تبليغاتX
آرزوها ...

ازدواج می کنی؟

 

 


از آنجا كه امر ازدواج يكي از مهمترين اصول اجتماعي ، همچنين تشكيل خانواده يكي از مهمترين و
بنيادين ترين ساختارهاي اجتماعي ميباشد .
و همانطور كه ميدانيد حضور يك پسر مجرد ( عذب؟ يا عزب ؟)‌در ميان جمعي براي آن جمع موجبات
معصيت را فراهم ميدارد ، لذا اينجانب غضنفر كه هميشه حسن نيت و صداقتم را
در خدمت به شما ثابت كرده ام!!!! از همين تريبون رسمي اعلام ميكنم كه
 
*.*.*من اصلا قصد ازدواج ندارم*.*.*
 
منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه
ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( يعني به ازاي هر پسر پنج دختر ) بنده از
جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم !
 
در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد
مشخصات خود را تا پايان وقت اداري  سال جاري در همين وبلاگ كامنت
بگذاريد تا 100 سال ديگه که من پول دار شدم عقد بگيريم.
 
مهم: محدوديت سني: فقط  19 تا  22 سال( براي حفظ جمع محوري عزيزاني كه سنشون بالاتر
هستش ميتونن به عنوان خواهر در معيت و پا در ركاب ما باشن:فرنگيا ميگن فميل فرند)
 
حداقل مشخصات
 
الف) مشخصات ظاهري
 
- قد 165-170
 
- وزن 50-60 بيشتر نباشه هاااا
 
- اندام برزيلي
 
- چهره متناسب و دوست داشتني
 
- تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام از
همونا ميخوايم )
 
- لباس مارك پوش حتما
 
- تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه )
 
- حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت مياد مردا رژ لب بزنن ؟)
 
- رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه
فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ...
من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن
 
- رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنيدي ميگن ... ميگن اسمش ثرياست .. چشاش
همرنگ درياست )
 
- ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا عينكي نباشه ! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين روشه- اون توشه- )
 
- دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه !
 
- مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ...
علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني
اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !-
جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته )
 
- استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه )
 
- مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده ....
مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم
ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري )
 
- رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم
افول ميكنه )
 
 
- حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه ....
 
- ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره
 
- رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه )
 
- صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد
تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لحجه؟ لهجه؟ اش رو داشته باشه
 
- پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد
آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته
 
ب) مشخصات مالي
 
- تك دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا ميراث خور بشه)
 
- ترجيحا پدرش بالا  65 باشه - يا سيگاري باشه يا سابقه سكته قلبي مغزي يا هم سرطان داشته
باشه
 
- حتما متكمن باشه باباش
 
- باباش يا ماكسيما داشته باشه يا پرادو يا رونيز سوناتا هم بود ايب نداره ... ديگه هيچي هيچي يه زانتيايي مزدايي چيزي
داشته باشه پس فردا ماشين عروس آبرو ريزي نشه
 
- موبايل 0917 ( خوب آنتن بده) گوشي حتما نوکيا
 
- خودش حتما شاغل باشه ( بابا اين حرفاي سنتي رو كنار بزاريد ... تو هزاره سوم زن و مرد بايد
دوشادوش هم كار كنن)
 
- مهريه يك سكه بهار آزادي به نيت خودش
 
- جهيزيه درست حسابي بياره شامل :
 
- مبل نشيمن
 
- مبل پذيرايي
 
- مبل نهار خوري
 
- مبل آشپزخونه ( جنسش جوهر باشه - نره از مفت آباد دو تا تير تخته بياره بزاره وسط - ديپورت
ميكنم با خودش همشو خونه باباش من شوخي ندارم ها )
 
- سرويس آشپزخونه اش قابلمه و .... همه تيفال
 
- سرويس چاقو و قاشق چنگال زورينگر
 
- يخچال حتمن سايد باي سايد ازينا كه يخ تيلينگ تيلينك تف ميكنن بيرون رنگشم استيل باشه
سفيد خز شد رف پي كارش
 
- سورخ كن
 
- تستر
 
- ساندويچ ميكر
 
- و وسائل برقي آشپزخونه هم يا مولينكس يا سامسونگ يا دوو ... ( برنداري چرخ گوشت و آبميوه
گيري پارس خزر بياري )
 
- همينطور جارو برقي و ...
 
