده شده پس گرفته نخواهد شد و بيخ ريش صاحابش خواهد ماند! ضمناً شرايط تکميلي طي روز هاي آينده در روزنامه هاي کثيرالانتشار به اطلاع عموم خواهد رسيد.شرايط اوليه به تفکيک استان محل زندگي عبارتند از:

 

1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرايط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازي

*داشتن حداقل يک مقام نائب قهرماني در مسابقات قويترين مردان ايران

*داشتن عکس يادگاري و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمي

*بازگرداندن کمک هاي مردمي مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذيربط!!!

*نکته:در صورتي که عضلات شکم شش طبقه باشند امتياز ويژه محسوب خواهد شد!(5 امتياز)

 

 

2-شهر تبريز از استان آذربايجان غربي.شرايط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*اداي کلمات قلقلک و قوز بالاي قوز بدون کوچکترين اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جک هاي متعدد درباره بچه هاي تهران

*داشتن مدال لياقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبريز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کاميون حامل جک هاي صادراتي تبريز به استان هاي همجوار.

 

3-شهر زاهدان از استان سيستان و بلوچستان.شرايط عبارتند از:

*توانايي قورت دادن سه کيلو ترياک

*توانايي عبور 20 کيلو محموله مواد مخدر از جلوي مأموران مرزباني

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنايي ديرينه با عبدالقمر خان قاچاقچي پاکستاني

*داراي رفت و آمد خانوادگي با جمشيد هاشم پور!

 

4-شهر رشت از استان گيلان.شرايط عبارتند از:

*داشتن رو حيه مهمان نوازي!

*داشتن روحيه مهمان نوازي!

*داشتن روحيه مهمان نوازي!

*.......

 

5-شهر قزوين از استان قزوين.شرايط عبارتند از:

*نداشتن چشم طمع به برادر دوست دختر!

*توانايي خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوين!

*[...] و [...]

 

6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرايط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام يا نهار و يا يکبار برگزاري مهماني فاميلي

*ننازيدن به سي و سه پل و ساير ابنيه تاريخي!

*راستگويي و صداقت!!!

 

7-شهر هاي سنندج و کرمانشاه از استان هاي کردستان و کرمانشاه.شرايط عبارتند از:

*توانايي پوشيدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سيبيل

*تعهد به خاک ايران و نداشتن ادعاي استقلال طلبي!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدري

*نبريدن سر نويسنده اين مطلب!!!

 

8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرايط عبارتند از:

*کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عينک آفتابي فقط در صورت لزوم و زير آفتاب!

*پوشيدن پيراهن و شلوار سفيد

*نداشتن هيچ گونه ادعا نسبت به همنشيني با راکي-رامبو-جکي چان-بروسلي و بيل کلينتون

*نداشتن هيچ گونه ادعاي مالکيت نسبت به برج ايفل –برج پيزا-مجسمه آزادي و برج ميلاد!

*داشتن روحيه راستگويي و حقيقت طلبي(يعني زياد لاف نياد)

 

9-شهر يزد از استان يزد.شرايط عبارتند از:

*توانايي زيستن در آب و هواي خوش.

*آشنايي با اشيائي چون چمن-سبزه-قناري و ساير موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحيه آب زير کاه و رندي

*اداي حرف هاي خ و ق بدون تشديد

 

10-شهر تهران از استان تهران.شرايط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر ديگر

*آشنا نبودن با معني و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تيغيدن و ....

*داشتن روحيه جوانمردي

*مرد بودن!

 

 

بهترين دوست دختر را با بهترين اخلاق از ما بخواهيد.سازمان اداره و سازماندهي و نظارت بر امور روابط ! همراه با گواهينامه ايزو ميزو 2000 در مديريت و کيفيت کالا.واحد نمونه سال در سال 86.

 
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/06/29 ساعت 5:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


مخ زنی در گذر تاریخ!!!

 

 

 

اصولاً مدرنيته خيلي چيز بديه چون همه چيز و تحت تأثير قرار داده حتي طرز تفکر مردم نسبت به مسائل!البته تاريخ نشون داده که مردان در هر دوره اي از تاريخ براي جلب توجه خانوم ها بايد يه بامبولي سر خودشون پياده مي کردند تا اين موجودات فتنه انگيز ولي در عين حال بسيار خوش خط و خال! يه نيم نگاهي بشون بندازن.اما با گذشت زمان اين خانوم ها که بشدت هم دمدمي مزاج بودند باعث شدن اين مرداي بدبخت براي اينکه روحيه تنوع طلبي زن ها ارضا بشه هي تيپ هاي مختلفي بزنن!خدا ميدونه در آينده چه جوري بايد باشيم تا اين زن ها و دخترا به ما گوشه چشمي نظر بندازند!!!در زير سير تکاملي روش هاي مخ زني در گذر تاريخ رو مشاهده مي نماييد:

 

در عصر حجر

 

در اين عصر چون  هم زن و هم مرد زبون همديگه رو نمي فهميدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون ديگه نميشد با صحبت کردن و عزيزم ساعت چنده و ببخشيد مستقيم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزني.پس بايد با استفاده از ظاهر و عمليات محيرالعقول يه زن رو به دست ميوردي.از جمله روش هاي مخ زني اين دوره عبارت بودند از:

 

* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر کس ماشينش شيکتر و با کلاس تر باشد گزينه هاي بهتري گيرش مياد!)

 

 

 

*داشتن غار بزرگ تر

 

*داشتن لباس!(که اين يکي رو فقط مرفهان بي درد اون دوره داشتند)

 

 

هدف از مخ زني: بر اساس نقاشي هاي به دست آمده از روي غار ها انجام اين عمليات احتمالاً هيچ هدفي رو دنبال نمي کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکي گوشت دايناسور دير هضمه و بايد فعاليت  داشته باشي تا هضم بشه چون بايد مثل ..  .. ..  دنبال خانوم مي دويديد)

 

 

بعد از عصر حجر يه عصري اومد که در اون زن ها خيلي راحت در دسترس بودند و لازم نبود کلي تلاش کني تا مخشون رو بزني. البته به دليل تلاش هاي زيادي که بعضي از زنان فمنيست جهت حذف کردن اين قسمت تاريخ داشته اند ما اطلاعات دقيقي از اين دوران نداريم.ولي ميدونيم هميشه هم نبوده که مردا زجر بکشن!بلکه يه دوره اي توي تاريخ بوده که مردا حالشو بردند و چيز ديگه اي که ميدونيم اينه که احتمالاً زنهاي اين دوره انسانهاي بسيار فهيم و با منطقي بوده اند و خودشون درک کردند که اگر الکي کلاس بذارند ترشيده مي شن و ميمونن روي دست ننه باباهشون واسه همين هيچوقت نه نميگفتند!!!!

 

 

دوره هخامنشي

در اين عصر زن و مرد زبون همديگه رو مي فهميدند ولي هنوز ساعت مچي اختراع نشده بود که  بشه با گفتن جمله عزيزم ساعت چنده مخ يه دختر خانوم رو بزني! و اصولاً زن هاي اين دوره دو دسته بودند يکي زن هاي اشراف زاده و درباري بودند که کافي بود يه تيکه ناقابل بشون بندازي تا حسابت با کرام الکاتبين و شخص داريوش و کورش کبير باشه و دسته ديگه زن هاي رعيت بودند که تنها کاري که بلد بودند آشپزي و آوردن آب از چاه بود!براي همين در اين دوران براي اينکه يک زن خوب رو براي خودت برداري بايد اول کلي زحمت مي کشيدي و روش هاي شمشير زني و ... رو ياد مي گرفتي.بعد ميرفتي توي جنگ شرکت مي کردي.بعد اگه احياناً زنده مي موندي ميتونستي يکي از زن هاي دشمن رو واسه خودت به غنيمت ببري!پس مي بينيم که باز هم علي رغم اينکه انسان بسيار پيشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زني يکي از کار هاي شاق بود!اما براي زدن مخ زنان درباري بايد ويژگي هاي زير رو مد نظر قرار ميدادند:

 

*حداقل يکي از اجداد پدري و مادري بايد يه ربطي به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاري باشه(به اصطلاح امروزي آقازاده باشه!!!)

 

*داشتن شمشير از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نيزه از جنس برنج (رجوع شود به شرايط گرز در عصر حجر)

 

*داشتن ريش بلند )

 

هدف از مخ زني: بر اساس کتيبه هاي به جا مانده از تخت جمشيد هدف از مخ زني داشتن نوکران و کنيزان زياد و خوردن شراب بوده!

 

 

دوره قاجار:

در اين دوره يه پادشاهي بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه ميدونيم چه مرگش بوده! آره ديگه خلاصه به خاطر اين بلاي خانمان سوزي که اين جناب بش دچار شده بودند(و ايشالله خدا نصيب هيچ مردي نکنه)  يه کمي زياد عقده اي شده بودند و به همين دليل نمي تونستند ببينن که يه مردي براي اينکه زن دلخواهش رو به دست بياره عمليات مخ زني انجام بده و هر کسي که اين کارو مي کرد چشماش رو در مي آورد تا عبرت بقيه شه!و کلاً اون عمليات قدغن و غير قانوني بوده. به همين دليل در اون زمان به دليل اين محدوديت فوق العاده روش مخ زني زياد پيشرفتي نکرد و به دليل زير زميني بودن! اطلاعات دقيقي از چگونگي انجام آن در دست نيست.البته بر اساس يک نوشته تاريخي تأييد نشده در اين دوران براي مخ زني ,  بي بي صغرا و ننه سکينه پس از شناسايي دختر   مهر استاندارد و ايزو 9002 ادامه عمليات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاري انجام ميشد و نه پسر دختر رو مي ديد و نه دختر!(به نظر من که خيلي باحال بوده.فکرشو بکنيد يه روز مامانتون بياد بتون بگه عرشيا جان عزيزم امروز ساعت 5 برو کافي شاپ هويج  دوست دخترت اونجا منتظرته!)

 

هدف از مخ زني: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!

 

 

دوره پهلوي:

در اين دوره مردم يه کمي زياد سياسي فکر مي کردند و اصولاً زياد توجهي به دختر و مخ و اين حرفا نداشتند و به غير از شهرام شب پره و ابي و فردين بقيه مردا تو فکر براندازي نظام بودند! براي همين حکومت هم براي اين که بياد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا ديگه به سياست فکر نکنن يه مکان هاي تفريحي رو درست کرد به اسم کاباره که مردا مي رفتن توش و شراب مي خودرن که من الان عرق شرم بر پيشانيم نشسته !!!!!!!!1خلاصه در اين دوران هم به دليل سهولت بيش از حد دسترسي به دختر عمليات مخ زني چندان پيشرفتي نداشت . اما خوب بر اساس نسخه هاي به جا مانده از فيلم هاي فارسي آن دوران چند تا کار سخت براي مخ زدن بايد انجام ميشده که عبارت بودند از:

 

*فقير بودن  و بي خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بي درد اين امر بسيار لازم بوده است)

 

*داشتن زور زياد و توانايي دريبل زدن چند نفر به طور همزمان....نه چيز ببخشيد منظورم توانايي کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست اين عادل فردوسي پور!)

 
   *شباهت ظاهري به محمد علي فردين و بهروز وثوق

 

*کشيدن سختي هاي بسيار در دوران کوردکي.

 

*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ريش مدل داريوشي

 

*توانايي خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صداي بلند!

 

*داشتن ويژگي مردانه در حد دعوت شدن به تيم ملي!(به طور مثال اون دوران يکي از نشانه هاي مردانگي بوي عرق بود! در حاليکه امروز اين  بو نشانه آبرو ريزي و بي کلاسيه)

 

هدف از مخ زني:رسيدن به پول و پله ي پدر پولدار دختر  و داشتن زندگي راحت و مرفه!

 

 

دوره انقلاب تا چند سال پيش:

 در اين دوره روش هاي مخ زني تغييري کرد اساسي و به نام خواستگاري تغيير نام داد.يک آقا پسر گل باقالي با يک دسته گل و شيرني همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار هاي اداري لازم! از قبيل تعيين مهريه و شير بها و .... دختر و پسر به صورت رسمي دوست دختر و دوست پسر مي شدند که بهش زن و شوهر مي گفتند!لازم به ذکر است که در انتهاي اين دوره نقش تکنولوژي در مخ زني نمايان شد و سوال حياتي و سرنوشت ساز عزيزم ساعت چنده توسط يکي از پيشگامان عرصه مخ و مخ زني جناب آقاي الف .ي اختراع گشت.و اما ويژگي هاي لازم براي مخ زدن دختر خانوم ها:

 

* سر به زير بودن آقا پسر(که واقعاً خيلي شرط سختي بوده)

*داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژيم شاه

*داشتن سيبيل جهت نمايش مردانگي

 

هدف از مخ زني:تشکيل خانواده و داشتن ارتش 20 ميليوني!

 

 

 

دوره امروز:

 به گواهي تاريخ در هيچ دوره اي به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوري که امروز اگر يک پسر بخواهد مخ دختري را تيليط(تريد) نمايدبايد حتي الامکان و از نظر ظاهري شبيه يک دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزديکي کند!

ويژگي هاي اساسي جهت مخ زدن:

 

*داشتن ماشين و موبايل و ساير وسايل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژي مي باشد!

 

*تسلط به زبان انگليسي جهت گفتن عبارات ok  عزيزم- چشم honey –momi  وDady  رفتن بيرون و من تنهام!-I love u و ....

 

*آشنايي به اينترنت و ياهو مسنجر ولي در عين حال انکار کردن اين ويژگي در جمع!

 

*نداشتن سيبيل

 

* به روز بودن (Up to date) در زمينه SMS هاي جديد!

 

*داشتن فاميل در کشور هاي اروپايي , امريکايي و حوزه درياي کارائيب!

 

و هزاران مورد ديگر که شما بهتر از من مي دانيد!

 

هدف از مخ زني:پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاري جهت حل معضل ازدواج!!

 

اما يه نکته:تا دو سال پيش اگه دنبال دوست دختر بوديدواستون به صرفه تر از داشتن همسر بود .چون به هر حال واسه ازدواج نيازمند ماشين و خونه و شغل و .... مي بوديد.اما با اين روندي که داره پيش ميره - و اينکه دختراي اين دوره زمونه به جاي اينکه دنبال يه دوست و همدم باشند انگار دنبال يه جنس اتيغه و لوکس هستند- من پيش بيني مي کنم تا دوسال ديگه ازدواج خيلي با صرفه تر از داشتن دوست دختر باشه.....!

 

واقعاً من هنوزم نفهميدم هدف از داشتن دوست پسر براي  دختر خانوم ها کلاس گذاشتن پيش بقيه رفقاشونه يا اينکه داشتن يه دوست خوب و همدم صميمي؟!؟!؟!؟!(البته آقا پسرا زياد حال نکنند که من طرفشون رو گرفتم چون در بعضي از موارد عکس اين قضيه هم صادقه!)راستش اين قضيه رو هيچوقت يادم نميره که يه دختر خانومي که خودش اصلاً قيافه آنچناني نداشت دنبال يه پسر تو مايه هاي براد پيت براي دوستي بود!وقتي بش گفتم خودش با اينکه يه قيافه خيلي معمولي داره و چرا دنبال چيزي تو حد و اندازه هاي خودش نيست به من جواب داد:براي اينکه مي خوام دوست پسرمو به دوستاي دخترم نشون بدم تا حسابي حالشون گرفته شه و پز دوست پسراشون رو واسم ندن!!!

 

 

 

خوب اينم از اين مطلب.يه مطلب ديگه هم دارم در مورد شيوه هاي دوست يابي(همون مخ زني) در شهر هاي مختلف ايران که در صورتي که دوستان لر و کرد و آذري و شمالي وجنوبي و .... اعتراضي نداشته باشند و با اون موافقت کنند براي شما مي نويسم.منتظر پيامهاتون هستم . !)

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/05/14 ساعت 2:43 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


تولد وبلاگم و کادوی من به شما ....داستان فرار شهرام از زندان!!!!

 

 

مبارک مبارک تولدت مبارک وبلاگ آرزوها!!!!

یالا زود باشین کادوهاتون رو آماده کنید!!!

می دونم که خیلی خسیس هستید ...اشکال نداره

من بهتون کادو می دم

 

                                      فیلمنامه فرار شهرام جزایری

 

۱)نسخه افغاني :

ش ج : آهاي سربازها آن كفتر را بنگريد كه همانا از آن بالا كفتر مي آيه!!
سرباز اولي : عجب كفتري است!
سرباز دومي : آن كفتر را ولش كن آن يكي را بنگر!!!
سرباز اولي : شهرام كو؟
سرباز دومي : اي واي انگاري اغفال شديم ... شهرام فرار كرد!!!


2) نسخه فارسي :

ش ج : چند مي گيرين اغفال شين؟
سرباز اولي : دهنت رو ببند اين چه حرفيه؟ مگه خودت ناموس نداري!
ش ج : احمق ! منظورم از اغفال اينه كه بزاري متواري بشم!!!
سرباز اولي : آها !!! اما جواب بقيه رو چي بدم؟
(  اين قسمت از فيلم براي اكران عمومي حذف گرديد!)
سرباز اولي : واي چه احساس بدي دارم!
سرباز دومي : فكر كنم اغفال شديم!!


3) نسخه هندي :

ش ج : من هوس بستني كردم.
سربازها : پس بايد ما رو هم مهمون كني!
ش ج : عجب رويي دارين. دو دقيقه پيش پيتزا مهمونتون كردم . باشه بستني هم مي خرم . آقاي بستني فروش بي زحمت سه تا بستني بدين.
بستني فروش : ا !!!! شهرام تويي؟ اينجا چيكار مي كني؟ يادته تو محله مون با هم توي بستني فروشي كار مي كرديم؟ وضعت توپ شده ما رو نمي شناسي؟!
سرباز اولي كه تازه متوجه ماهيت شهرام شده بود خطاب به او: ا !!! شهرام  تويي؟ مي دوني چند سال دنبالت مي گشتم؟ شهرام منم بهرام !!! برادر گم شدت!!!
ش ج سرباز اولي رو در آغوش مي گيره و در حالي كه از خوشحالي اشك مي ريزه : داداش!
سرباز دومي : شهرام و بهرام . منم اسفنديار!!!!!!!!!!
( لازم به توضيح است كه اسفنديار در اين فيلم هيچ نسبتي با شهرام و بهرام ندارد و صرفا جهت گفتن يك ديالوگ يك جمله اي است)
بعد اين چهار نفر در حالي كه بستني مي خوردن آواز مي خوندن و حركات موزون انجام مي دادن... در ضمن باران هم مي امد!
ترجمه آواز:
سرباز اولي :
اي شهرام . اي مايه دار. اي مخ اقتصادي. اي يابنده اسانسور ترقي. اي استعداد درك نشده . اي فرار مغزها. اي خوش تيپ .اي هديه دهنده به هر مجلس و محفلي . اي كمك كننده به بي نياز و با نياز. تو را با دل و جان دوست دارم!
ش ج : اي بهرام! اگر عشقت حقيقي است پس اغفال شو!
بستني فروش : اين همه بستنيه من فداي يك خنده ي تو . اي كه با اشارتي همه مي شن بنده تو!
سرباز دومي : خيلي خونسردي ديوونم كردي! 
ش ج خطاب به سرباز دومي : پس تو يكي كه هيچي! آهاي بهرام اغفال شو ديگه ! كار دارم بايد برم ديرم ميشه ها!!!
سرباز اولي : داداش اين حرف ها چيه؟ ما اغفالتيم! شما متواري شو!!

 

 ۴) نسخه هاليوودي :

يك آدم خفن ( در حالي كه با يك عدد موبايل از نوع " از كي تا حالا " صحبت مي كنه : سرباز ها توي تير رس هستن.
ش ج : ( در حالي كه با يك عدد همراه 150 هزار تومني صحبت مي كند و در ضمن هزينه اضافي هم پرداخت نمي  كند): نمي خواد تير اندازي كني.خودم اغفالشون مي كنم!
( اين قسمت  از فيلم به علت بيش از حد هاليوودي بودن سانسور شده است)
سرباز اولي :
...................... بالا رو ببين . شهرام با 1 هليكوپتر متواري شد!!!
سرباز دومي : اما خوشبختانه 1 سر نخ مونده!
سرباز اولي : نادون... اين كه سر نخ نيست اين موهه!!!!
سرباز دومي  : اي واي انگاري تو اين نسخه هم اغفال شديم!!!


5) نسخه سينمايي ماورا :

1 عدد سفينه وارد زمين مي شود.
1 عدد گشت كنترل نا محسوس : بزن كنار!
گشت نا محسوس : از كجا مياي؟
موجود فضايي : از خونه مادر زنم تو كره مشتري بود راه افتادم مي خوام شهرام رو متواريش كنم بعد مي رم خونه خودمون تو كره مريخ!
گشت نا محسوس :( خطاب به همكارش) :  ايشون حالت طبيعي ندارن يه تست ازشون بگير!!
گشت نا محسوس : تخلفاتت رو قبول داري؟ اگه نداري ما خيلي پيشرفته هستيم. همشون رو ضبط كرديم. باورت مي شه؟ خيلي باحاله نه؟؟!!!
موجود فضايي : تخلفاتم چيه؟
گشت نا محسوس : سرعت غير مجاز و تغيير شكل بدنه خودرو.... ا ... پلاك هم كه ندارين! بايد ماشينت رو بخوابونم!!!
( در همين لحظه موجود فضايي غيب مي شود و يه راست با سفينه اش كنار شهرام و اون دو تا سرباز ظاهر ميشه)
موجود فضايي :
شهرام تويي؟
ش ج : اره !!!!
موجود فضايي : تو هموني هستي كه ادعا كردي اگه رئيس جمهور بشي مي توني معضل اشتغال رو حل كني؟
ش ج : بله!! البته با انجام تخلفات كوچيك!!
موجود فضايي : پس تو خيلي كارت درسته ! ما مي خواهيم تورو بدزديم و ببريم مريخ!
ش ج : اشكالي نداره ... ولي بنا بر فيلمنامه قبلش بايد اين دو سرباز رو اغفال كنين!
موجود فضايي : اي بابا.... اين كه كاري نداره!!!
و بدين ترتيب موجودات فضايي شهرام رو به مريخ بردند...

 

وعده دیدار من و شما با کمپوت در اوین

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/05/07 ساعت 11:33 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ایرونی شناسی!!

 

چه جوري ميشه در يک کشور خارجي از روي رفتار شخصي متوجه شد اون ايرونيه؟!؟!؟

 

 
1-فرض کنيد داريد با خيال راحت و از سر خوشي توي خيابون هاي برلين قدم ميزنيد. سر راهتون به يه تقاطع ميرسيد و صبر ميکنيد تا چراغ براي شما سبز بشه.موقعي که چراغ سبز ميشه و داريد از تقاطع رد ميشيد يه ماشين با سرعت مياد و در حاليکه چراغ براي اون قرمزه و نزديکه که با شما تصادف کنه تقاطع رو رد ميکنه....اينجاست که ميتونيد با خيال راحت به راننده خلافکار با زبان شيرين فارسي فحش بديد!چون مطمئن باشيد اون يه ايرنيه و زبون شما رو ميفهمه!
 
2-رفتيد فرودگاه و سوار هواپيما شديد و ميخوايد بريد لندن.وقتي هواپيما در فرودگاه لندن نشست يه سري به مفازه فروش مجله هاي سکسي(همون غير اخلاقي) داخل فرودگاه بزنيد.چي ميبينيد؟
عکس هاي مستهجن؟

فيلم هاي بد بد؟
خانم هاي چيز؟!؟!
نه از اين چيزا نمي بينيد...يعني ممکنه از اين چيزا ببينيد ولي اون چيزي که توجهتون رو جلب ميکنه اينه که: مسافراي ايروني که تا 2 دقيقه پيش توي هواپيماي شما داشتن از شدت کلاس گذاشتن خفه مي شدن مثل آفت زده ها ! افتادن روي مجله ها و دارن  اونها رو ديد ميزنن!!(فروشنده هاي مجله هاي سکسي توي انگليس هر وقت مشترياشون زياد ميشه به شوخي ميگن:انگار يه هواپيماي ايراني نشسته!!!)  *
 
*البته اونا اين جوري نميگن بلکه به زبان انگليسي ميگن و من جهت رفاه حال شما بيننده گرامي ترجمه فارسيش رو ذکر کردم!
 
3-رفتيد يکي از شهر هاي ترکيه(منظور همون آنتالياست!ولي خوب نميشه اسمش رو گفت!) ميريد تا در کنار سواحل دريا يه قدمي بزنيد! يهو ميبينيد يه خانمي با مانتو شالاپ(منظور از شالاپ صداي برخورد توده  عظيم چربي با آب در يا ست!) مي پره تو دريا! بعد که نگاه مي کنيد ميبينيد يه آقاهه هم اونجا کنار دريا وايساده هي داره ملت رو ديد ميزنه و اينا! يه دفعه چشمش ميفته به شما ... در اين لحظه که شما داريد به اون خانومه نگاه ميکنيد اگر اون آقاهه بياد جولو و به شما به زبان ايروني بگه ""هي مرتيکه مگه خودت ناموس نداري؟چرا به زن من نگاه مي کني؟!؟!"" اصلاً تعجب نکنيد!*
 
*خدايي ما ايراني ها خيلي باحاليم.کلي زن خوشگل و سرخ و سفيد و ....! کنار درياست ولي ما بازم فکر مي کنيم همه دارن زنمون رو ديد ميزنن!
 
 
4- داريد يه مسافرت رويايي رو در يکي از شهر هاي هلند مي گذرونيد(فرض مي کنيم آمستردام).واسه شام ميريد به  بهترين رستوران آمستردام! شامتون رو با لذت تمام مي خوريد(يا همون ميل ميکنيد!)نگاهتون ميفته به ميز بغليتون ميبينيد يه خانم و آقاي کلي شيک و با کلاس  تازه اومدن و مي خوان غذا سفارش بدن.وقتي غذاشون رو سفارش دادن ميبينيد که آقاهه لب به غذا نمي زنه!يه کم ميگذره و ميبينيد آقاهه به گارسون ميگه بياد.وقتي اون آقاهه داره با پيشخدمت رستوران صحبت ميکنه اگه گوشتون رو تيز کنيد اين جملات رو ميشنويد:ببخشيد ميشه دو تا تيکه نون هم بيارين غذامونو باش بخوريم؟!!!!!!!!!!!! !!!!!
 
5-داريد در شهر دبي واسه خودتون قدم مي زنيد و از زيباييهاي خداوندي لذت مي بريد. ميرسيد به يه پاساژ.ميريد داخل.داريد (فرض مي کنيم شما با اين خصلت ايروني ها که هر جايي ميرن اول يه سري به مراکز خريدش ميزنن آشنا هستيد!) با خودتون صحبت مي کنيد:" عجب جاي شيکي .بابا ايول اين عرب ها هم چه خرجي مي کنن. مرحبا.لامسبا روي نفت مي خوابن ديگه ببين چه پاساژي درست کردن عينهو قصر.اااا وايسا بينم يه جاي کار مي لنگه!پس اين پاساژ به اين شيکي و تميزي و اين همه مغازه چرا مشتري ايراني نداره؟!" در حالي که از تعجب دهنتون گرد شده از در پشتي پاساژ خارج ميشيد . ميريد توي خيابوني که پر از فروشنده دست فروشه و بساطشون رو کنار خيابون پهن کردن.اوه عجب جمعيتي دورشو گرفته.با خودتون فکر ميکنيد : مگه چي ميفروشه که اينقدر اطرافش شلوغه؟!؟! کنجکاو ميشيد و ميريد جولوتر و يه دفعه يه صداي زنونه ميشنويد که ميگه: اصغر ازش بپرس اين جوراب شلواري ها رو چند ميده!!!!!!!!
 
6-يکي از فاميل هاتون بعد از 20 سال دوري از وطن برگشته ايران (ايشون 20 سال پيش براي ادامه تحصيل و زندگي به کشور متجاوز امريکاي جهانخوار نزول اجلال فرموده بودند!)شما بش ميگيد: واي خداي من اصلاً تغيير نکردي.دقيقاً عين 20 سال قبلت خوشگل و خوش تيپي !(حالا بگذريم که طرف 20 سال پيش شبيه بوزينه بوده و الان هم 20 سال گذشته و پيرتر و شکسته تر و زشت تر شده)يارو هم کلي کلاس ميذاره و ميگه:اوه يس!مرسي عزيزم! در اين لحظه شما کلي کف مي کنيد:اي ول بابا ببين چقدر لهجش انگليسيه.دمت قيژ جعفر آقا!کلي خارجکي شدي ها! طرف هم جواب ميده :تنکيو!   از اونجايي که ما ايرانيا خيلي زبر و زرنگيم و اين کسي هم که توي قصه ما نقش مقابل مستر جفري(جعفر سابق) رو بازي ميکنه (يعني همون شما) از اين قائله مستثني نيست پس ميدوييد ميريد تو اتاقتون و متن انگليسي که استادتون داده ترجمه کنيد مياريد و ميديد دست جعفر آقا تا واستون ترجمه کنه!اونجاست که ميبينيد يارو مثل خر تو گل گير ميکنه !!! تو اين 20 سالي که اون ور آب بوده فقط اوه يس و تنکيو رو ياد گرفته!!!!
 
 
 

 
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/04/31 ساعت 4:16 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


از مشخصه هاي اعضاي نمونه 360

 

 


اول اينکه اگر به تعداد ليستشون نگاه کني بالاي 250 نفراند و اگه پسر باشند اکثريت ليستشون رو دختر ها جا خشک کردند و اگه دختر باشند پسر ها مصادره کردند
 

 

دومين مشخصه تعداد پروفايلهاشونه که اگه خيلي آدم مظلوم و خجالتي باشند 3،2 تا و اگه سر به زير باشند و ساکت تا 12 پروفايل هم ديده شده ، خوب اگه شما نمي دونين که تو کدام پروفايلش هستيد کافيه به شماره کناره عکسش نگاه کنيد
 

 

 سوم ، شيوه بلاگ نوسي اين افراد هستش که اگه نگاهي به آرشيو بندازين يک بلاگ رو حتما مي يابيد که نوشته شده: اين عقشششش منننننننه....که عکس محبوب دوست داشتنيشون رو گذاشتن پشت ويترين بلاگ واسه نمايش ، بين 20 تا 30 بلاگ مي بينيد که از لفظ آخي !! ببينيد چقدر خشجلهههههههه.... که توشون از زواياي مختلف عکس سگشون ، گربشون ، موش !!!! کفترشون ، سوسکي که با هاش زندگي مي کنند ، گنجشک روي درخت جلوي خونشون و... رو انداختن
چهارم ، شيوه نگارش اونا تو کامنت هاست که تمام واج هاي گفتاري رو با تغيير در جاهشون به کار مي برند ، واژه هايي مثل: خوشکل ، خوبي ، باشه ، عشقم به ترتيب تغيير مي کنه به : خوجگل ، خوفي ، باووووجه ، عجقم . خلاصه که حرف کم مصرف ج در زبان فارسي به پر مصرف ترين حرف در اين نگارش مي رسه
 

 

به ريز مواردي هم مي شود اشاره کرد : اکثر عکس ها سياه سفيد هستند ، عکس هاي همه پسرها شبيه هم : همه عينک زده ، ته ريش دارنند ، موها سيخ شده و طرز فيگور گرفتن همه يکسان و گاها پشت ماشين ، بغل ماشين ، کنار ماشين ، زير ماشين هستند ، دختر ها هم به همين منوال ، همه شبيه هم ، دور از هر نوع تنوعي ، اغلب عکس ها با مبايل و پشت آينه گرفته شده ، حيف است گوشي هايشان تو عکس نباشه ، از تم شون بخواهيم صحبت کنيم ، يا کلکسيوني از عکس هاي خواننده ها ، بازيگرها است يا مارک هاي لباس . تعداد کامنت ها نکته ريز ديگري است که خوب ، بسته به جذابيت ، 3000 تا کمترينشون هستش تا به بالا ، شما هم اگر مي خواهيد کامنتاتون زياد بشن يک در ميان خودتون واسه خودتون کامنت بزارين
 

 

خوب ، اين هم فرهنگ عام 360 هستش... . خوب يا بد ، قضاوت پاي شماست


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/04/17 ساعت 1:12 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


طالع بینی دانشجویی...ویژه ارشدیون!!!

 

 

 
به تمامي دانشجويان عزيز اكيداً توصيه مي نماييم، قبل از هرگونه برنامهريزي و شركت در هرگونه كلاس اعم از تضميني، طالع بيني كنكوري ما را ـ كه براساس آخرين تكنولوژي طالع بيني مدرن ميباشد ـ را مطالعه نماييد. به جان شما ضرر نمي كنيد.


متولدين فروردين ماه:

دختر يا پسر فرقي نمي كند، شما بايد بدانيد چون در ماه اول سال بدنيا آمده ايد و كنكور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار ميشود، روز امتحان دير از خواب بيدار ميشويد، بعد در ترافيك گير ميكنيد واحتمالاً از كوچه كه رد ميشويد زني با يك سطل آب كف از شما استقبال خواهد كرد (به عبارتي بدرقه) از تمام اين مخاطرات كه بگذريد، جلوي حوزهي امتحاني متوجه گم شدن كارت ورود به جلسهتان ميشويد بنابراين توصيه ميشود بيخود دنبال دردسر نرويد و از هرگونه تلاشي براي رسيدن به مقاطع بالاتر دانشگاهي خودداري كنيد. آفرين بچه خوب!


متولدين ارديبهشت ماه:

 اول، قدم نورسيده را به مامان و بابا تبريك ميگوييم. تو اگر دختر باشي، اسمت يا نيره است يا حكميه و اگر پسر باشي اسمت يا هوخشتره است يا آريوبرزن (البته پسرها اسمهاي ديگري هم دارند)، متولدين اين ماه خيلي بيجنبهاند، آخر لزومي ندارد، به بقالي سر كوچهتان پز بدهي كه بعد از يازده سال فوق قبول شدهاي، خبر قبولي را احتمالاً در مراسم خاكسپاري يكي از بستگان ميشنوي و چنان قهقههاي ميزني كه گوركن با بيل و صاحب عزا با دسته بيل به دنبالتان خواهند دويد.


متولدين خردادماه:

 همانطور كه از اسم ماه تولدتان پيداست، دچار درسخواندن افراطي از نوع طالباني ميباشيد (همان خرخوان خودمان) دخترهاي خردادي يك روز قبل از كنكور ارشد برايشان خواستگاري پيدا ميشود (آنهم كچل پلاك ليزري نمره قبرس)، پس بهتر است كه دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهاي خردادي بدهند (كه براي پنجمين بار امتحان ميدهند).


متولدين تيرماه:

يك خبر خوش به شما خواهد رسيد. لطفاً جنبه داشته باشيد، هيچ ربطي به كنكور ارشد ندارد چون هنوز دو سه ماهي تا امتحان باقي مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاييدن گاو پدربزرگتان ميباشد يا تصويب طرح افزايش وامهاي دانشجويي. فعلاً بهتر است بيخيال فوق شويد. هروقت گاو پدربزرگتان دوباره زائيد، آنوقت در امتحان شركت كنيد. مطمئن باشيد قبول ميشويد.


متولدين مردادماه:

 داوطلب گرامي ستاره بخت شما در دسترس نميباشد. لطفاً جهت اطلاع بيشتر با دفتر نشريه يه چيزي بهتر، بخش طالعبيني و فالگيري، تماس بگيريد.  !


متولدين شهريور:

اشتباه نكنيم بايد رشتهي هنر باشيد دختر يا پسر خوبم هيچ گنجي بهتر از يك تيپ عجيب و غريب و هيچ عزتي بالاتر از اينكه موهايت را دم اسبي ببندي، وجود ندارد. ناصحم گفت:«كه جز تيپ چه هنر داشت هنر؟» گفتم: اي ناصح عاقل هنري بهتر از اين فوق به چه درد ميخورد؟! مهم تيپه، كه آخرشي.

 
متولدين مهرماه:

 متولدين مهرماه، يا پسرند يا دختر (البته يك سري موجودات ديگر را هم شامل ميشود، كه مد نظر ما نيستند)، دخترها بعد از گرفتن ليسانس در كارگاههاي قاليبافي مشغول به كار خواهند شد و پسرها اگر پشتكار داشته باشند، به شاطر خوبي تبديل ميشوند. بنابراين خانمها در رشته فرش و آقايان در رشته بسكتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.

 
متولدين آبان ماه:

 تو احتمالاً يا ترانه پانزده سال داري و يا سكينه سانزده سال و يا اصغر يازده سال، پس توصيه ميشود كه هر وقت به سن قانوني رسيديد، برويد سراغ اين جور امتحانها، فعلاً شيرتان را بخوريد.


متولدين آذرماه:

اي جونممم..... عجب اختربختي داريد آذريها! پسرهاي متولد آذر، روز امتحان عاشق ميشوند و شكل خانه هاي سياه پاسخنامه بيشباهت به قلب (نيزهاش فراموش نشود) نخواهد بودالبته نياز به درس خوندن ندارن چون اذريها خيلي با هوشن خيلي...... واما خانمها شما در دانشگاه هوشنگآباد سفلي در يك رشته نيمه پاره وقت شبانه با مدرك معادل، تحت نظر دانشگاه پيام نور (البته با گواهي ISO هفت و هشت هزار) قبول خواهيد شد. لابد توقع داريد تحويلتان هم بگيرند. (مواظب خودت باش نابغه!)


متولدين دي ماه:

 دوست عزيز متأسفانه طالعتان خيلي بد است. شما يا شش سال پشت كنكور ميمانيد يا هشت سال. اگر شش سال پشت كنكور مانديد كه حتماً دوسال ديگر هم خواهيد ماند و سال هشتم قبول ميشويد، ولي روز اعلام نتايج دچار عارضه قبلي (منظور همان قلبي است) خواهيد شد و جان به جان آفرين تسليم خواهيد كرد. با توجه به هزينه زياد كفن و دفن خواهشمنديم روي دست پدر و مادر خرج نيندازيد، ماه همين جوري شما را دكتر قبول داريم!!


متولدين بهمن ماه:

 متولدين اين ماه بايد قبل از اينكه صبح زود از خواب بيدار شوند، توي رختخواب نرمش سنگين انجام داده، بعد 35 دقيقه خميازه بكشند (كمتر از حد اعتياد) و مجدداً بخوابند. اين كار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهيد تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهيد. قبولي شما را آن هم با رتبه تك رقمي تضمين ميكنيم.

 
متولدين اسفند:

عزيز دلم، اسفند، بدترين زمان ممكن براي به دنيا آمدن است، ـ آخه، عزيز من،ماه قحطي بود ـ چون امتحان كارشناسي ارشد در اين ماه برگزار ميشود. پسرهاي متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در رياضت پس از چند ترم آب خنك خوردن در پژوهشكدهي ماهاني به همان مدرك ليسانس راضي ميشوند و دختر خانمها اگر كمتر سريالهاي بيمزه تلويزيون را نگاه كنند، قبولي ارشد جلوي پاي آنهاست، اگر نميبينند به چشم پزشك مراجعه كننند.

 
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/04/01 ساعت 5:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آرزوهام

 

نمي دونمستم نوشتن آرزوهايي كه هميشه باهام بودن و دوست دارم بهشون برسم اين قدر سخت باشه

پويا ما غلط كرديم گفتيم ما رو هم دعوت كن

خودم كردم كه ......

 

آرزوهاي لي لي:

1)      خوشحالم كه حد اقل در 1 مورد با پويا هم عقيده هستم اونم فقط توي آرزوهام ....زياد ذوق نكن حالا

      اونم اينه كه پدر و مادرم هميشه سلامت باشنو تا اونجايي كه بايد سايشون بالا سر من و پويا باشه

 

      نكته:

      از اونجا كه اين نوشته من حتما بايد باشه پس ما اون رو جزو آرزوها قرار نمي ديم

     (نكته انحرافيش اينه كه بتونم آرزوهاي بيشتري بنويسم)!!!!!

 

2)      آرزو دارم اين سوسكي كه الان داره منو نگاه مي كنه بره خونشون!!!.....مامان.....كمك....

 

3)      اينكه دوستام بهم وفادار باشن و من براي اونها اون جوري باشم كه مي خوان...پس لطفا از اين نوشته من سو استفاده نشود!!!!    

 

                                                                                          با تشكر

 

      4)  آرزو دارم كه هيچ كسي آرزوهاي بد نداشته باشه به غير از خودم!!!!!

 

5)      حالا چون منو دعوت كردي براي نوشتن آرزوها پويا خان......ما نيم نگاه زيبايمان را به شما                  

مي انداريم و لطف مي كنيم در حق شما و از خداوند خواستار براورده شدن آرزوهاي شما بنده كوچك هستيم!!!!

حالا نكه پورو بشي 1 آرزويي كني كه به ضرر من باشه!!!

نكه ببينم آرزوهاي بد بد بكني؟

نكه ببينم ....

اصلا ولش كن خدا نمي خواد بي خيال اين آرزوم شو!!!!!!!     

   

      6)  آرزو دارم كه وقتي ميام خونه مامانم سيني سبزي هارو نذاره جلوم بگه همرو پاك كن!!! تازه بدش                                                 

هم بايد برم سالاد درست كنم ...واي هويج هم بايد رنده كنم!!!!                                                                                         

 

      7)  آرزو دارم كه همه جوونها خوش بخت بشن......مگه نه؟     

           البته مي دونم كه از خداتون بود من اين آرزو رو بنويسم ......نگو نه كه تو از همه بدتري!!! 

      

      8)  خدايا...

            تورو جون هركي كه دوست داري...... جون پويا . ماريا.مارال. داوود. يحيي. دنيا. بهناز. رائيكا.

            ناديا. محبت. مهدي دهقان. مهدي رنجبر. مهدي نعمتي!!! . مسعود. ...                                                           

            ( اه ....چه قدر زيادن ...خسته شدم!!!)

             اهان داشت آرزوم يادم مي رفت

             اره جون همه اينها و اونهايي كه ننوشتم!!!

             اين غول بي شاخ و دم .....اين نامرد روزگار...... اين بي معرفت.....ايني كه مثل بختك افتاده

             رو جوان ها....

             كنكور..!!..!!..!!...!!..!!  شرش رو از سرمون كم كن!!!

             همه با هم  دعا كنيد و آمين بگيد .....شايد فرجي شد!!!

      

9)      آرزو دارم تا اونجايي كه جاش هست و بايد باشه من وبلاگ رو آپ كنم...

مثل بعضي ها نشه كه پشته سرش حرف بزنن....  علي دائي!!!!

 

10)   هميشه آرزو داشتم و دارم كه بتونم 1 روزي در رشته دكوراسيون تحصيل كنم...

11)   آرزو دارم كه هميشه در حد متوسط باشم...( 1 خورده درك مطلبه...اگه دركت بالاست كه به من چه ولي اگه دركت بالا نيست ...بازم به من چه!!!)

 

12)   آرزو دارم كه هيچ وقت بلاگفا خراب نباشه كه تمام آرزوهايي رو كه نوشتين پاك بشه و مجبور

باشين دو باره از اول بنويسين!!!    چون خداييش سخته

 

13)   آرزو دارم كه هميشه به پدر و مادرتون سر بزنيد  ...( قابل توجه مسعود!!!)

 

14)   اين رو هم همين جوري نوشتم  چون عدد 13 نحسه ...و من نمي خوام كه آرزوهام براورده نشه!

عجب حرف چرتي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!...  

 

 

اين ها آرزوهاي من بودن..

رسم بر اينه كه هر كسي كه آرزوهاشو مي نويسه چند نفر ديگرو هم دعوت كنه به نوشتن آرزوهاشون...

 

ما هم اين هارو دعوت مي كنيم ( واي به حالتون اگه دعوت منو نپذيرين و آرزوهاتونو ننويسين!!!

اين موقع هست كه از خدا مي خوام جيزتون كنه!!!)

 

دعوتي هاي لي لي:

           

          نازنين تنها ( قربونش برم)

 

                                       فراقي ( واي به حالت اگه ننويسي)

 

                                                                                آشغالدوني( البته شما اگه دوست داري بنويس)

 

افراد ديگه اي هم هستن كه دوست دارم دعوتشون كنم ولي وبلاگ ندارن مثل آرام جون. رائيكا جون

و يحيي خان

اميد وارم كه همه آرزوهاتون براورده يشه

 

دم همتون گرم

                           تا بعد

 

    

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/03/12 ساعت 0:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


انواع موسیقی در ایران

 

 

 
1-موسيقي سنتي:موسيقي اصيل ايران که قديمي ترين موسيقي ايراني مي باشد.اين نوع موسيقي توجه ما را به سمت عواملي چون بوي جوي موليان,عکس رخ يار در آينه و نيز زلف پريشان وي, شراب ظلماني و ساقي رند و حافظ و ... معطوف مي نمايد.(از اونجايي که اين موسيقي خيلي اصيل و غني و سنتيه واسه اينکه متهم به زير سوال بردن ارزش هاي ايراني نشم زياد بش گير نمي دم!)
 
2-موسيقي لاله زاري:نوعي موسيقي که همراه با قر کمر و حرکات موزون يک انسان به نام رقاصه همراه بوده است.اوج شکوفايي اين موسيقي قبل از دوران انقلاب اسلامي مي باشد!مهوش,پريوش و بند آمدن توپخانه و لاله زار! از مهمترين موضوعات قابل ذکر در اين نوع موسيقي مي باشند.(از اونجايي که پرداختن به اين نوع موسيقي هم يه کم مسئله داره پس زياد بش کاري نداريم)
 
3-موسيقي جواتي:نوعي موسيقي که مخصوص نشستن پشت کاميون و وسايط نقليه سنگين مي باشد و خوردن عرق سگي همراه با گوش دادن اين موسيقي خيلي فاز ميدهد.بزرگان اين نوع موسيقي به دليل معروفيت و مشهوريت زياد نياز به معرفي ندارند.مسائل پرداخته شده در اين نوع موسيقي عشق لاتي عرق سگي تا آخر خاطر خاطيم بيا بغلم فاطي و ... مي باشد.
 
4-موسيقي پاپ:
اين نوع موسيقي به چند دسته تقسيم مي شود:
 
اول:موسيقي پاپ قديم:که خود به چند زير شاخه تقسيم ميشود
 
الف:موسيقي فرهادي:نوعي موسيقي که  قصد آن آگاه نمودن گنجشک اشي مشي از خطر هاي زندگي و اينکه نبايد روي پشت بام خانه آقاي خواننده بشيند و همچنين ياد آوري روزهاي هفته ميباشد.نکته قابل توجه در اين موسيقي چکيدن خون از ابري سياه رنگ مي باشد.
 
ب-موسيقي داريوشي:نوعي موشيقي ,چيز ببخشيد يعني نوعي موسيقي که خوراک نشستن پاي منقل و وافور(بافور)وکشيدن ترياک ميباشد.در اين نوع موسيقي ما متوجه ميشويم که .....بي خيال ولش کن ما چيزي متوجه نميشويم چون الان وشط حش و حاليم!اون در رو هم ببند شوز و شرما(سوز و سرما) نياد!!!
 
پ-موسيقي لس آنجلسي قديم(نام ديگر:دامبولي ديمبول):نوعي موسيقي که در سال هاي ابتدايي دهه 70 در خارج از کشور اجرا ميشد و بسيار  طرفدار داشت.مهمترين دغدغه خواننده اين نوع موسيقي دير اومدن دوست دخترش سر قرار بود و اين که اگر دوست دخترش بره اون چگونه خاکي را روي سرش بريزد؟!؟!.آها قرش بده دوست دارم! موضوعات مورد علاقه اين نوع موسيقي عبارتند از:عزيزم نفسم جيگرم خوشگلم  جونم عشقم مهربون من و ....مثال:تو جون مني همراه مني نفس مني عشقولي من.اگه تو بري من ديگه زنده نمي مونم. ضمناً يکي از ويژگي هاي اين نوع موسيقي رفوزه شدن با نمره 20 مي باشد!(خانم درس چيه حساب چيه هندسه و کتاب چيه؟.....)و البته تنبل بودن مبصر کلاس در درس عاشقي نيز از جمله پيام هاي اخلاقي اين نوع موسيقي مي باشد(وقتي از در تو مياي تنبل کلاس ميشم و توي جمع شماها! گيج و بي حواس ميشم.خوب دس منو خوندي منو کلي! سوزوندي منو مثل يه برده خونه ننت کشوندي....) يه دختر دارم چشم نداره دماغ و دهن هم نداره!.....
 
دوم:موسيقي پاپ نيمه جديد:اين موسيقي در داخل ايران به وجود ميامد و خواننده هدف خاصي از بيان ترانه هايش نداشت و تنها هدفش شبيه بودن صدايش به خواننده هاي آن ور آبي بود!سردمدار اين نوع موسيقي جناب آقاي مهندس دکتر  خشايار اعتمادي بود که با صداي داريوش و آهنگ هاي حيدر مريم زاده! و قيافه شرک! قصد تصاحب دل جواتان , ببخشيد نه چيز يعني جوانان ايراني را داشت.در همين دوران و در خارج کشور يک پديده به سرعت داراي مقبوليت عام ميگشت!و اين پديده کسي نبود جز آقا با داود با آهنگ:رنگ چشات عسل!رنگ ....! اسمتم که غضنفر!نشه کله ات کچل!
 
سوم: موسيقي پاپ جديد:
 
الف :موسيقي لس انجلسي جديد:ادامه دهنده راه موسيقي لس آنجلسي قديم با اين تفاوت که آهنگ ها داراي ريتم تند تري شده است و باعث حرکت سريعتر غذا داخل معده ميشوند!در اين نوع موسيقي خواننده ديگر نگران دير آمدن دوست دخترش نيست بلکه مي خواهد به زور به بيينده القا کند که دوست دختر شان امشب بسي خوشگل شده است! موضوعات مورد علاقه در اين نوع موسيقي عبارتند از:هوس !تو سرم نميزني چرا پس؟- آي خانوم کجا کجا؟- ديا دياوم ديا دياوم!(صداي فنر پنبه زني)آس آس آسمو پاسم ولي عاشقونه!-ديوونه ديوونه ديوونه اون خودتی!-و .... بدون شک پديده اين نوع موسيقي کسي نيست جز جناب اسماعيل خان اسماعيل خان(اشتباه نکنيد!نوشتن دو بار اسم اين عزيز اشتباه تايپي نيست.بلکه چون ايشان پايه گذار يه سبک جديد در موسيق ايراني هستند به نام جوات جوات! اسمشان رو دو بار نوشتم که تأ کيدي باشد بر هنر والاي اين برادر عزيز!) !!مثال هايي از شاهکار هاي هنري آقا اسماعيل: دبي دبي-قبول قبول-ميشکنم ميشکنم و ....ضمناً به طرفداران اسماعيل خان هم وعده مي دهم که بنا بر اخبار رسيده نام آلبوم بعدي ايشان " خاک تو سرم خاک تو سرم " ميباشد.
 
ب-موسيقي پاپ جديد ايراني( 6 و 8!): اين نوع موسيقي در داخل ايران بوجود آمد و براي اينکه در اين رشته خواننده شد ابتدا بايد يک خيانت بزرگ از دوست دختر تيريپ لاوتان  بخوريد تا بتوانيد آثار موفق بيرون بدهيد.و البته خواننده اين نوع موسيقي همش از بي وفايي يار مي نالد و اخرش هم هر چي فحش بلد است رو سر دوست دختر بنده خدايش سوار ميکند!موضوعات مورد علاقه عبارتند از:تف تو مرامت عوضي کثافت! بدم مياد ازت! احمق عوضی فکر کردي کي هستي و ...مسلماً بزرگان اين نوع موسيقي مثلث  حامد هاکان-محسن يگانه و محسن چاووشي هستند با تواناي منحصر به فرد در دادن البوم هر 8 ساعت يکبار!
 
نکته:شخصي به نام محمد اصفهاني نيز در اين کشور فعاليت موسيقي انجام ميدهد ولي نگارنده هنوز متوجه نشده است وي در حيطه موسيقي سنتي کار ميکند يا پاپ! با عرض معذرت از آقاي چارلي چاپلين!!!
 
5-موسيقي بندري!(نام ديگر دوبٌائو دوبٌئو !):نوعي موسيقي که از دير باز جهت تکون دادن قسمت بالا تنه به کار مي رفته و درياي بوشهر و بندر عباس و ماهشهر را در ذهن انسان تداعي مي کند.هدف خواننده در اين نوع موسيقي آشنا نمودن شنونده با دختر هاي جنوبي و چهره بلورین آنها را همچون پريان دريايي توصيف ميکند!چندي پيش آهنگ بسيار جالب توجه سياه نرمه نرمه! انقلابي بزرگ در زمينه اين نوع موسيقي پديد آورد و بعد از آن آهنگ خالو خالو و آفاب لب بومه روز کارش تمومه! در رتبه هاي بعدي قرار دارند.
 
6-موسقي رپ: نوعي ديگري از موسيقي که حدود 5 سال است در ايران بوجود آمده و يکسال نيز مي باشد که مورد قبول جامعه ايراني قرار گرفته است ونکته مهم در اين نوع موسيقي خواننده هاي آن هستند که همه از نوجوانان 18-19 ساله هستند که مهمترين دغدغه آنها داشتن دوست دختر مي باشد!!! ضمناً اين نوع موسيقي بر اساس آمار ارائه شده توسط اداره زيد يابي موثر ترين راه براي مخ زدن ميباشد!موضوعات مورد علاقه عبارتند از: دوست دختر من بهتره مال تو احمقه!دخترا رو بايد از بين برد-اهنگام هست تو همه مهموني ها و همه ماشين هايي که ميدن تو اتوبان تهران کرج ويراژ-رفتيم پارتي اوف عجب دافايي-[...] و [...] و[...]و[...] !نکته جالب ديگر رويش قارچ وارانه ي خواننده رپ(رپر) مي باشد و نکته بسيار جالبتر اينکه هر کسي که شروع به خواندن آهنگ رپ ميکند ابتدا تمامي خواننده هاي رپر ديگر را زير سوال مي برد و .. بزرگان اين نوع موسيقي عبارتند از: سروش -امير کچلو!-ضايع بازي!-گل نيلوفر آبي که قبلاً بش ميگفتن ياس –صفر نميدونم چند و ابليس و جهنم و بهشت و برزخ و دوزخ و جهان آخرت و ....
 
پيام اخلاقي: اگه با مامان بابتون دعوا شد فرداش ميتونيد يه آلبوم بديد بيرون تا معروف شيد...!


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/03/05 ساعت 0:45 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


ازدواج می کنی؟

 

 


از آنجا كه امر ازدواج يكي از مهمترين اصول اجتماعي ، همچنين تشكيل خانواده يكي از مهمترين و
بنيادين ترين ساختارهاي اجتماعي ميباشد .
و همانطور كه ميدانيد حضور يك پسر مجرد ( عذب؟ يا عزب ؟)‌در ميان جمعي براي آن جمع موجبات
معصيت را فراهم ميدارد ، لذا اينجانب غضنفر كه هميشه حسن نيت و صداقتم را
در خدمت به شما ثابت كرده ام!!!! از همين تريبون رسمي اعلام ميكنم كه
 
*.*.*من اصلا قصد ازدواج ندارم*.*.*
 
منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه
ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( يعني به ازاي هر پسر پنج دختر ) بنده از
جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم !
 
در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد
مشخصات خود را تا پايان وقت اداري  سال جاري در همين وبلاگ كامنت
بگذاريد تا 100 سال ديگه که من پول دار شدم عقد بگيريم.
 
مهم: محدوديت سني: فقط  19 تا  22 سال( براي حفظ جمع محوري عزيزاني كه سنشون بالاتر
هستش ميتونن به عنوان خواهر در معيت و پا در ركاب ما باشن:فرنگيا ميگن فميل فرند)
 
حداقل مشخصات
 
الف) مشخصات ظاهري
 
- قد 165-170
 
- وزن 50-60 بيشتر نباشه هاااا
 
- اندام برزيلي
 
- چهره متناسب و دوست داشتني
 
- تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام از
همونا ميخوايم )
 
- لباس مارك پوش حتما
 
- تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه )
 
- حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت مياد مردا رژ لب بزنن ؟)
 
- رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه
فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ...
من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن
 
- رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنيدي ميگن ... ميگن اسمش ثرياست .. چشاش
همرنگ درياست )
 
- ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا عينكي نباشه ! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين روشه- اون توشه- )
 
- دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه !
 
- مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ...
علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني
اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !-
جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته )
 
- استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه )
 
- مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده ....
مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم
ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري )
 
- رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم
افول ميكنه )
 
 
- حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه ....
 
- ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره
 
- رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه )
 
- صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد
تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لحجه؟ لهجه؟ اش رو داشته باشه
 
- پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد
آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته
 
ب) مشخصات مالي
 
- تك دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا ميراث خور بشه)
 
- ترجيحا پدرش بالا  65 باشه - يا سيگاري باشه يا سابقه سكته قلبي مغزي يا هم سرطان داشته
باشه
 
- حتما متكمن باشه باباش
 
- باباش يا ماكسيما داشته باشه يا پرادو يا رونيز سوناتا هم بود ايب نداره ... ديگه هيچي هيچي يه زانتيايي مزدايي چيزي
داشته باشه پس فردا ماشين عروس آبرو ريزي نشه
 
- موبايل 0917 ( خوب آنتن بده) گوشي حتما نوکيا
 
- خودش حتما شاغل باشه ( بابا اين حرفاي سنتي رو كنار بزاريد ... تو هزاره سوم زن و مرد بايد
دوشادوش هم كار كنن)
 
- مهريه يك سكه بهار آزادي به نيت خودش
 
- جهيزيه درست حسابي بياره شامل :
 
- مبل نشيمن
 
- مبل پذيرايي
 
- مبل نهار خوري
 
- مبل آشپزخونه ( جنسش جوهر باشه - نره از مفت آباد دو تا تير تخته بياره بزاره وسط - ديپورت
ميكنم با خودش همشو خونه باباش من شوخي ندارم ها )
 
- سرويس آشپزخونه اش قابلمه و .... همه تيفال
 
- سرويس چاقو و قاشق چنگال زورينگر
 
- يخچال حتمن سايد باي سايد ازينا كه يخ تيلينگ تيلينك تف ميكنن بيرون رنگشم استيل باشه
سفيد خز شد رف پي كارش
 
- سورخ كن
 
- تستر
 
- ساندويچ ميكر
 
- و وسائل برقي آشپزخونه هم يا مولينكس يا سامسونگ يا دوو ... ( برنداري چرخ گوشت و آبميوه
گيري پارس خزر بياري )
 
- همينطور جارو برقي و ...
 
- لوازم صوتي و تصويري كامل
 
- سينما خانوادگي با اين تلوزيوناي فلت سامسونگ يا سوني كه مثل هيچكدام ديگر نيست
 
- لباسشويي كن وود
 
- اجاق گاز اگرم خارجي نمياره يا پاديسان يا سينجر ( اطلاعات تكميلي بعدا به اطلاع ميرسونيم )
 
- عروسي هم نيميگيريم ، من به خاطر عشق ميگم ! الان ديگه اين تشريفات و تجملات كه مايه
بقاي زندگي نيست .... ميريم يه سفر با هم مشهد بر ميگرديم ميريم سر خونه زندگيمون مثل دوتا
گنجيشك عاشق كيش و دوبي و تركيه و آنتاليا ... اينا آخه خوب نيست مشهد تبركه ، نيت مقدسه
من به خاطر اين ميگم
 
ج):مشخصات تحصيلي
 
- حتما يا کنکوري باشه يا دانشجو
 
- دانشجوهاي محترم دانشگاه آزاد در صورتي كه تعهد كتبي ازخانوادشون داشته باشن كه شهريه
دانشگاهشون تا قرون آخر پاي اوناس ميتونن ثبت نام كنن
 
- دانشجوهاي عزيز دانشگاه سراسري هم بايد تعهد داشته باشن كه مخارج جانبي پرداخت ميشه
( آقا زن ميگيرم صلواتي بورس تحصيلي نميديم كه )
 
- ترجيحا دانشجوي كامپيوتر يا رشته هاي مشابه فني كه پولساز باشه ... ميخوام چيكار بره
دامپروري(دامپيوتر)  بخونه از پس فردا بياد ور دلم بشينه !
 
 چهار نفر به قيد قرعه به عنوان همسر ثابت و ديگر شركت كنندگان فله اي صيغه

 
* پيش از آنكه فوحش و دري وري به من بگيد شما را به خويشتن داري دعوت ميكنم و به عرض
ميرسونم ( همينه كه هست فعلا كه قحطي پسره - مملكت قحط الرجال شده تو نميري - شما از
ظرفيت هاي ما پسرا استفاده نكنيد ما هم فرار مغز ها ميشيم ميزاريم ميريم از خارج متاهل
ميشيم)
 
!!! زود باش ثبت نام کن تا مهلت تموم نشده. 

اين هم قسمتي از خاطرات غضنفر(قبل ازدواج)

به جون خودم من نبودم!!!!!
 
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/02/31 ساعت 0:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


تبلیغات!!!

 

 

 

سلام به همه دوستان.آقا ما ديديم اينجا بد جوري بحث تبليغات داغه و هر کس داره محصولش رو تبليغ مي کنه ! من هم واسه اينکه اين عزيزان رو نا اميد نکنم يه  تبليغاتي ساختم باقلوا! حالشو ببريد:

 

$ 30/4(اينو گوشه تصوير گذاشتم که مثلاً بدونيد اينقدر زمان پيام بازرگانيه)

 

دين دين ديرين دين دين(آهنگ تعويض آرم شبكه با آرم پيام بازرگاني)

 

* تصوير الان داره يه آقا رو نشون ميده  که در حال ور رفتن با عابر بانکه و داره پول از حسابش بر ميداره.دوربين بش نزديک ميشه و ...

 

- آيا شما ميدانيد با همين کارتي که در دست داريد مي توانيد حال هر کسي رو در هر جاي اين کشور  که بخواهيد بگيريد؟!؟!

 

مرد اول: نه

مرد دوم:آشنايي ندارم

مرد سوم:خير...

مرد چهارم:بله! کافيه اون عدد 16 رقمي پايين کارت کسي رو که مي خواهيد حالشو بگيريد اينجا وارد کنيد تا شبکه بانکداري کشور انتقامتون رو ازش بگيره!!!

 

شبکه بانکداري کشور---->         راهي نو به سوي آينده....دين دين(اين دين دين با اون دين دين که آخر صا ايران مي گفت فرق داره ها!)

 

 

 

* يه آقايي توي دستشويي نشسته و  (گلاب به روتون) که يه دفعه يه صداي ناشناسي مياد :

 

نا شناس: ها! تو اينجا داري چي  وکني؟

آقاهه: دارم از خودم دست شويي در وکنم!تو کي بيدي؟چرا من نوبينمت؟

نا شناس: ها من وجدان تو بيدم! ايييي دست شويي که وگفتي همين اييي يعني چه؟!

آقاهه : حمييييييييييييييييييييييييييييييييييييد!!!!

صداي حميد: دست شویه تبرکه!!!!!

(نکته: براي حفظ برخي از شئونات توي اين تبليغ استثنا ئاً جاي اون خانومه که ميگفته حميد ما يه آقا گذاشتيم!)

 

 

*آيا مي دانيد در سالي که گذشت 245 هزار نفر از شاگرد اولي هاي کنکور جزو کانون فرهنگي آموزش ( شلغم چي )بوده اند؟!؟!؟!؟!

مهرداد باقالي پور  رتبه اول منطقه جنگي      تعداد آزمون: 2 آزمون

شمس الله  غاز مراديان رتبه سوم منطقه 4      76832  آزمون!

جندق جغتاپور     رتبه اول منطقه 1               هيچ آزمون!!!

 

 

 

*يه پسره و يه دختره رو به رو هم نشستن و دارن براي آينده شون برنامه ريزي مي کنند!

پسره: عزيزم با عيدي هات چيکار کردي؟

دختره:بگو چي کار نکردم! مي خواستم برم باهاشون جديد ترين لوازم آرايش دارا و سارا رو بخرم اما مامانم به زور منو برد موسسه قرض الحسنه قوام السلطنه تا واسم حساب باز کنه!

پسره: پس من چي؟!؟!؟!

 

تصوير عوض مي شه: يه پيکان سبز رنگ درب و داغون جلوي دوربين نگه مي داره . اول يه دختر و بعدشم يه پسر و بعدشم يه سيب زميني.... نه چيز ببخشيد يعني يه خانوم که احتمالاً مامان اون دو تا گل بچه است ازش پياده مي شن و ميرن داخل يه دکه و اونجا حساب باز مي کنن تا واسه آينده شون تصميم بگيرند!

 جوايز: 200 کمک هزينه سفر به جمکران

          226 دستگاه پيکان جوانان مدل 57 و رنگ بنفش متاليک!

          366 عدد پوشک جديد بچه (از اونا که وقتي بچهه توش بي تربيتي مي کنه رنگشون عوض ميشه)

         و هزاران جايزه غير نقدي و مزخرف ديگر! 

 

 

 

 

 * اين قسمت هم يه فيلم سينمايي تبليغ ميشه که توش يه نفر رو دارن اعدام مي کنن و وسطش هم به سياست هاي دولت گير مي دن  و احتمالاً اخرشم دو نفر با هم ازدواج مي کنند.به اسم خر خوني!!! کارگردان :داش بهروز!!!

 

 

 

 

*يه تبليغ ويژه!!!!

 

- سلام اصغر آقا

- سلام ممد آقا

-اصغر آقا چي به موهات زدي اين قدر لطيف شده؟

- شامپو حناي عشرت! همراه با ويتامين دي جهت نرمي و لطافت مو.با رايحه مگس!

- مرسي اصغر آقا .حالا پوستت چرا اينقدر روشن شده؟

- آخه هميشه کرم روشن کننده کپک استفاده ميکنم!(در اينجا آهنگ: کپک کپک کپک      !   پخش ميشه)

 

و در انتهاي تبليغ گوينده ميگه : محصولات" توليد جارو " هميشه و همه جا همراه شماست(تي جي)

 

نکته:اينجا هم هر چي سعي کرديم نگذاشتند از خانوما واسه تبليغ استفاده کنيم!

 

 

 

***شرکت لوازم خانگي LG شما را به ديدن ادامه مالب دعوت می کند!!!!
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/02/17 ساعت 0:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


پسرها

 

 

پسر ايروني تا وقتي سه سالش بشه دوست نداره هيچکس بغلش کنه.وقتي يه زن يا يه دختر ماچش مي کنه گونه هاش قرمز مي شه و خجالت مي کشه ، ولي با رسيدن به سن چهار سالگي ذات پليد پسر ايروني شروع به خودنمايي مي کنه . مرتب خودشو به بهونه هاي مختلف مي ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال يه بهونه س که يه دخترو بوس کنه يا يه زن بوسش کنه .


به شيش سالگي که مي رسه ديگه نمي ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعي مي کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگي که مي رسه شروع مي کنه استفاده از ژيلت يازده بار استفاده شده باباش . هي اين ژيلتو مي کشه رو صورتشو کيف مي کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمي دونه چرا دلش مي خواد با دختراي فاميل بازي کنه .


سيزده چهارده سالش که شد فکر ميکنه خيلي خوش تيپه . خيال مي کنه مامانش اونو از روي مدل "آلن دلون" زائيده . مرتب تو خيابون راه مي ره و دخترا رو نگاه مي کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پايين تر مياد و دکمه يقه پيرهنش به سگک کمربندش نزديک تر مي شه(نکته کنکوري) .


شونزده هفده سالگي ديگه يه چيزايي ياد گرفته . مي دونه واسه بيرون رفتن بايد لباس عجيب بپوشه . مثلا يه پيرهن نارنجي که رو سينه ش عکس يه جمجمه س مي پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوري) . واي واي واي... نگو خواهر... ...(اين قسمت حذف شده و تو کنکور نمياد) ديگه همين ديگه . آها... با بچه ها که مي ره بيرون اسمش عوض مي شه ، مثلا اگه اسمش سعيد يا علي يا احمد يا جواد باشه تبديل مي شه به : ديويد ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتي پيتي ، حامي بچه ها(به ياد دايي احمد) ، خرچنگ ، يا بي بي...اين قسمتم سانسور شده تو کنکور نمياد


هجده نوزده سالگي مي فهمه يه جايي به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . واي به حال اون دختر بدبختي که از کنار پاتوق رد بشه . بلايي سر دختره مياره که ......کم کم ياد مي گيره که دختر يعني جنس لطيف . نبايد مث تاتارا طرفش رفت . بايد طوري با لطافت رفت طرفش که نفهمه مي خواي گازش بگيري . بايد با ملايمت رفت جلو و مخشو زد . فکر مي کنه اگه خودشو آرايش کنه دخترپسند مي شه . پس اول از همه موهاشو بلند مي کنه . بعد يا موهاشو "فر شيش ماهه" مي زنه يا "گلت" مي کنه . بعدشم يه دمب اسبي و... تمام . دخترکش شد ارواي عمهاش.


"هدف ما جلب رضايت شماست"
اين شعارو سرلوحه کارش قرار مي ده و مي ره بوتيک يه جعبه لوازم آرايش مي گيره صد و سي تومن . بار اول دوم چون بلد نيست زير ابرو برداره زير و بالا رو با هم برمي داره و اصلا ابرو نمي ذاره . ولي خوب از اونجا که "انسان جايزالخطاست" اونم اينقدر تمرين مي کنه تا کم کم ياد مي گيره. سفيد کننده مي زنه به چه سفيدي... ريمل مي زنه به چه سياهي... رژ مي زنه به چه قرمزي... مي شه مث کلاه قرمزي...
موهاشو که دمب اسبي مي کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد مي کنه و مي ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموي اضافي سمت راستم حکايت داره . نماد خودشه و دختري که انشالا اونرو باهاش آشنا مي شه . عشقه ديگه...چه مي شه کرد ؟
يه زنجير طلا گردنش مي ندازه اونقدر پهن که آدمو ياد قلاده سگاي "ژرمن شپرد" مي ندازه . يه دستبند مي ندازه دستش که چنان جرينگ جرينگ مي کنه که آدمو ياد زنگوله "بزغاله هاي شبيه سازي شده به دست پژوهشگران توانمند ايراني" مي ندازه . بعد که کامل شد مي ره سر مسير وايميسه . واسه شروع کار سعي مي کنه مخ دختراي پنجم دبستاني و اول راهنمايي رو شيربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا مي گيره و مي ره سر مسير دبيرستانيا .
اولش فقط با يکي دوست مي شه ولي کم کم مي فهمه هر چيزي يه زاپاس لازم داره ، پس مي ره دنبال يه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجايي که فکر مي کنه هر چيزي يه زاپاس مي خواد ، واسه زاپاسشم ميره دنبال زاپاس و...
اگه قيافه داشته باشه (پسره رو مي گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور مي کنه براش خرج کنن . ولي واي به حال اون بيچاره بدقيافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پياده بشه... که ولش نکنن .
مي گذره و مي گذره و مي گذره تا کم کم مي فهمه عاشق يکي از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خيلي حرفه اي تشريف داره شروع مي کنه به آمار گرفتن از دختره که مي بينه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هيچکس دوست نبوده . شروع مي کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همين يکي که عاشقشه بمونه . شروع مي کنه واسه دختره خريدن کادو ، هديه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسري... مي گذره تا اينکه يه روز زنگ مي زنه گوشي "خانم بچه ها" مي بينه "حاج خانم" جواب نمي ده . چن روزي زنگ مرتب زنگ مي زنه و جواب نمي گيره . بخاطر دوري و بي خبري از عشقش مريض مي شه . مي برنش بيمارستان... که مي فهمن بله... آقا ايدز داره . وقتي از بيمارستان مياد بيرون نتيجه گيريش از اتفاقات گذشته اينه : يه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مريضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اينجوري مي نويسه : دخترا رو عاشق خودم مي کنم ، خرشون مي کنم ، مريضشون مي کنم ، بدبختشون مي کنم ، ولشون مي کنم

...

 

نميدونم اين مطلب طنز بود يا واقعيت؟

 ولي هميشه طنزها از واقعيت ريشه ميگيرن

اميدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنين

 

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/02/05 ساعت 2:5 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سیر تکاملی بچه ها!!!

 

 

همه‌ي ما مي‌دانيم و بر اين موضوع واقفيم كه A«دختر وپسر ندارد، مهم اين است كه بچّه آدم باشد!A» پس ما هم با بي طرفي كامل به مقايسه‌ي انواع و اقسام اين موجود مهم مي‌پردازيم:

1-پيش از دبستان

دختر و پسر: در اين مقطع دختر و پسر فرقي ندارند و بچّه بايد سالم باشد. درچنين مقطعي، نوزاد و پس از آن كودك، با اساسي‌ترين و حياتي‌ترين پرسش‌هاي زندگي‌اش آشنا مي‌شود؛ پرسش‌هايي مانند A«بگو مامانA» ، A«آهان! گفتي بابا درسته عزيزم؟!A»،‌ A«تو واسه چي اوّل گفتي بابا گل من؟!!‌“ و كم كم پرسش‌هايي مثل A«بگو ببينم، مامانو چند تا دوست داري؟A»، A«بابا رو چي؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دايي... و... ؟!A»، A«بزرگ شدي مي‌خواي چي كاره بشي؟A» (حالا بگذريم كه اين بچّه تمام سعي‌اش را بكار بگيرد، حداكثر شش سال و نيم تمام دارد‌‌‌‌‌ و چه مي‌دانداصلاً بزرگ شدي يعني تقريباً چقدر شدي؟!)
علايق: ... (عذر مي‌خواهم مزاحم مي‌شوم ولي اگر شما يادتان هست در شش‌ماهگي به چه چيزي علاقه داشتيد ما را هم خبر کنيد
مشاغل مورد علاقه: ؟!

2-دبستان

دختر و پسر: در اين حالت هم دختر و پسر فرقي ندارد و مهم اين است كه بچّه... ببخشيد كودك با مدرسه ارتباط برقرار كند. در اين مقطع كودك با پرسش‌هايي نظير A«مدرسه رو دوست داري؟ چند تا؟A»، A«خانم معلّم رو چي؟A» ، A«چند تا بيست گرفتي؟A»، A«چرا بيست گرفتي؟A»‏‏، A«چرا چند تا بيست گرفتي؟!!A» و... مواجه است.
علايق:مامان و بابا و خانم معلم مدرسه درس رياضي
مشاغل مورد علاقه: خلباني، پزشكي (يك همچين چيزهايي).

3-دبيرستان

دختر: در چنين مقطعي، دخترها تبديل مي‌شوند به يك جور A«من ديگه بزرگ شده‌ام مكرّر. تركيبي از عكس، پوستر، كامپيوتر، دكّه‌ي روزنامه‌فروشي، و A«يه كمي هم درس بخونA». پرسش‌هاي مهمي كه با آن مواجه مي‌شوند عبارتست از: A«تو چرا اُفت تحصيلي پيدا كردي؟!A»، A«تو چرا تازگي‌ها اين قدر جلوي آيينه‌اي؟!A»، A«گوشي تلفن کو؟!؟!
علايق: آشنايي با انواع و اقسام دوستان، دلتنگي براي انواع و اقسام دوستان(!)، انواع چت روم، CD، گوشي تلفن،موسيقيو ....
مشاغل مورد علاقه: بازيگري، نوازندگي و حالا شايد پزشكي!

پسر: تركيبي از A«تو ديگه مرد شديA»، A«پسرم بزرگ شدهA»، A«آخه پسر تو كي مي‌خواي بزرگ بشي؟A»، A«پسرم، مي‌خواي در آينده‌ي نزديك بزرگ بشي يا آينده‌ي دور؟!A» افه، رو كم كني، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تريپ رفيق‌بازي و معرفت و اينا
علايق: رفيق، فوتبال، منچستر، يوونتوس، بايرن (البته از ساير تيم‌هاي از قلم افتاده معذرت!)، ايضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازيگري، خوانندگي، شغل نان و آبدار... همان شغل نان و آبدار.

4-پيش دانشگاهي

دختر و پسر فرقي ندارند، اغلب در اين مقطع هر دو گروه شكل اضطراب مي‌شوند. يك چيزي در مايه‌هاي A«گنجشكِ نگران ِ آينده و در عين حال عصبي!A» همچنين در دو حالت عزيزان حال خود را درك نمي‌كنند: يكي زماني كه درس‌ها زياد است، وقت هم كه كم است، پس دوستان حال عصب دارند؛ ديگر زماني كه درگيرند، چون درس‌ها را مطالعه نموده‌اند ولي مي‌ترسند فراموششان شود! تركيبي از كتاب، جزوه، تست، كنكور، زندگي، درس، درس = همه ي بقيه زندگي و مانند اينها
علايق: يادگيري روش‌هاي تست زدن در سه سوت دو سوت و نيم و كمتر، دانشگاه و اينا...
مشاغل مورد علاقه: دختر: پزشكي، مهندسي، A«هر چي قبول بشمA»، A«واي خدا نكنه قبول نشم!A»
پسر: مبارزه با سربازي!، مهندسي، پزشكي و...

5-دانشگاه
دختر و پسر: تركيبي از جزوه، A«عطر گل‌هاي بهاريA»، A«عشقمون كاشكي همين جوري بمونه!A» و... پرسش‌هاي متداول: A«عشق يعني چه؟!!A»، A«كلاس تشكيل نمي‌شه؟A»، A«عشق يا ثروت، مسئله كدام است؟A»، A« ‌(با نازخوانده شود لطفا) فعلا مي‌خوام درسمو ادامه بدم (آره ديگه؟!)A»
علايق:
دختر: بوفه‌ي دانشكده، رديف جلوي كلاس، دو در نمودن كلاس و...
پسر: علايق : ايضا ً بوفه ، رديف آخر كلاس ، ايضا ً دو دَر نمودن كلاس...
مشاغل مورد علاقه: دختر: شغل پر درآمد، شغل HIGH CLASS و...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد... شغل مناسب... شغل!!!


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/01/22 ساعت 0:12 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سیر تکاملی خواستگاری!!!

 

 


يك هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت. 
 


پانصد سال پس از خلقت آدم:
با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه)بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت  جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.
 

 


دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟
بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.
 

 


ده سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.
 

 


هم اكنون:
به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از"ام اس ان" يا "آي سي كيو"هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست "اد" مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد

 
 

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/01/06 ساعت 4:34 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


پشیمانم

 

ای کاش من زودتر به این وبلاگ سر زده بودم

کاش هزینه ای که برای خرج ۳ روزه مسافرتم بود خرج این عزیزان می شد

درسته که وبلاگ من هیچ رابطه ای با غم و اندوهی نداره ...

همیشه سعی کردم که بتونم این مدتی که در نت هستید بهترین لحظات زندگی شما باشه و

بتونم برای یک لحظه خنده رو روی لبان شما بگذارم ولی....

دوستان عزیز این عزیزان هم پدران . مادران. خواهران و برادران من و شما هستند

پس خواهش می کنم که حتما به این دو وبلاگ سر بزنید

http://pouyap.blogfa.com/

http://afshin.bushehr.ws/

از لطف تو دوست عزیزم ممنون هستم

سال خوبی رو برای شما و خانواده آرزو مند هستم

عیدتون مبارک...

آقا عیدی یادتون نره ها!!!!


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/12/27 ساعت 11:37 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


ضد حال های اینترنتی...

 

 

 
ميري تو يه وب لاگ و ميبيني موزيک قالبش آهنگ شماعي زاده ست!
 
يه فايل ZIP   دانلود ميکني به جز آنفولانزاي مرغي تمام ويروس ها توش هستند!
 
تو جستو گر عکس گوگل کلمه کرگدن رو تايپ مي کني عکس خودت رو پيدا ميکنه!
 
بعد از کلي کار و خستگي مياي تو نت ميبيني ياهو و گوگل رو هم فيلتر کردن!
 
داري واسه استادت ايميل ميزني( جون ننت نمره بده بابا) و کلي واسش خالي بستي يهو اکانتت تموم ميشه!
 
ميري تو يه سايت و اينقدر دنبال يه لينک ميري که مخت هنگ ميکنه!
 
سايتت رو با هزار بدبختي توي گوگل ثبت ميکني وقت جستجو ميفته صفحه 400!
 
بازم ميري تو کافي نت دانشگاه  و داري يواشکي يه سايت بالاي 18 ميبني ولي يه دفعه کامپيوتر هنگ ميکنه و همون موقع دختراي همکلاسيت ميان بالا سرت!(اين قضيه بر عکسش اتفاق افتاده!)
 
سه ساعت داشتي يه فايل رو دانلود ميکردي وقتي به 99% ميرسه کامپيوتر RESET  ميشه!
 
رو لينک فقط بالاي 18 سال کليک ميکني ميري تو سايت عمو پورنگ!!!
 
10 ساعت با کارت شبکه هوشمند دقيقه اي 5 تومن تو چت رو مخ يه نفر کار ميکني و بعدش که عکسش رو ميبيني.........!
 
کلي سايت هاي بالاي 18 ميري و يادت ميره HISTORY  رو پاک کني فرداش همشون رو بابات ميفهمه!
 
توي YAHOO 360 حدود 600 تا دختر تو ليستت باشه اما هيچکدومشون بت پا ندن!

تاحالا براتون اتفاق افتاده؟

راستی اگه در مورد اسکار دوست دارید اطلاع پیدا کنید اینجا کلیک کنید
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/12/09 ساعت 3:50 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


smsهای بی موقع...

 

 

 

این میشه آخرش دیگه...


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/11/29 ساعت 11:27 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


راهنمای ازدواج کردن دختر خانومها

 

 


 
در راستاي اينکه بحران بي شوهري در جامعه امروز بوجود آمده کليه خانمهاي محترم مي تونن از روش هاي زير استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .
 
 
?ـ روش کوزه ايي : همان روش قرن هاي قديم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه مي رفت پسر به کوزه مي خوره کوزه بشکست و بعد چنين گفته اند که : اگر با من نبودش هيچ ميلي      چرا ظرف مرا بشکست ليلي
 
نتيجه گيري : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشي شدن آبه .
 
?ـ روش عرفاني : چهل شبانه روز جلوي خونه رو آب و جارو ميکني و ده تا شمع روشن ميکني شکلات بين مردم تقسيم ميکني تا مرد آرزوهات بياد.
 
نتيجه گيري : در صورت کمبود شمع ميتونين فانوس هم روشن کنين .
 
?ـ روش سوسکي : بخاطر ترس از يه سوسک که حتي ميتوني خودت اون رو تو خونه يا کوچه کار بزاري همچين محکم ميپري تو بغلش و بهش مي چسبي که هيچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
 
نتيجه گيري : با تشکر از کليه سوسک هاي محترم مقيم مرکز و حومه .
 
?ـ روش تيپ : انواع تيپ هاي مختلف روي خودت پياده ميکني بيست و دو کيلو لوازم آرايش روي خودت خالي ميکني و سعي ميکني تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوري که هرکس که تو خيابونه مجبور بشه حتما يک بار شما را نگاه کنه  بعد گوشه خيابون مي ايستي تا شوهر مناسب سوارت کنه .
 
نتيجه گيري : خطر احتمال از بين رفتن آبروي چندين و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نيست اين دفه !
 
? ـ روش خر خوني : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بيست کلاس ميشي بلاخره تو کل سال هاي مدرسه يه خر خون ديگه پيدا ميشه که بياد سراغت و باعث بشه که نترشي .
نتيجه گيري : اگه شوهر پيدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدين و بعد ترک تحصيل کنين.
 
? ـ روش مايه داري : با دوستان توي انواع پارتي هاي شبانه و پيست هاي اسکي و باشگاه هاي بيليارد و بولينگ هر کوفت و زهر مار ديگري که ميتوني شرکت ميکني و حواست فقط به يه شوهر مناسب هست تا چيز هاي ديگه .
 
نتيجه گيري : سعي کنين هميشه چند ميليون در کيف خود داشته باشين.
 
?ـ روش مذهبي : توي انواع مجالس مختلف مذهبي شرکت ميکني توي هيچ چيز کم نمي آري جايي نيست که مراسمي باشه و تو اونجا نباشي تا بلاخره يه شوهر گيرت بياد .
 
نتيجه گيري : التماس دعا خواهر .
 
? ـ روش فاميلي : يه کاغذ بر ميداري و اسم تمام پسرهاي فاميل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش مي نويسي بعد شروع به بررسي و تفکيک ميکني و اونهايي که شرايط را دارن رو انتخاب ميکني و يه برنامه ريزي براي عمليات تاکتيکي که بلاخره يه کدوم رو خفت کني .
 
نتيجه گيري : مي تونين روي يه بچه پنج ساله براي بيست سال آينده برنامه بريزين
 
? ـ روش نامردي : جلوي يکي از اين ماشين هاي پليس يه دفعه مي پري پسره رو ميگيري تو بغلت و دستت رو ميکني تو دستش و ازش... (سانسور ) ميگيري  تا بعد از تعهد توي کلانتري مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته اين روش براي اونهايي است که از کليه روش هاي بالا نا اميد شده اند.
 
نتيجه گيري : در تعهد نامه کلانتري حتما مقدار مهريه را ذکر کنين .


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/11/23 ساعت 1:27 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عاشق شده؟

 

 

به تو چه؟ .....به من چه؟.... من نازی رو طلاق نمیدم!!!!!


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/11/09 ساعت 0:41 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


زنها و مردها...

 

 


 
مردها كلا به سه گروه اصلي تقسيم ميشن:‌


گروه اول مردهائي هستند كه دوست دارن خودشون رو بدبخت كنند! اين دسته از مردان ميرن زن ميگيرن!و بعد از مدتي زنزلیل ميشن.
 

گروه دوم مردهائي هستند كه دوست ندارن خودشونو بدبخت كنن، ولي تا چشم باز ميكنن ميبينن سه، چهار تا بچه مردم رو بدبخت كرده‌اند! اين گروه ميرن كشيش كليساهاي كاتوليك ميشن!
 

آخرين گروه هم مرداني هستند كه ميرن زن ميگيرن، بعدش باز هم ميرن زن ميگيرن، اونوقت ميرن يه زن ديگه هم ميگيرن و يه دو جين هم صيغه ميكنن!
 

و اما زنها كلا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن:‌
 

گروه اول زنهائي هستند كه مردها رو بدبخت ميكنن!
گروه دوم زنهائي هستند كه اشك مردها رو در ميارن!
گروه سوم زنهائي هستند كه جون مردها رو به لبشون ميرسونن!
گروه چهارم زنهائي هستند كه كاري ميكنن مردها روزي 18 بار (‌ميانگين!)‌ آرزوي مرگ كنن!
گروه پنجم زنهائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستند (‌ولي هستند!!)
 

ولي خدايش خانمايي ايراني فرق فاني با جدي رو ميفهمن


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/10/30 ساعت 2:58 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


راهکار های خواستگاری...

 

 

در ايران به دليل اينکه شرم و حيا(ماشااله به دختر پسر هاي ما ) خيلي زياده و هيچ پسري نمي تونه به طور مستقيم به دختر خانومي ابراز علاقه کنه براي همين دستور العملهايي در اختيار انها قرار مي دهيم: 

 

توضيح جدي ابتداي متن: اين دستور العمل تنها براي پيدا كردن همسر است ، از شما خواهشمنديم از آن براي رسيدن به اهداف شوم خود استفاده نكنيد! ( البته شما غلط مي كني اهداف شوم داشته باشي!)

 

1- شما در حال حاضر چندين گزينه براي خود مد نظر داريد (چيزي تو مايه هاي شصت هفتاد تا!)، مي دانم كار سختي است اما شما بايستي فقط يكي را انتخاب كنيد، اگر قادر به انجام اين كار نيستيد مي توانيد نام تمام آنها را روي يك برگ كاغذ نوشته و به روش قرعه كشي اين انتخاب سرنوشت ساز را انجام دهيد، مطمئناً فردي كه در اين قرعه كشي برنده مي شود بايستي خيلي خوش شانس باشد!

 

2- از گرفتن هر گونه آمار به شدت خودداري كنيد،نه به اين خاطر كه زبانم لال محبوبتان [ ...] بلكه به اين خاطر كه همواره افراد راست گويي پيدا مي شوند كه با دادن اطلاعات  صحيح شما را از ادامه راه منصرف كنند!

 

3- سوسول بازي در نياوريد، هنوز هم راه كارهاي قديمي بيشتر جواب مي دهند، برويد و جزوه بگيريد!!!

 

4- هر چند از نگاهش مي توان فهميد كه منظور شما را از جزوه گرقتن درك كرده و بسيار مشتاق است تا آن را (منظور جزوه است) در اختيار شما قرار دهد اما به شما مي گويد كه جزوه اش دست فرد ديگري است، عيبي ندارد، فقط حواستان باشد اين مثلث ، مربع يا شش ضلعي نشود!

 

5- شماره موبايلتان را به او بدهيد و بگوييد هر وقت جزوه اش را پس گرفت به شما زنگ بزند تا سريعاً برويد و جزوه را بگيريد! مطمئن باشيد همين فردا با شما تماس مي گيرد.

 

6- يك ماه گذشت و زنگ نزد ... ديگر انتظار بس است، حتما ملاحضه پول تلفن را مي كند، كاش شماره منزل را مي داديد ... برويد و  دوباره فيس تو فيس تقاضاي جزوه كنيد، مطمئن باشيد اينبار نه تنها جزوه را دو دستي تقديم مي كند بلكه شاخه گلي هم در لاي جزوه ...

 

6- اينبار گفت كه چند روز بعد امتحان ميان ترم دارد ... نگران نباشيد ... تمام اين حرفها فيلم اش است،مي خواهد كلاس بگزارد وگرنه كي بهتر از شما؟! مطمئن باشيد بعد از امتحان خودش دنبال شما راه مي افتد و جزوه را تقديمتان مي كند.

 

7- ميان ترم هم تمام شد، نيامد؟! ... اي بابا ... اين مورد كمي پيچيده است ... ديگه داره اعصابم رو خورد مي كنه، اما شما مطمئن باشيد مي خواهد ببيند شما چقدر در هدفتان ثابت فدم هستيد و او را دوست داريد ... اين دفعه برويد و اگر جزوه را نداد با زور ازش بگيريد،بعضي هاشون هم اينجورين(!)، دوست دارند همواره مورد اعمال خشونت قرار بگيرند!

 

8- چي شده؟ چرا دور چشمت سياه شده؟ با لنگه كفش زدت؟! ... عيبي ندارد، جديداً مد شده است همه به شيوه برره اي محبتشان را ابراز مي كنند، برويد يك هديه بگيريد و به همراه يك شاخه گل تقديم به او كنيد و سپس از او جزوه بخواهيد ... 

تذكر: مواظب باشيد هيچ پروانه اي شما را در حال چيدن گل از محوطه دانشگاه نبيند، آخه هر كي به گل دست بزنه، پروانه نيشش مي زنه!

 

9-  اي بابا!، باز هم نشد؟ ... عجب آدميه! گفت جزوه اش رو مي خواد پاكنويس كنه ...اَه! اصلاُ به درك! فكر كرده كيه؟! اينهمه آدم هست ... اعتماد به نفستان را حفظ كرده و به مرحله يك باز گرديد و از دوباره قرعه كشي را انجام دهيد ... راستي چرا بوي كالباس ميدي؟ ها ... چي ؟؟ به عنوان هديه براش «ساندويچ كالباس» خريده بودي؟؟! و اون هم ساندويچ رو كوبوند توي سرت؟! اي IQ !

 

- توضيح جدي انتهاي متن: عواقب احتمالي استفاده از اين متد به عهده خودتان بوده و استفاده از اين راهكار را به هيچ دختر و پسري توصيه نمي شود(!)

 

- چي؟! همه گزينه ها تموم شدن و هيچكي بهت جزوه نداد؟! امكان نداره ... حتماً يه جاي كار اشتباه كردي ... راستي جزوه چه درسي رو ازشون مي خواستي؟ ها [ ...] (!)، خيلي بي ادب هستي، حق داشته هيچكي بهت جزوه نده! ... همون بهتر كه تنها بموني!

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/10/20 ساعت 0:59 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


اگه پسرا با جنبه بشن چي ميشه؟؟؟؟

 

 

1-هر پسري فقط يه دوست دختر داشت..(و از اونجايي که تعداد دخترا خيلي بيشتر از پسرهاس سر خيلي از دخترا بي کلاه ميموند و لذا جنگ جهاني سوم و چهارم بين دخترا اتفاق مي افتاد

2_هر پسري يک هفته اول دوستي به خواستگاري ميرفت پس در اين صورت دوران خوش دوستي و استرس قرار و تلفن از بين ميرفت

3_فشار بر روي دختران براي قبول شدن در دانشگاه بيشتر ميشد....کار به گيس و گيس کشي کشيده ميشد

4_بوي ترشي کشور رو بر ميداشت لذا براي شهرداري مشکلاتي زيادي به وجود ميومد

5_ازدواج براي دختران تبديل به آرزو و رويايه  شبانه ميشد

6_براي گرفتن گل از دست عروس خين و خين ريزي راه ميافتاد

7_مانتوها تنگ تر جورابها کوتاه تر و شلوارها برموداتر ميشد

8_شوهر مسه قند و شکر کوپني ميشد وبراي گرفتن اون صفهاي طولاني بوجود ميومد(شماره کوپن خانم ها لطفا یاد داشت کنید (۴۳۲۱......)

پس نتيجه ميگيريم که اگه پسرا همين طوري بيجنبه بمونن هم واسه دخترا بهتره هم واسه

 تمدن بشري

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/10/06 ساعت 2:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


رو رو سفید کرد!!!

 

 

 !!!ماجراي نيم روز
 
جونم واستون بگه دم دماي يكي از صبحهاي حالگير پاييزي طبق عادت ديرينه به ارث رسيده از اجداد هميشه مقروض و بي بخارمون با سر دادن شعار تاريخي « بابا پول ندارد » به واسطه يدك كشيدن انگ دانش زادگی و از همه فجيع تر و اسفناكتر دانش زيستي !! صلاح را بر آن ديديم كه شال و كلاه كرده و از ميان دو موضوع ابدي و جنجال بر انگيز « علم بهتر است يا ثروت؟ » با كمال تأسف و تأثر قلبي، قيد ثروت را زده و گزينه عمر تلف كن « علم » را انتخاب نماييم. هنوز درست و حسابي وارد ايستگاه نشده بوديم كه با تعدادي از متكديان شريف و زحمتكش مؤنث و مذكر شيفت بامدادي كه تحت تأثير جلوه هاي ويژه و خلاقيت هاي كامپيوتري فيلمهاي گودزيلا و دراكولا، دست تمامي گريمورهاي هاليوود را از پشت بسته بودند روبرو شديم. چشمتان روز بد نبيند! ايستگاه اتوبوس در يك چشم بهم زدن تبديل شد به صحنه فيلمبرداري سريال داستاني « بينوايان اثر ويكتور هوگوي اصل بوشهری!».
گروهي از اين عزيزان در حاليكه بر روي صندلي هاي ايستگاه دراز به دراز افقي شده بودند با صداي بلند و گوشخراشي فرياد مي زدند كه « ما مرده ايم »! عده اي ديگر نيز با نشان دادن زخمها و جراحتهاي هولناك و مافوق وحشتناك، ادعا داشتند كه از بازماندگان بمبارانهاي اتمي آمريكا و هيروشيما و ناكازاكي مي باشند، كه صد البته اين مصدومان بي گناه با اشاره به گراني دارو و درمان علت روي آوردن به شغل پر مخاطره گدايي را كمبود چسب زخم در داروخانه هاي بوشهرعنوان كرده و از اين عمل شجاعانه خود به مثابه گامي در جهت بهپويي هر چه بيشتر گفتمان پزشكي و همچنين اعتراضي سرخ در برابر حاكميت سياه دلالان دارويي ياد مي نمودند! حال از رمال ها، فالگير ها، غيبگوها، گمشده ها و معتادان « بيمار و نه مجرم » ! كه از غصه رد شدن در كنكور سراسري و به خاطر نشان دادن چهره كريه طالبان در افغانستان، تفنني روزي دو سه كيلو هروئين و چند لول ترياك ناقابل مصرف مي نمودند نيز بگذريم كه ادامه آن از حوصله من و شما خارج است ! عليهذا براي رهايي از شريكي از همان گداهاي سمج داخل جوي آب كه معلوم نبود مشغول آموزش نجات غريق به همنوعان خويش مي باشد يا اينكه نقش ناخداي كشتي غريق شده تايتانيك را بازي مي كند اسكناسي پنجاه تومني در كف دستش گذاشته و با حالتي بشر دوستانه و عرفاني منتظر شنيدن دعاي خير و اظهار تشكر گرم و صميمانه ايشان بودم كه اي دل غافل اگر كمي دير جنبيده و جا خالي نمي دادم خداي نخواسته زبانم لال زير چشمانم خيار چمبر همراه با سس گوجه فرنگي كاشته شده بود!(نا گفته نماند کسانی که من رو دیدند می دونند که همچین اتفاقی نازل بر من بدبخت شده) جناب گداي جنتلمن فوق الذكر از اينكه بنده سرا پا تقصير به ساحت مبارك و معظم وي توهين و اهانت روا داشته و قلب شيشه اي و رئوفشان را به درد آورده و غرور بي مثالشان را جريحه دار نموده بودم در حاليكه از شدت خشم و غضب بر خود مي لرزيد و به زمين و زمان ناسزا نثار مي نمودم كه در دم دماي گرگ و ميش هوا گرفتار عجب مشتريان ناسپاسي شده است، با نگاههايي حاكي از كينه و نفرت مرا مورد خطاب خويش قرار داده و اظهار فرمود: آهاي زالوي اقتصادي! مرفه بي درد!!دختره گدا گشنه مافنگي!!! خجالت هم چيز خوبيست. با اين پول به آدم فحش هم نمي دهند. من را كه مي بيني اين گوشه نشسته ام و جنابعالي و امثالهم را به همياري اقتصادي و مشاركت اجتماعي در جهت تغيير الگو مصرف فرا مي خوانم، هر شب كه خسته و كوفته از سر كار بر مي گردم به رستوران «ببرهاي گرسنه» رفته و راگوي اردك كشميري همراه با رست بيف بوداده سيرالئوني نوش جان مي كنم پرسي ده دلار؟! تازه اين كه چيزي نيست، از عيد پارسال تا حالا براي اينكه مبادا به علت بالا رفتن سن و سال و افزايش چين و چروك صورت در جلب نظر و جذب مخاطبان و طرفدارانم عقيم و منفعل مانده و بلا نسبت ميدان مبارزه را براي ساير رقبا خالي نمايم، سه بار عمل جراحي ليفتينگ پوست و دوبار هم جراحي پلاستيك بيني انجام داده ام تا با مدل هاي جديد سال دو هزار و شش اعم از كلئوپاترايي، دايانايي و مستر بيني از بازار بورس «هفت بعلاوه يك گداي صنعتي بوشهر» عقب نمانم! ضمناً پسر و دخترم را هم براي ادامه تحصيل فرستادم اوكراين تا دندانپزشكي بخوانند، براي عيالم هم ويزاي كشورهاي شينگن را گرفته ام تا ضمن تمدد اعصاب، غم دوري از فرزندان او را نسبت به آينده بد بين نسازد!؟ حالا هم حتماً از فرشته ها خداوند انتظار داري كه با اين بذل و بخشش ملوكانه براي حضرتعالي در طبقه هفتم بهشت يك سوئيت دوبلكس مبله شده با تمامي امكانات رفاهي هم سفارش بدهند؟ برو كنار بگذار حداقل به ياد حمام آفتاب سواحل منجمد شمالي يك كمي هم كه شده تو حال خودمون باشيم!! دانش آموز هم بود دانش آموزان مدارس غير انتفاعي شمال شهر(برو بچ سما)! چطور بود؟ ها! خوشتون اومد؟ به هر حال بهتر است كه تا سرو صداي انجمن صنفي گدايان بوشهربيش از اين بالا نيامده، نگارنده بينوا نيز براي فرار از خطرات احتمالي، فرار را بر قرار ترجيح داده و تا روزي و روزگاري بعد همه شما را به خداوند منان بسپارد !!!
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/09/25 ساعت 10:2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تست خود شناسی برای آقایون!!!

 

 

1-با خانومتان داريد از يه مغازه لباس فروشي ديدن مي کنيد و ايشون از يه لباس 250000 تومني خوشش مياد.
الف-زود با هم به داخل مغازه ميريد و تمام حقوق يه ماهتو  دودستي به صاحب مغازه تقديم ميکني و تا آخر اون ماه بايد غذاهاي طبيعي از قبيل باد و نور و هوا و ... بخوريد!
ب-تا خانوم مياد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علي چپ ميزني ،انگار نه انگار که با تو بوده و يه جوري مثل برق و باد از اونجا دورش ميکني و تا اون لباس از مد نيفتاده به اون منطقه بر نميگردي!
 
 
2-با خانومت داري ميري رستوران.موقعي که به رستوران مي رسيد:
الف- مثل ذليلا ميريد جولو و دو دستي در رو براش باز ميکنيد که احتمالاً اونايي که از اونجا رد ميشن فکر ميکنن جنابعالي پادو تشريف داريد!
ب-بهش دستور ميدين هر چه زودتر در رو باز کنه ،اين جمله را همچين بش ميگيدکه نتونه حتي در اين مورد فکر کنه!
 
3-خونتون مهمون داريد:
الف- زود پا ميشيد و واسه خنده مهمونا هم که شده مثل دست و پا چلفتي ها واسه شون چايي ميريزيد و ميارين.
ب-با قيافه کاملاًجدي و مردانه(جنم دار) اشاره ميکنيد خانومتون هر چه زودتر براي شما و مهمونا چايي بياره
 
4-يه روز تعطيل باحال:
الف- با همسرتون ميريد بيرون و اونروز مثل علاف ها تو خيابون ول ميگرديد!و شب گرسنه و تشنه مياين خونه و يه چيز حاضري ميخوريد تا صبح کله سحر بريد سر کار!
ب-بدون توجه به همسرتون شب قبل از روز تعطيلي با دوستاتون قرار ميزاريد تا فرداي اونروز بريد گردش و کلي حال کنيدو بعد از ظهرشم بريد استخر و اگه همسرتون هم زياد حرف زد فوري مي فرستيدش خونه مامانش اينا!
 
5-خانومتون رفته عروسي و شما با دوستاتون تو خونتون جمع شديد.که يه دفعه حانومتون مثل جن بسم الله وارد اتاق ميشه!
الف-يهويي خودتونو گم ميکنيد و به دوستاتون ميگيد اصلاًنخندن و حتي با هم صحبت نکنن و زود ميرين پيش خانومتون و التماس ميکنيد آبروتونو جولو دوستات نبره!
ب-اصلاً انگار نه انگار خانومتون امده.با دوستاتون ميگيد و ميخنديد و خانومتون حتي جرأت نميکنه بياد سلام کنه!
 
6-داريد تو تراس سيگار ميکشيد که يهو خانومتون سر ميرسه:
الف-خودتونو گم ميکنيد و نميدونيد چيکار کنيد.شايدم سيگارو قورت بديد و اونوقت بايد پول 100 باکس سيگار رو بديد واسه دوا درمان!
ب-برميگرديد و با قيافه حق به جانب- که البته هميشه حق با  آقايونه –به خانومتون دستور ميديد يه ليوان چايي واستون بياره(چايي بعد از سيگار خيلي فاز ميده!)
 
7-امروز قراره مادر زنتون با شصتاد تا از فاميلاش مثل قوم تاتار حمله کنن خونتون واسه ناهار:
الف-اونروز رو مرخصي ميگيريد و همش تو خونه ميمونيد و به همسرتون کمک ميکنيد تا مادر زن و کليه قومش بيان براي قتل و غارت و چپاول...
ب-ساعت 2 اونروز که خانومتون زنگ زد کجا موندي...بهش ميگي امروز سرت شلوغه و رييس گفته بايد امشب تا ساعت 11 اضافه کار بموني وگرنه اخراجي!!!
 
8-تو شرکت نشستي و داري با منشي خوشگلت  گل ميگي و گل ميشنوي که يهو خانومت بدون در زدن وارد اتاقت ميشه:
الف-جولو منشيه به تته پته ميفتي و رنگت مثل چغندر قرمز ميشه
ب-خانومتون رو از اتاق ميفرستي بيرون و بش گوشزد ميکنيد وقتي ميخواد بياد تو بايد در بزنه(اصل اول تمدن!)
 
9-ساعت 2.30 نصفه شب صداي بچه 4 ماهتون شما رو از خواب بيدار ميکنه و پي ميبريد که آقا پسر گلتون دسته گل به آب داده:
الف-زود پا ميشيد و در يک حرکت برق آسا بچه رو عوض ميکنيد طوري که خانم محترمتون اصلاً نفهمه و خواب شيرينش قطع نشه و شما هم تا صبح بوي خوب آقا پسرتون توي مشامتون بمونه!
ب-همراه با بچتون و به صورت هماهنگ با اون شروع به داد زدن ميکنيد و اين کار رو اونقدر ادامه ميدين تا بالاخره همسرتون بيدار بشه و همه کارا رو انجام بده، چون هر چي باشه اونه که بچه رو به دنيا اورده و خودشم مسئول خرابکاريهاشه!!!!!
 
 
 
توضيحات:
براي هر پاسخ الف 0 امتياز و براي هر پاسخ درست گزينه ب 2 امتياز در نظر بگيريد...
 
اگر امتياز شما از 15 به بالا بود:
آقا تبريک ميگم.شما يک مرد نمونه هستيد. در عين حال انساني فهيم ،منطقي ،تابع نظم،با کمالات، شريف و خانواده دوست! هستيد! همسرتان به شما افتخار ميکند!!!
ايول بابا تو ديگه هستي!در تمام مراحل زندگيت آدم موفقي هستي!
 
اگر امتياز شما بين 15-5 بود
شما مردي هستيد که کمي به همسرتان رو ميدهيد.در عين حال مرد چندان موفقي نيستيد و تزلزل شخصيت داريد!دليلش هم گوش کردن به حرف همسرتان است!بايد به خود بيايد و شکوه و اقتدار يک مرد را به خاطر بياوريد....
 
اگر امتياز شما کمتر از 5 بود
خاک بر سرت!آخه به تو هم ميگن مرد؟!؟!آبروي هر چي مرده بردي.مرده!جسد!مرده شور ريختتو ببرند.ايکبيري!اميدوارم هر چي زودتر سقط شي!خجالت نميکشي نشستي اينجا واسه من تست هم ميدي؟!؟!؟


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/09/18 ساعت 3:0 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


چگونه بلاگر شویم!!!

 

 


 
مواد لازم:
 
1- يک عدد مخ (حتي الامکان گنديده و پوسيده)
 
2- يک مقدار رو (هر چه بيشتر بهتر)
 
3- يک پيمانه وقت (خانوماي محترم پيمانتونو سر پر در نظر بگيرين)
 
4- مقداري ريش جهت گرو گذاشتن و لينک گرفتن (تذکر: خانوماي محترم ناراحت نباشن که ريش
ندارن چون پسرا خيلي راحت به اونا لينک ميدن)
 
5- يک ذره اطلاعات برنامه نويسي (نداشتي هم نداشتي)
 
6- کمي شانس
 
7- نوک سوزن هوش جهت دودر کردن مطالب بدون متوجه شدن صاحابش
 
8- نمک به ميزان لازم
 
مراحل کار:
 
1- ميري تو سايت بلاگفا يا ميهن بلاگ و يه بلاگ به نام خودت ثبت ميکني. اولين و مهمترين چيز
انتخاب اسم مناسبه. هر چي اسم بلاگت تو چشم تر باشه بهتره. براي مثال اسامي: آب‌حوضي،
لگن‌سوراخ، لوله ‌چاه، فک‌آويزون، فاضلاب و... پيشنهاد مي‌شود.
 
2- حالا که اسم بلاگتو انتخاب کردي وقتشه که يه قالب انتخاب کني. براي شروع کار يه قالب ساده
انتخاب مي‌کني که بتوني هر بلايي بخواي سرش بياري.
 
3- در اين مرحله وظيفه خطير دودر کردن شروع ميشه. ميري تو بلاگاي مختلف و هر قسمتي رو که
خوشت اومد از قالبش دودر ميکني و ميذاري تو بلاگ خودت. البته اون يه ذره هوش بايد اينجا فعال
بشه. بايد کلمات يا شکل اون چيزي رو که دودر کردي رو عوض کني تا يارو شاکي نشه.
 
4- حالا تو يه بلاگ داري که ميتوني هر ي که بخواي توش بنويسي. بنابراين يه طرح کلي
واسه خودت ترسيم ميکني که ميخواي چه تيريپي بنويسي. مثلا طنز يا هر چرند ديگه.
 
5- دو تا مطلب از خودت مينويسي شونصد تا مطلب از ديگران.
 
6- يه ذره که پرو بال گرفتي مرحله پاچه خواري بزرگان آغاز ميشه. در اين مرحله بايد پاچه‌ي وبلاگاي
درجه يک و کله گنده رو آنچنان بخاروني که خر بشن و بهت لينک بدن. اين مرحله در سرنوشت بلاگ
شما بسيار حياتي است. از اينرو دقت لازم مبذول شود.
 
7- دو سه بار خودتو قاطي بلاگ نويسا مي‌کني و مي‌ري تو قرار وبلاگي و تا ميتوني خودتو
مي‌چسبوني به دم کلفتا (با رعايت شئونات اسلامي) و انقدر سيريش ميشي که لينک بگيري.
 
8- چند ماه بعد تو يه بلاگ داري که اسمش تو همه‌ي بلاگاي ديگه هست. کلي رفيق واسه خودت
پيدا کردي و کلي واسه تازه واردا کلاس ميذاري. فقط يادت باشه که خودتم يه روزي تازه وارد بودي
بقيه زير پرو بالتو گرفتن.
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/09/13 ساعت 1:34 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


روش قبولیه کنکووووورر..

 

روش های قبولیه کنکور(همون غوله معرووف)

 

عرض به خدمت شما که يه مدت پيش يکي از بروبچز گفت مي ترسم کنکور قبول نشم.منم بهش گفتم خوب به من چه...يه مدت بعد يکي ديگه از بچه ها گفت من نگران نتيجه کنکورم.منم عرض کردم منو سنن؟...يه مدت بعد از اينم يکي ديگه از بچه ها گفت اگه کنکور قبول نشم چيکار کنم؟گفتم آمو به مو چه ها!!!(البته با لهجه بوشهری گفتم)يه مدت بعدم يکي از بچه ها...و همين طور چن تا از بچه ها اين حرفو به روشاي مختلف به من زدن و منو مجبور کردن که اين مطلبو بنويسم...
اولين روش موثر براي قبولي اينه که به من اعتماد داشته باشين.يادتون باشه اسم موسسه من اينه:"کانون فرهنگي هنري غيرانتفاعي مردمي با تضمين بعدا شما پولمو کامل بده اصلا قابل نداره "...در نتيجه مي ريم سراغ راهکارهاي موسسه اينجانب...
اول اينکه به هيچوجه نبايد بيشتر از يک ماه براي خوندن وقت بذارين...دقيقا يک ماه قبل از کنکو شروع مي کنين به خوندن.يادتون نره وقت شما خيلي مهمتر از اين موضوعاته و کاراي خيلي مهمتر از خوندن براي کنکور دارين.مث چت کردن،وبلاگ نويسي،اس ام اس بازي،کل کل با مامان،کندن سبيل بابا وقتي که خوابه،خوندن شماره تلفناي تو دفترچه تلفن داداش(همون کاکا)،خوندن دفترچه خاطرات آبجي(همون همشيره)و صد البته خوردن...
روزانه حداکثر دو ساعت رو به خوندن درس براي کنکور اختصاص بدين...به همون دليل بالا.
از همون روزي که شروع کردين به درس خوندن براي کنکور به همه فک و فاميل بگين که مي خواين با قبولي تو يه رشته عجيب و تک که البته رشته دلخواهتونه همه رو تعجب زده بکنين...بعد اگه يه رشته گلابي( قبول شدين که به همه مي گين:"ديدي گفتم رشته دلخواه من باعث تعجبت مي شه"يا مثلا:"چيه؟مگه همه بايد عشق دکتر مهندسي باشن؟؟قصد من خدمته"...يا مثلا"رشته رو حال مي کني؟؟؟ااا؟چته؟بابا چرا خوشحال نيستي.مرگ تو من خيلي سعي کردم تا رشته دلخواهم قبول بشم به جون تو...مي گم تو رو کفن کردم...خيلي زور زدم تا اين رشته رو قبول بشم تو بميري"...که با اين قسم و ناله نفرينا طرف مقابل سريعا و قبل از اينکه به لقاءالله بپيونده حرفتونو باور مي کنه. اگه اصلام قبول نشدين مي تونين بگين:"حيف که درساي اختصاصيمو وقت نکردم دوره کنم"يا مثلا:"رشته من نيس که تقاضاش زياده...منم که عشق درسو دانشگاه ندارم که...گفتم اين بنده خداها قبول بشن...واسه همين کشيدم کنار"...اگرم يه رشته خوب قبول شدين که معلوم مي شه اصلا به حرفاي من گوش نکردين و روشهاي منو درست انجام ندادين.
خوب.مي رسيم به چن روز مونده به کنکور.يادتون باشه اين چن روز حسابي ناز کنين.يادتون باشه که بعد از اعلام نتايج کنکور ديگه کسي محل چيزم بهتون نمي ذاره.پس تا مي تونين ناز کنين.مي تونين از مامان بخواين براتون موبايل جديد بخره و از بابا بخواين واسه تون يه ماشين بگيره...از غذا هم واسه خودتون کم نذارين.
روز کنکور وقتي سرجلسه نشستين بايد به فکر زيبايي کارتون باشين.پرسشنامه که تاثيري تو زيبايي کار نداره چون کسي نگاهش نمي کنه پس پرسشنامه رو بذارين کنار و ببينين کدوم گزينه از هر سوال،پاسخنامه رو قشنگتر مي کنه.
حواستون باشه تا وقتي بسکوته(بيسکوئيت) رو مي دن سر جلسه بمونين.پولشو دادين بايد بسکوتشو بگيرين.بسکوتو که گرفتين بزنين بيرون و تو فضاي آزاد بسکوتو بزنين تو رگ.
ترجيحا بزنين برين کافي نت يا کافي شاپ يا کافه گلاسه و اين جور کافه ها و تا يک ساعت بعد از تموم شدن وقت امتحان همونجا باشين...بعد از اون مي تونين برين خونه و خودتونو براي آخر کار آماده کنين...
آخر کارم که يادتون نرفته...هر کدوم از نتايجو که گرفتين از همون جوابايي که گفتم استفاده کنين.
در ضمن...دستمزد و شيريني ما يادتون نره


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/09/07 ساعت 11:44 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


کودومشی؟؟؟؟؟

 

 


آدم بايد چه جوري باشه؟

اگه سربزير و متفكر و توي خودش باشه، ميگن: افسردگي داره‌، روانيه، سيماش قاطيه!
اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، ميگن: جلفه، دلقكه، هجوه!
اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، ميگن: شكموئه، پرخوره، مال مفت تور كرده!(وای ... خدا مردم از خنده ....  ... مثل دکتر جون .. خودش میدونه با کی هستم)
اگه لاغر و جمع و جور و ميزون باشه، ميگن: كنسه، نخوره، حمال وارثه!
اگه از حقش دفاع كنه و زير بار زور نره، ميگن: جنجاليه، با همه دعوا داره، خروس جنگيه!
اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، ميگن: بي عرضه‌س، حيف نون و دست و پا چلفتيه!
اگه اهل تحقيقات و كتاب باشه، ميگن: اينو، واسه ما شده آقاي مطالعه!
اگه با عيالات متحده‌ش مشكلي نداشته باشه، ميگن: زن ذليله، زن نگرفته، شوهر كرده!
اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، ميگن: انگار كلفت آورده!
اگه دست به جيبش خوب باشه و به مردم كمك كنه، ميگن: پول پارو مي‌كنه، اهل بند و بسته!
اگه اهل بريز و بپاش و ولخرجي نباشه، ميگن: پولهاشو انبار مي‌كنه، جون به عزرائيل نمي‌ده!
اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، ميگن: معاشرتيه، فوق‌العاده‌س، دوست داشتنيه!
و بالاخره اگه راست و درست و بي‌كلك باشه ميگن ،: هيچي نمي‌شه، به درد لاي جرز مي‌خوره!

آخر نفهمیدیم که چی جوری باشیم ...

شما چه طور؟
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/08/21 ساعت 2:19 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


راه های GF آزاری...

 

راه هاي GF  آزاري:


1- هروقت به موبايل شما زنگ زد و مشغول تعريف کردن وقايع روزانه اش بود(که معمولا اين کار را با افزايش شاخ و برگ و با آب و تاب دادن به آن انجام ميدهد) صحبت هايش را قطع کرده و اعلام نماييد که پشت خطي داريد و لطف کند و 1 ساعت ديگر تماس بگيرد!
2-هر وقت خواستيد وي را سوار ماشين کنيد با استفاده از عطر زنانه مادر و يا خواهر محترمتان فضاي ماشين را عطر آگين کنيد و هنگامي که ازتان پرسيد اين بوي چيست شروع به تناقض گويي کنيد تا تصور  کند رقيب دارد!(مسلماً اين عمل بسيار غير انساني است و تنها در صورتي اين کار را انجام دهيد که مطمئن شويد بعد ها ناحيه اي از وجود شما به نام وجدان شروع به خارش و درد نخواهد کرد)
3-دائماً اسم وي را اشتباهي صدا کنيد (مثلاً اگر اسمش ثمينه  است او را پريزاد صدا بزنيد تا هر گونه امکان اشتباه اعم از لپي و ... به ذهنش خطور نکند و به شک بيفتد که رقيب دارد).اگر هم پرسيد پريزاد کيست بگوييد دوست دختر قبلي ام که تيريپي لاو گونه با او داشتم!
4-مدام به طرز لباس پوشيدن وي گير دهيد .مثال:
شما- اين چه شلواريه؟چرا اينقدر کوتاهه؟مگه بابات پول نداره واست شلوار بخره؟
دوست دخترتان: کجاي شلوار من کوتاهه ؟تا سر قوزک پام اومده!
شما- بد تر!اين چه وضع لباش پوشيدنه؟چرا مثل قرون وسطي تيپ ميزني؟الان همه شلوار کوتاه ميپوشند تو چرا مثل زناي 70 ساله لباس پوشيدي؟!؟!؟!(البته لازم به ذکر است که زنان 70 ساله در صورتي که در قيد حيات باشند هرگز شلوار نمي پوشند و به دليل کهولت سن و نزديک بودن به زمان فسيل شدن فقط دامن مي پوشند.دليلش رو هر وقت 70 ساله شديد مي فهميد!)
5-از يک هفته قبل از تولد تا يک هفته بعد از تولدش مفقود الاثر شويد و در دسترس نباشيد و هنگامي هم که از شما درخواست هديه نمود به وي بفرماييد:مگه من و تو واسه هديه دوست شديم؟مهم اينه که قلبامون پيش همديگه باشه که هست!(لازم به ذکر است در  ساير اعياد سال از قبيل ولنتاين، سالگرد دوستي،روز صنعت و معدن و .... نيز همين عمل را انجام دهيد)
6-هنگامي که با او قرار داريد يک پاکت مگنا(Magna) گازوييلي خريداري نموده و مانند اگزوز ماشين دائماً از خودتان دود متصاعد کنيد در ضمن دود تهوع آور سيگارتان را نيز مرتباً به سمت وي حواله دهيد
7-هر وقت با او بيرون ميرويد مانند انسانهاي چشم چران مدام به دختران مردم نگاه بيفکنيد
8-هنگامي که دوستش را با خودش سر قرار آورد کانون توجهاتتان به سمت دوستش باشد و قبل از خداحافظي از دوستش بخواهيد شماره اش را به شما بدهد!
9-و اگر مي خواهيد شورش را در آوريد و حسابي سکه يه پولش کنيد با يکي ديگر از دوست دختر هايتان(که مطمئناً همه پسر ها براي روز مبادا چنين چيز هايي دارند) به جايي برويد که مطمئنيد وي و چند تا از دوستان صميمي اش(که البته شما را هم ميشناسند) آنجا حضور دارند!
نکته:دختر خانم ها معمولاً به دليل وجود خصلتي به نام حسودي جلوي دوستان صميمي خود پز دوست پسر هاشون را ميدهند حال تصور کنيد که يک دختري وقتي که پيش دوستان صميمي اش ميباشد - در حاليکه مشغول تعريف دادن از دوست پسرش- ناگهان دوست پسرش را مشاهده کند که دست در دست دختري ديگر از آن ناحيه رد ميشوند!

 موفق باشید


 

نوشته شده توسط لی لی در 85/08/17 ساعت 5:10 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting