من يک گربه هستم.گربه اي که هرروز در برابر آماج حمله هاي انساني مي ايستد و مبارزه ميکند.براي ما کلمه پيشت ديگر معني خاصي نميدهد.اين کلمه بدين معني است که انسانها آنقدرخودخواه هستند که دوست ندارند ما را ببينند.هرگاه يک انسان يک گربه را ميبيند,هرچقدر با او فاصله داشته باشد او را پيشت ميکند.و ما ميدانيم اگر فرار نکنيم جوابمان سنگ يا لنگه کفش خواهد بود.
اي انسانها!آيا تابحال سردتان نشده است؟پس چرا نميگذاريد در زيرزمين خانه هايتان و يا درون ماشينتان
بخوابيم؟مگر ما حق زندگي نداريم؟درست است که نژاد ببريان از نژاد ابوالبشر پشمالو تر است.اما آيا اين
دليل بر اين ميشود که ما سرما را حس نکنيم؟مگرمن چه گناهي کرده بودم که وقتي در زيرزمين حسن کله
پز بودم,چند بچه تخس جلوي در تجمع کردند و بعد از پيدا کردن من حسابي کتکم زدند؟يا چرا يکي از
دوستان مرا ۲ هفته در يک زير زمين حبس کرديد؟آيا پناه آوردن به شما جوابش اينست؟
ما گربه ها از آب بدمان ميايد.آنوقت شما روي ما آب جوش ميريزيد؟مگرمريضيد؟مگر درد دارید؟خوب است روي
خودتان آب جوش بريزند؟اين چه ظلمي است که ميکنيد؟
ما ملتمسانه از شما خواهش ميکنيم بچه هاي خود را خوب تربيت کنيد.چرا بايد هر وقت از کنار يکي از آنها رد
بشويم شروع به سنگ اندازي به ما بکنند.روزي از کنار پسري ردشدم.بادستانش اشاره اي کرد.من چون دور
بودم فرار نکردم.ناگهان ناراحت شد و از اين جسارت من آنقدر عصباني شد که دو کوچه دنبالم دويد.آيا ما
وظيفه داريم تا ما را پيشت مي کنيد يا به ما نگاه چپ ميکنيد فرار کنيم؟اين چه فلسفه ايست؟مگر شما
ساواکی هستيد؟
مگر نميدانيد ما چقدر مفيد هستيم؟ما مفيد تريم يا موشها؟اگر ما نباشيم که موشها پدرتان رادرخواهند
آورد.اين چه اشتباهي است که شما سگها را به موجودات ملوس و زيبا ترجيح ميدهيد.سگها از صبح تا شب
ميخوابند و به در و ديوار نگاه ميکنند.و به ذهن شما تلقين کرده اند که دارند نگهباني ميدهند.اشتباه نکنيد آنها
موجوداتي مفتخور هستند.شما را گول زده اند.سگها را از خانه بيرون کنيد و ما را به درون خانه بياوريد.نه تنها
همدم شما خواهيم بود بلکه با ملاست خودشما را به وجد خواهيم آورد.
زني از انسانها ميخواست زايمان کند.سريع او را به بيمارستان رساندند و در برابر جيغ و داد او نه تنها چيزي
نگفتند,بلکه قربان صدقه او نيز رفتند.اما ما گربه ها هرگاه ميخواهيم زايمان کنيم و از شدت درد فرياد
بکشيم.چنين جوابي مي شنويم.
-اي مرگ.
-سکينه آب جوش بذار.
-باز اين گربه ها آمدند اينجا بچه شان را بزايند.
-اصغر يادت باشه فردا بريم بچه هاشو بدزديم.
آري.اين سرنوشت ماست که بايد تا زايمان ميکنيم بچه هايمان را از ما جدا کنند و هرکدام را يک نفر
بزرگ کند.مگر آنها بچه هاي شما هستند.
آيا ميدانيد جدا کردن کودکي از مادرش چه گناهي دارد؟
...................................
ستاد حمایت از گربه های خیابانی....
نوشته شده توسط لی لی در 86/09/26
ساعت 11:49 قبل از ظهر موضوع |
لینک ثابت
1-آقایون محترم لطفاً با دیدن عنوان مطلب از من ناراحت نشند
2-خانم های عزیز لطفاً با دیدن عنوان مطلب زیاد ذوق نکنند
به هر دو گروه محترم توصیه مکنم اول تا انتهای مطلب رو بخونند بعد....
******
واقعاً كه! براي همتون متأسفم. بله با خود شما هستم. چرا دور و ورتو نگاه مي كني ؟با خودتم. بله تو. تويي كه الان داري بر وبر منو نگاه ميكني!ميدوني چيه؟.......حق داري.اگه ميدونستي كه الان با خيال راحت اينجا ننشسته بودي. آقا جان پاشو .......فكري بكن .....براي چي؟ خوب معلومه براي جامعه ات. براي ناموس مملكتت. مردند آقا مردند. دختران جوان ما. خواهران ما .زنان جامعه ما.....
ميدونم هنوز نفهميدي .آخه تو چي ميفهمي؟ اصلاً ببينم تو اين بو رو احساس ميكني؟بله دماغتم كه گرفته!چي؟ يه چيزايي احساس مي كني؟ فكر ميكني اين بوي ناخوشايند چيه؟ هان؟ چي؟ آشغالاتونو 3روزه نبردي بيرون از خونه؟ بوي گازوييل و دود؟ چي؟ آب خونتون قطع شده و نتونستي بري حموم؟ مسواك نزدي؟....نه آقاجان اين ها نيست. يعني اين بو ها هم الان وجود دارند ولي خوب اين بويي كه من منظورمه اين بوها نيست.
چيه بابا سرتو مي خاورني؟گيج شدي نه؟ نفهميدي منظورم چيه؟خوب بس كه از اون مخ كار نكشيدي همين ميشه ديگه..... در ضمن خودت بشين بينيم بابا!!!فحش نده ! بز! الاغ!
حقته همه اين حرفايي كه زدم حقته. اسم خودتم گذاشتي مرد؟ برو از بابات ياد بگير.از پدر بزرگت ياد بگير. اونا مرد بودند. نه تو! آخه به چي خودت مي نازي؟ چون چهار تا دونه ريش توي صورتت داري مثلاً مردي؟ نه برادر من مردونگي به اين چيزا نيست.....
چيه حرفام واست سنگينه؟تحملش رو نداري؟خوب ميتوني چشماتو ببندي يا گوشاتو بگيري.حتي ميتوني الان دكمه موس رو ببري اين بالا سمت راست و روي اون علامت× كليك كني و پنجره رو ببندي.....خوب ببند ديگه...چته؟چرا نيشت تا بنا گوش باز شده؟حرفم خنده دار بود؟
باشه چون نمي فهمي خودم ميگم! ببين عزيز من خودتم خواهر داري درسته؟خوب پس جاي اين كه هي بشيني با دوستات چرت و پرت بگين و تخمه بشكنيد و استاديوم بريد و فوتبال ببينيد مثل يه بچه آدم دست بابا و مامانتو ميگيري ميري خواستگاري يكي از اين هزاران دخترايي كه توي مملكتت زندگي ميكنند .مگه نمي بيني اين همه دختر توي اين مملكت چشم اميدشون به توئه؟بابا به خدا اين بوي وحشتناك سركه كه الان زير دماغمونه داره ديوونمون ميكنه! آفرين پسر خوب.پاشو گلم. د پاشو ديگه....قربونت برم من .چي خونه و ماشين نداري؟پول نداري؟سربازي نرفتي؟بيكاري؟تحصيلاتت سوم دبستانه؟...بابا اينا كه مهم نيست....سريال هاي تلويزيوني زياد نگاه مي كني انگار.اينا مال تو فيلماست. الان يه موجودي هست به اسم پدر زن كه هم واستون خونه ميگيره و هم ماشين. تازه سر كار هم ميذارتت. نگران نباش...توروخدا ....اراده كن مطمئن باش به هدفت ميرسي...جون من نه نگو ديگه..اي ول مرسي عزيزم. منتظرتيم.يادت نره ها.
انجمن جويندگان همسر!!!
نوشته شده توسط لی لی در 86/09/13
ساعت 11:18 قبل از ظهر موضوع |
لینک ثابت
فکر میکنم تو جمع ما کسی نباشه که تا حالا یه بار هم نگاهی به این مجله های زرد و سبز و آبی و قرمز ... ننداخته باشه! مجله هایی که با زیرکی خاصی با خواننده خودشون رابطه احساسی بر قرار میکنند و .... به هر حال این هم یه نوع راه پول در آوردنه! شاید شما ها هم دوست داشته باشید یکی از این مجله ها رو تولید کنید؟خیلی خوب پس نوشته زیر رو بخونید و بدونید که باید چی کار کنید!
1-اولین قدم برای داشتن یک مجله زرد داشتن یه اسم دهن پر کن واسه مجله است.اسم های: سرنشینان قهوه ای مایل به سیاه و یا موفقان صورتی - نیمه شب های زندگی- عشق و خانواده و خانواده زرد انبوه! و ... توصیه میشه!
2-عکس روی جلد مجله باید یه عامل جذب کننده باشه .توی خارج که جو بازه با گذاشتن عکس مانکن های ملقب به هلو این کار رو میکنن ولی خوب اینجا که ایرانه باید چی کار کنیم؟هیچ نگران نباشید عکس یه دختر کوچولوی ناز نازی 4-5 ساله با آرایش غلیظ و لباس عروس و یا هنرپیشه های مامانی و آماده و فشن مشکل رو حل میکنه.....
3-اصولاً مجله ای که توش با فوتبالیست ها و بازیگران سینمایی مصاحبه نداشته باشه مجله زرد نمیشه واسه همین سعی کنید که حتماً مصاحبه با یه هنرمند(البته هنرمندان آبگوشتی !) و فوتبالیست های پر حاشیه تو مجله بذارید.نمی خواد هم برید با طرف مصاحبه کنید بابا از تخیلتون کمک بگیرید.ملت(مخصوصاً بعضی از دوستان مونث دبیرستانی)دیوونه این هستند که بدونن گلزار یا نیکبخت چند سالشونه و آیا مجردند یا متأهل.یکی از وظایف شما اینه که به خوانندتون امید بدین پس من یه مصاحبه خیالی این زیر واستون میذارم تا یاد بگیرید چه جوری باید مصاحبه کنید:
@آقای گلزار یه بیوگرافی از خودتان بگید
- محمد رضا گلزار هستم و 18 سالمه و ماشینم هم 206!و البته مجرد!
@قصد ازدواج ندارید؟
-چرا ولی دختر مورد علاقه ام رو پیدا نکردم
@میشه یه امکانی قرار بدید که طرفدارانتون با شما در ارتباط باشند؟
-بله این ایمیل منه:Asheghe-Khofte@ yahoo.com البته من شب ها از ساعت 11 تا 1 Online هستم و می چتم!
4-مهمترین بخش مجله داستان های خانوادگیه.اصولا داستان های خانوادگی به چند دسته تقسیم میشن و شما باید توی هر شماره همه این دسته های مختلف رو بیارید(از اونجایی که بیشتر خوانندگان مجله شما خانم های خانه دار و دختران دم بخت هستند باید توی داستان هایتان شخصیت مظلوم حتماً دختره باشه!)موضوعات داستان های شما باید یکی از موضوعات زیر باشه:1-داستان هایی که دختره قربانی ذات خبیث یه پسر شرور شده 2-داستان هایی که دختره به خاطر یه پسره جولوی خانواده اش می ایسته ولی در نهایت پسره بش ضد حال میزنه.3-داستان هایی که شوهره توش معتاده! 4-داستان هایی که شوهره به زنش خیانت میکنه و میره 2 تا زن دیگه هم صیغه میکنه!5-داستان های طلاق که مقصر اون شوهره هستش!6-و کلاً همه داستان هایی که توش زن ها باید مثل یک گنجشک ناز نازی باشند و مرد هابی تربیت بد اخلاق هوس باز معتاد ....(آخ ببخشید یه لحظه کنترلم رو از دست دادم!)
نکته:بالای داستان هایتان بنویسید بر اساس سرنوشت فلانی(مثلاً سکینه .ب یا شراره .الف) که ملت فکر کنند داستان هاتون واقعیه!
در نهایت باید داستان هایتان را جوری بنویسید که توش نشون بده زنان موجوداتی بی دفاع و ساده و مهربان و وفادار و مردان غول هایی بی شاخ و دم هستند که بویی از انسانیت نبرده اند!
5-یکی دیگه از بخش های جذاب مصاحبه با زندانی ها و دزدا هستش.از اونجایی هم که واسه مصاحبه با افراد زندانی کلی مجوز و اینا می خواد پس به دردسرش نمی ارزه واسه همین اینجا هم از تخیل خودتون کمک بگیرید ولی در نوشتن این مصاحبه ها باید چند تا نکته رو در مورد اون کسی که میخواید داستان زندگیشو بگید در نظر بگیرید:
الف:زندانی مورد نظر 12 تا خواهر و 18 تا برادر داره و زندگیشون هم توی فقر و نداری میگذره!
ب-زندانی مورد نظر بچه طلاقه!
پ-دوستان ناباب نقش مهمی رو ایفا میکنند ...
ت-اگر طرف معتاد هم باشه خیلی خوب میشه
ث-جرم طرف هم حتماً باید قتل باشه چون دیگه دزدی و کلاه برداری و اینا جذابیتی واسه خواننده ها ندارن....
6-توصیه های پزشکی برای خانم های خانه دار هم باید 2-3 تا صفحه از مجله رو پر کنه:خوردن توت فرنگی با چنگال باعث میشه ویتامینش از بین بره- سبزی رو نشسته نخورید چون مریض میشید-شب قبل از خواب مسواک بزنید-مواظب باشیدسرما نخورید! و ...(می تونید واسه با کلاس شدن بیشتر صفحه پزشکی عکس دایی مرحومتون رو بالای صفحه بزنید و زیرش بنویسید مشاور پزشکی دکتر غاز قلندریان, صفدر کفتر زاده!)
*البته اگر می خواید خیلی کار درست باشید یه صفحه ای توی مجله بذارید به نام پیام مشاور و توش عکس فامیل هاتون رو بذارید و هر کدوم رو هم یه مشاور معرفی کنید و میتونید در زمینه های زیر مشاوره بدید:مشاوره حقوقی و روانی و هنری و بیل ز نی وباغبانی و منجوق دوزی و اسب دوانی و لگد پرانی و تیله بازی و مهمتر از همه منچ و مار پله!!!!
7-یه مشاور خانواده هم بذارید تا جوابگوی پرسش های ملت باشه حسابی تمامی رکورد ها رو در زمینه مشکلات خانوادگی شکستیم!و کماکان در حال شکستن رکورد های خودمون هستیم....پس مطمئن باشید خیلی ها مجله شما رو فقط واسه این میخرند که ببینن مشکلات بقیه هم مثل مشکلات خودشون هست یا نه؟یک مثال مستند از یکی از این مشاوره ها:
سلام به مشاور محترم.دختری هستم 14 ساله که مدتیه به صورت مخفیانه با یک پسر 22 ساله دوست شدم. اون منو درک نمیکنه و واسم بستنی نمی خره!تازه اصلاً هم بم نمی گه دوستت دارم.لطفاً منو راهنمایی کنید
پاسخ مشاور: دوست عزیز سعی کنید با روانشناسی پی به عادات و علاقه های طرف مقابل خود ببرید و اون رو خوب بشناسید سپس در جهت رضایت اون گام بردارید و مطمئن باشید که لحظات شیرینی در انتظارتان خواهد بود
حالا اینکه یه دختر 14 ساله هیچی از روانشناسی و رفتار شناسی حالیش میشه مشکل خودشه!
8-یه بخشی به اسم جدول بذارید تا مجله تون واسه کارمندای اداره هم مفید باشه!فقط یه نکته رو به خاطر بسپارید و اون هم اینکه سوالای سخت سخت نپرسید چون به هر حال مخاطب شما دکتر و مهندس و استاد دانشگاه نیستند بلکه خانومای خانه دار هستند که بیشترین تخصصشون در زمینه تعویض پوشک بچه میباشد!مثلاً نپرسید که اسم پسر عموی ناتنی همسر پنجم دومین رییس جمهور بوتان چیه! من در زیر چند تا نمونه سوال میارم واستون تا ببینید:
- اسم کشور ما چیست؟
- خالق ما؟
-پایتخت ایران کجاست؟
-منو چند تا دوست داری؟!؟!
-نام گربه ای که در کارتون تام و جری بود چی بود؟
.....
9-یه صفحه ای هم بذارید واسه سینمای هند! نمی خواد هم مثل گلابی پاشید برید هند که از سینماش خبر بگیرید چون خود هندی ها هم فیلماشون خالی بندیه حالا اگه شما از سینمای هند خالی ببندید هیچ اتفاقی نمیفته!اصلاً هم نیازی نیست خبر هاتون سینمایی باشه.مثال:شاهرخ خان کت آبی میپوشد-ایشواریا هر شب موقع خواب دندان هایش را مسواک میزند- سلمان خان در خانه اش زندگی میکند!-امیر خان با اسب آمد و زیر باران هم آمد!!!! این ها نمونه ای از خبرهایی هست که میتونید بزنید.
10-و اما و اما و اما و اما..... بخش جالب مجله و 2 صفحه آخر مربوط میشه به فال هفتگی!بخش مورد علاقه انسان های خرافاتی که قربونش برم تو ایرون این یه دونه جنس قلم رو تا بخوای ازش داریم!اینجا هم اصلاً نیاز به تخصص نداره فقط شما دقت کنید که جملات زیر رو به دلخواه در هر ماهی که دوست داشتید وارد کنید بالاخره یکیشون درست در میاد دیگه:
-نامه ای دریافت خواهید کرد
-آخر هفته به مسافرت میروید
-آخر هفته ای توأم با نشاط و شادی را در کنار خانواده خواهید گذراند
-در کار های خود از مشورت با بزرگان استفاده کنید!
-خبری خوش به شما میرسد
-دوران فراق تمام شده است و به زودی یار خود را پیدا خواهید کرد
-اطرافیانتان به شما نیاز دارند محبتتان را از آنها دریغ نفرمایید
-از یاد خدا غافل نشوید
- به خدا توکل کنید
-از جایی که هیچ انتظاری ندارید کمکی به دستتان میرسد!-......
راستی یه صفحه رو هم اختصاص بدید به عکس های طنز و برای این کار ایمیل هایی که با عنوان ( Funny Pics )
تبریک میگم!شما الان یه مجله زرد دارید!فقط یادتون نره هر وقت داشتید با بیل پول هاتون رو پارو میکردید یه گوشه چشم هم اینور بندازید و یادتون باشه کی این راه رو بتون یاد داد!
*****
می دونم مطلبش بی مزه بود ولی خوب خوبیش اینه که حال بعضیا از اهالی خونه فلان زرد رو حسابی می گیره.خیلی مخلصیم!!!
نوشته شده توسط لی لی در 86/09/06
ساعت 11:51 بعد از ظهر موضوع |
لینک ثابت