- لوازم صوتي و تصويري كامل
 
- سينما خانوادگي با اين تلوزيوناي فلت سامسونگ يا سوني كه مثل هيچكدام ديگر نيست
 
- لباسشويي كن وود
 
- اجاق گاز اگرم خارجي نمياره يا پاديسان يا سينجر ( اطلاعات تكميلي بعدا به اطلاع ميرسونيم )
 
- عروسي هم نيميگيريم ، من به خاطر عشق ميگم ! الان ديگه اين تشريفات و تجملات كه مايه
بقاي زندگي نيست .... ميريم يه سفر با هم مشهد بر ميگرديم ميريم سر خونه زندگيمون مثل دوتا
گنجيشك عاشق كيش و دوبي و تركيه و آنتاليا ... اينا آخه خوب نيست مشهد تبركه ، نيت مقدسه
من به خاطر اين ميگم
 
ج):مشخصات تحصيلي
 
- حتما يا کنکوري باشه يا دانشجو
 
- دانشجوهاي محترم دانشگاه آزاد در صورتي كه تعهد كتبي ازخانوادشون داشته باشن كه شهريه
دانشگاهشون تا قرون آخر پاي اوناس ميتونن ثبت نام كنن
 
- دانشجوهاي عزيز دانشگاه سراسري هم بايد تعهد داشته باشن كه مخارج جانبي پرداخت ميشه
( آقا زن ميگيرم صلواتي بورس تحصيلي نميديم كه )
 
- ترجيحا دانشجوي كامپيوتر يا رشته هاي مشابه فني كه پولساز باشه ... ميخوام چيكار بره
دامپروري(دامپيوتر)  بخونه از پس فردا بياد ور دلم بشينه !
 
 چهار نفر به قيد قرعه به عنوان همسر ثابت و ديگر شركت كنندگان فله اي صيغه

 
* پيش از آنكه فوحش و دري وري به من بگيد شما را به خويشتن داري دعوت ميكنم و به عرض
ميرسونم ( همينه كه هست فعلا كه قحطي پسره - مملكت قحط الرجال شده تو نميري - شما از
ظرفيت هاي ما پسرا استفاده نكنيد ما هم فرار مغز ها ميشيم ميزاريم ميريم از خارج متاهل
ميشيم)
 
!!! زود باش ثبت نام کن تا مهلت تموم نشده. 

اين هم قسمتي از خاطرات غضنفر(قبل ازدواج)

به جون خودم من نبودم!!!!!
 
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/02/31 ساعت 0:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


تبلیغات!!!

 

 

 

سلام به همه دوستان.آقا ما ديديم اينجا بد جوري بحث تبليغات داغه و هر کس داره محصولش رو تبليغ مي کنه ! من هم واسه اينکه اين عزيزان رو نا اميد نکنم يه  تبليغاتي ساختم باقلوا! حالشو ببريد:

 

$ 30/4(اينو گوشه تصوير گذاشتم که مثلاً بدونيد اينقدر زمان پيام بازرگانيه)

 

دين دين ديرين دين دين(آهنگ تعويض آرم شبكه با آرم پيام بازرگاني)

 

* تصوير الان داره يه آقا رو نشون ميده  که در حال ور رفتن با عابر بانکه و داره پول از حسابش بر ميداره.دوربين بش نزديک ميشه و ...

 

- آيا شما ميدانيد با همين کارتي که در دست داريد مي توانيد حال هر کسي رو در هر جاي اين کشور  که بخواهيد بگيريد؟!؟!

 

مرد اول: نه

مرد دوم:آشنايي ندارم

مرد سوم:خير...

مرد چهارم:بله! کافيه اون عدد 16 رقمي پايين کارت کسي رو که مي خواهيد حالشو بگيريد اينجا وارد کنيد تا شبکه بانکداري کشور انتقامتون رو ازش بگيره!!!

 

شبکه بانکداري کشور---->         راهي نو به سوي آينده....دين دين(اين دين دين با اون دين دين که آخر صا ايران مي گفت فرق داره ها!)

 

 

 

* يه آقايي توي دستشويي نشسته و  (گلاب به روتون) که يه دفعه يه صداي ناشناسي مياد :

 

نا شناس: ها! تو اينجا داري چي  وکني؟

آقاهه: دارم از خودم دست شويي در وکنم!تو کي بيدي؟چرا من نوبينمت؟

نا شناس: ها من وجدان تو بيدم! ايييي دست شويي که وگفتي همين اييي يعني چه؟!

آقاهه : حمييييييييييييييييييييييييييييييييييييد!!!!

صداي حميد: دست شویه تبرکه!!!!!

(نکته: براي حفظ برخي از شئونات توي اين تبليغ استثنا ئاً جاي اون خانومه که ميگفته حميد ما يه آقا گذاشتيم!)

 

 

*آيا مي دانيد در سالي که گذشت 245 هزار نفر از شاگرد اولي هاي کنکور جزو کانون فرهنگي آموزش ( شلغم چي )بوده اند؟!؟!؟!؟!

مهرداد باقالي پور  رتبه اول منطقه جنگي      تعداد آزمون: 2 آزمون

شمس الله  غاز مراديان رتبه سوم منطقه 4      76832  آزمون!

جندق جغتاپور     رتبه اول منطقه 1               هيچ آزمون!!!

 

 

 

*يه پسره و يه دختره رو به رو هم نشستن و دارن براي آينده شون برنامه ريزي مي کنند!

پسره: عزيزم با عيدي هات چيکار کردي؟

دختره:بگو چي کار نکردم! مي خواستم برم باهاشون جديد ترين لوازم آرايش دارا و سارا رو بخرم اما مامانم به زور منو برد موسسه قرض الحسنه قوام السلطنه تا واسم حساب باز کنه!

پسره: پس من چي؟!؟!؟!

 

تصوير عوض مي شه: يه پيکان سبز رنگ درب و داغون جلوي دوربين نگه مي داره . اول يه دختر و بعدشم يه پسر و بعدشم يه سيب زميني.... نه چيز ببخشيد يعني يه خانوم که احتمالاً مامان اون دو تا گل بچه است ازش پياده مي شن و ميرن داخل يه دکه و اونجا حساب باز مي کنن تا واسه آينده شون تصميم بگيرند!

 جوايز: 200 کمک هزينه سفر به جمکران

          226 دستگاه پيکان جوانان مدل 57 و رنگ بنفش متاليک!

          366 عدد پوشک جديد بچه (از اونا که وقتي بچهه توش بي تربيتي مي کنه رنگشون عوض ميشه)

         و هزاران جايزه غير نقدي و مزخرف ديگر! 

 

 

 

 

 * اين قسمت هم يه فيلم سينمايي تبليغ ميشه که توش يه نفر رو دارن اعدام مي کنن و وسطش هم به سياست هاي دولت گير مي دن  و احتمالاً اخرشم دو نفر با هم ازدواج مي کنند.به اسم خر خوني!!! کارگردان :داش بهروز!!!

 

 

 

 

*يه تبليغ ويژه!!!!

 

- سلام اصغر آقا

- سلام ممد آقا

-اصغر آقا چي به موهات زدي اين قدر لطيف شده؟

- شامپو حناي عشرت! همراه با ويتامين دي جهت نرمي و لطافت مو.با رايحه مگس!

- مرسي اصغر آقا .حالا پوستت چرا اينقدر روشن شده؟

- آخه هميشه کرم روشن کننده کپک استفاده ميکنم!(در اينجا آهنگ: کپک کپک کپک      !   پخش ميشه)

 

و در انتهاي تبليغ گوينده ميگه : محصولات" توليد جارو " هميشه و همه جا همراه شماست(تي جي)

 

نکته:اينجا هم هر چي سعي کرديم نگذاشتند از خانوما واسه تبليغ استفاده کنيم!

 

 

 

***شرکت لوازم خانگي LG شما را به ديدن ادامه مالب دعوت می کند!!!!
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/02/17 ساعت 0:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


پسرها

 

 

پسر ايروني تا وقتي سه سالش بشه دوست نداره هيچکس بغلش کنه.وقتي يه زن يا يه دختر ماچش مي کنه گونه هاش قرمز مي شه و خجالت مي کشه ، ولي با رسيدن به سن چهار سالگي ذات پليد پسر ايروني شروع به خودنمايي مي کنه . مرتب خودشو به بهونه هاي مختلف مي ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال يه بهونه س که يه دخترو بوس کنه يا يه زن بوسش کنه .


به شيش سالگي که مي رسه ديگه نمي ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعي مي کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگي که مي رسه شروع مي کنه استفاده از ژيلت يازده بار استفاده شده باباش . هي اين ژيلتو مي کشه رو صورتشو کيف مي کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمي دونه چرا دلش مي خواد با دختراي فاميل بازي کنه .


سيزده چهارده سالش که شد فکر ميکنه خيلي خوش تيپه . خيال مي کنه مامانش اونو از روي مدل "آلن دلون" زائيده . مرتب تو خيابون راه مي ره و دخترا رو نگاه مي کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پايين تر مياد و دکمه يقه پيرهنش به سگک کمربندش نزديک تر مي شه(نکته کنکوري) .


شونزده هفده سالگي ديگه يه چيزايي ياد گرفته . مي دونه واسه بيرون رفتن بايد لباس عجيب بپوشه . مثلا يه پيرهن نارنجي که رو سينه ش عکس يه جمجمه س مي پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوري) . واي واي واي... نگو خواهر... ...(اين قسمت حذف شده و تو کنکور نمياد) ديگه همين ديگه . آها... با بچه ها که مي ره بيرون اسمش عوض مي شه ، مثلا اگه اسمش سعيد يا علي يا احمد يا جواد باشه تبديل مي شه به : ديويد ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتي پيتي ، حامي بچه ها(به ياد دايي احمد) ، خرچنگ ، يا بي بي...اين قسمتم سانسور شده تو کنکور نمياد


هجده نوزده سالگي مي فهمه يه جايي به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . واي به حال اون دختر بدبختي که از کنار پاتوق رد بشه . بلايي سر دختره مياره که ......کم کم ياد مي گيره که دختر يعني جنس لطيف . نبايد مث تاتارا طرفش رفت . بايد طوري با لطافت رفت طرفش که نفهمه مي خواي گازش بگيري . بايد با ملايمت رفت جلو و مخشو زد . فکر مي کنه اگه خودشو آرايش کنه دخترپسند مي شه . پس اول از همه موهاشو بلند مي کنه . بعد يا موهاشو "فر شيش ماهه" مي زنه يا "گلت" مي کنه . بعدشم يه دمب اسبي و... تمام . دخترکش شد ارواي عمهاش.


"هدف ما جلب رضايت شماست"
اين شعارو سرلوحه کارش قرار مي ده و مي ره بوتيک يه جعبه لوازم آرايش مي گيره صد و سي تومن . بار اول دوم چون بلد نيست زير ابرو برداره زير و بالا رو با هم برمي داره و اصلا ابرو نمي ذاره . ولي خوب از اونجا که "انسان جايزالخطاست" اونم اينقدر تمرين مي کنه تا کم کم ياد مي گيره. سفيد کننده مي زنه به چه سفيدي... ريمل مي زنه به چه سياهي... رژ مي زنه به چه قرمزي... مي شه مث کلاه قرمزي...
موهاشو که دمب اسبي مي کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد مي کنه و مي ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموي اضافي سمت راستم حکايت داره . نماد خودشه و دختري که انشالا اونرو باهاش آشنا مي شه . عشقه ديگه...چه مي شه کرد ؟
يه زنجير طلا گردنش مي ندازه اونقدر پهن که آدمو ياد قلاده سگاي "ژرمن شپرد" مي ندازه . يه دستبند مي ندازه دستش که چنان جرينگ جرينگ مي کنه که آدمو ياد زنگوله "بزغاله هاي شبيه سازي شده به دست پژوهشگران توانمند ايراني" مي ندازه . بعد که کامل شد مي ره سر مسير وايميسه . واسه شروع کار سعي مي کنه مخ دختراي پنجم دبستاني و اول راهنمايي رو شيربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا مي گيره و مي ره سر مسير دبيرستانيا .
اولش فقط با يکي دوست مي شه ولي کم کم مي فهمه هر چيزي يه زاپاس لازم داره ، پس مي ره دنبال يه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجايي که فکر مي کنه هر چيزي يه زاپاس مي خواد ، واسه زاپاسشم ميره دنبال زاپاس و...
اگه قيافه داشته باشه (پسره رو مي گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور مي کنه براش خرج کنن . ولي واي به حال اون بيچاره بدقيافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پياده بشه... که ولش نکنن .
مي گذره و مي گذره و مي گذره تا کم کم مي فهمه عاشق يکي از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خيلي حرفه اي تشريف داره شروع مي کنه به آمار گرفتن از دختره که مي بينه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هيچکس دوست نبوده . شروع مي کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همين يکي که عاشقشه بمونه . شروع مي کنه واسه دختره خريدن کادو ، هديه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسري... مي گذره تا اينکه يه روز زنگ مي زنه گوشي "خانم بچه ها" مي بينه "حاج خانم" جواب نمي ده . چن روزي زنگ مرتب زنگ مي زنه و جواب نمي گيره . بخاطر دوري و بي خبري از عشقش مريض مي شه . مي برنش بيمارستان... که مي فهمن بله... آقا ايدز داره . وقتي از بيمارستان مياد بيرون نتيجه گيريش از اتفاقات گذشته اينه : يه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مريضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اينجوري مي نويسه : دخترا رو عاشق خودم مي کنم ، خرشون مي کنم ، مريضشون مي کنم ، بدبختشون مي کنم ، ولشون مي کنم

...

 

نميدونم اين مطلب طنز بود يا واقعيت؟

 ولي هميشه طنزها از واقعيت ريشه ميگيرن

اميدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنين

 

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 86/02/05 ساعت 2:5 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting