تبليغاتX
آرزوها ...

...

 

سلام بر شما دوستان گل

این وبلاگ به این آدرس تغییر داده شده است!!! نقطه سر خط!!!

http://lilipot.blogfa.com/


 

نوشته شده توسط لی لی در 87/06/14 ساعت 3:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آقای پدر

 

متاسفانه بسياري از جوانان با وجود گذشت دو دهه از زندگي خود هنوز راه ورسم رفتار با پدر اين فرشته سبيلو را نمي دانند. بياييد با رعايت نكات ساده زير قدر شناس زحمات او باشيم!

هر روز صبح صميمانه به پدر سلام كنيد اما هيچوقت نگوييد " چطوري پسر!"

 

وقتي پدر با عصبانيت مشغول نصيحت كردن شماست به سقف نگاه نكنيد (مي توانيد به تلويزيون نگاه كنيد!)
 
هرگز دستتان را داخل جيب شلوار پدر تان كه از جالباسي آويزان است نكنيد.
اما اگر پدرتان حساب پولهاي داخل جيبش را ندارد اشكالي ندارد!
 
در مقابل دوستتان با پدرتان باعصبانيت حرف نزنيد ، چون ممكن است دوستتان نارحت شود!
 
هرگز پدر را " تو" خطاب نكنيد.
اما مي توانيد خواهر و برادر ، گربه، گلدان و اتومبيلتان را " تو " خطاب كنيد (البته اگر ماشينتان تويوتا كمري است بايد " شما " بگوييد!)
 
سعي كنيد گاهي با پدرتان شوخي كنيد اما لپش را نكشيد!
 
در حين رانندگي براي خنده چشم هايش را نگيريد (ممكن است بر اثر خنده زياد تلف شويد!)
 
هيچوقت سيگار نيم سوخته خود را به پدر تعارف نكنيد ( تعارف سيگار كامل نشانه شخصيت شماست!)
 
هر سال روز پدر جوراب هديه ندهيد، زير پوش هم براي رفع تنوع بد نيست!
 
اگر پدر در مورد اينكه چرا شب دير به خانه آمده ايد سوال كرد هيچوقت نگوييد "برو بابا ، عشقمه دير بيام" مودب باشيد و بگوييد: " برويد بابا ، دير آمدن عشق من است!"
 
اگر وقتي داريد با پدر تان درد دل مي كنيد او روزنامه مي خواند ، عقده اي نشويد ، بلاخره خودتان روزي پدر مي شويد و مي توانيد همين كار را با پسرتان بكنيد و تخليه رواني شويد!


 

نوشته شده توسط لی لی در 87/03/04 ساعت 7:6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


حکایت دانشگاه

 

زمان : ساعت هفت صبح

مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم اول.

بنده خدا ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : " یوهو ، ایول ، منم دانشجو شدم ، هی " دکتر جاسبی " روت کم شد؟ دیدی هر کاری کردی نتونستی پسر عموتو بیاری تو دانشگاه؟دیدی به حقم رسیدم؟ یوهو ، ایول دانشجو... "

بعدشم موبایلشو در میاره و : " الو؟سلام مامان.آره خودمم آقا مهندس آینده ت... چطوری؟ بابا چطوره؟ دانشگاه؟ خوبه... عالیه. هنوز نرفته همه فهمیدن من قراره ثلث اولو با معدل بیست قبول بشم. همین الان یکی از دانشجوها داشت بهم می گفت بهت واسه هر امتحان پنجاه هزار تومن می دم بهم تقلب برسون... چی؟ من چی گفتم؟ معلومه دیگه گفتم من دنبال پول حروم نیستم. من اومدم خودم قبول شم... باشه مامان... باشه... اگه کس دیگه گفت قبول می کنم. چشم. سلام برسون. خدافظ "

بعدشم حرکت می کنه بره تو دانشگاه که اولین حالو حراست ورودی بهش می ده : " آقای خوشگل... بده ببینم کارت دانشجوییتو... نمی دونی همینجوری نمی شه رفت داخل؟ تازه واردی؟ "
راه می افته می ره دانشگاه و... ترم اول تموم می شه.
 
زمان : هفت و سی دقیقه صبح

مکان : سرویس دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم دوم.

بنده خدا بازم ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : " ترم اول که خوب تموم شد بریم ببینیم این ترمو چیکار میکنیم. دیدی "جاسبی" هر کاری کردی نتونستی منو اخراج کنی؟
بعدشم موبایلشو در میاره و : " الو؟ سلام مامان... آره خودمم دیگه پس می خوای کی باشه؟ آره هر چی تو می گی. آقا مهندس... خوبه؟ بابا اینا چطورن؟ بی خیال مامان خوبه... بد نیست دانشگاه... دارم می خونم... آره... چی؟ معدل؟... هفده و شصت و یک صدم. آره مامان... نه استادا حقمو خوردن... من رسیدم دانشگاه. کاری نداری؟... خدافظ "
 
زمان : ساعت هشت دقیقه به هشت صبح

مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم سوم.

ای بابا این میترا چرا نیومد؟...ا؟...اون میترا نیس؟...پس این پسره کیه؟...بی وفای خیانت کار...بره گم شه...دختره هرزه...لیاقتمو نداشت...

کی حال داره بره سرکلاس حالا؟...آقا یه بسته " کنت " بده...

موبایلش زنگ می خوره.با خودش می گه : " مامانه س..." گوشی رو ورمی داره و : " الو؟... سلام... خوبم تو چطوری؟... چه خبر؟... نه می گذره دانشگاه... می گذره خلاصه... " . آروم به سیگار فروش می گه : " کبریت داری؟ ". مامانش می شنوه ازش می پرسه چی گفته. جواب مامانشو می ده : " نه هیچی. تو کلاسیم. این فندک بخاری کلاس خراب شده... نه مادر من شوفاژ کجا بود؟گاز کجا بود... ول کن ترو خدا... خدافظ... خدافظ... حوصله ندارم فعلا... دفه بعد باهاش صحبت می کنم... خدافظ... ".

اواخر ترم دستمال دستش می گیره تا از استاد نمره بگیره تا مشروط نشه... و موفق می شه.
 
زمان : ساعت هشت و سی دقیقه صبح

مکان : منزل دانشجویی

آغاز ترم چهارم.

سیگاری تو دستشه و داره با موبایل فک می زنه : " خوب می گفتی سپیده جان... آره بگو عزیزم... می شنوم... " صدای زنگ بلند می شه. از پنجره بیرونو نگاه می کنه و به سپیده می گه : " سپیده جون بچه ها اومدن درس بخونیم باهم... فعلا کاری نداری... منم دلم تنگ می شه ولی درسم باید بخونم دیگه... قربونت عزیزم...دوست دارم... بوس بوس... خدافظ ".

بعد درو باز می کنه : " سلام مژده جون چطوری؟.... بیا تا کسی ندیدت... "

تلفن زنگ می زنه. نگا می کنه می بینه مامانشه... گوشی رو ورمی داره می گه : " الو سلام مامان... من الان دارم... نه مامان من خوبم... فقط الان دارم درس می خونم... چی؟؟ صدام واسه چی گرفته؟؟؟ " پیش خودش می گه چون جنسش خوب بوده اما به مامانش می گه : " خوب مادر من مال بلند بلند درس خوندنه دیگه... الانم دارم درس می خونم... باشه... خدافظ "
زمان : ساعت یازده و نیم شب

مکان : مجلس پارتی

آغاز ترم پنجم.

صدای موزیک و دنس یه لحظه قطع نمی شه. " دی جی اگوستینو " داره می خونه. دود تمام فضا رو گرفته. چشماش سرخ سرخه. موبایلش زنگ می زنه. همینجور که داره خودشو تکون تکون می ده وشلنگ تخته می ندازه مونیتور گوشی رو می بینه و بعد دکمه سایلنت رو می زنه. رو مونیتور گوشی ، جای اسم تماس گیرنده نوشته : مامان
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 87/02/18 ساعت 1:34 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


مسابقه محله!!!!

 

 

مجري: ببيندگان عزيز سلام. با برنامه ي" من و تو با هم ميشيم شما "! خدمتتون رسيديم. خوب با شركت كنندگان آشنا ميشيم. خوب نفر اول از گروه اول خودشو معرفي كنه.

گروه اول(نفر اول):

به نام خدا.امیرمحمودي هستم 20 ساله.

گروه اول(نفر دوم):

به نام خدا. محمود امیری هستم 22 ساله.

مجري:

خوب حالا بريم سراغ گروه دوم.

گروه دوم(نفر اول):

به نام خدا. رضا صادقي هستم 14 ساله.

گروه دوم(نفر دوم):

به نام خدا. صادق رضايي هستم 13 ساله.

مجري:

خوب با شركت كننده ها آشنا شديم. حالا بريم سراغ سوالات.چون گروه دوم كوچكتر هستن، اولين سوال رو از گروه اول ميپرسيم !

مجري:

گروه اول خوب دقت كنيد كه اولين سوال رو از تون بپرسم.

سوال:

در بالاي چشم چه چيزي وجود دارد ؟

1: هيچي 2: ابرو 3: دماغ زير چشمه 4: عينك

مجري:

عجله نكنيد خوب فكر كنيد و با همديگه مشورت كنيد بعد جواب بديد.

امیر:

محمود من ميگم گزينه ي چهاره

محمود:

نه بابا گزينه ي دو بيشتر بهش مياد. دو رو ميگم حالا، يا درسته يا غلط.

امیر:

آقاي مجري گزينه ي دو درسته.

مجري:

آفرين. دوستان پشت صحنه تشويق كنيد اين دوتا نوجوان رو. خوب بريم سراغ گروه دوم.

سوال:

خوشتیپترین فوتبالیست ایرانی

فرشید کریمی_2کریم باقری3_شیث رضایی_4_همه با هم

صادق:

آقا سوالاتون خيلي سخته اینا همشون کاریکاتورن آخه.

رضا:

اشكال نداره صادق گزينه ي دو رو انتخاب ميكنيم شايد درست باشه. آقا مجري گزينه ي دو درسته.

مجري:

آفريننننننننن. تشويق. من كه اشك تو چشام جمع شد 

خوب بريم سراغ گروه اول.

سوال: امروز دوشنبه س، فردا چند شنبه س؟

1: شنبه 2: فردايي وجود نداره 3: سه شنبه 4: پس فردا

محمود:

گزينه ي سه.

مجري:

آفرين. چقدر باهوشن گروه اول. از كجا فهميديد ؟

محمود:

آخه ما امروز شيمي داشتيم پس فردا رياضي داريم و ما فقط سه شنبه ها رياضي داريم پس فردا سه شنبه س.

مجري:

خوب بريم سراغ گروه دوم.

سوال:

برادر رضا چه نسبتي با او دارد؟

1: خواهرشه 2: بچه ي مامان باباشه 3: رضا برادر نداره 4: داداشه

صادق:

گزينه ي سه.

مجري:

نههههههه. يه كم بيشتر دقت كن.

صادق:

خوب آقاي مجري رضا داداش نداره فقط يه دونه خواهر داره، پس گزينه ي سه درسته.

مجري:

متاسفانه شما اشتباه گفتيد. ولي ما حتما دعا ميكنيم كه خدا يه برادرهم به رضا بده. خوب بريم سراغ گروه اول.

سوال:

ميوه ايي سبز رنگ كه روي آن نمك ميپاشند ؟

1 : هندوانه 2: موز 3: شلغم 4: خيار

امیر:

محمود سوالشون خيلي سخته. ببين هندوانه كه پوستش سبزه ولي روش نمك نميپاشن پس يك نيست. موز هم قبل از اينكه زرد بشه، سبزه ولي رو اونم نمك نميپاشن

محمود:

ولي عمه مهين من موز رو با نمك ميخوره.

امیر:

پس چرا زودتر نگفتي ؟ آقاي مجري گزينه ي دو درسته.

مجري :

واي نه خدا مرگم بده گزينه ي چهار درسته. خوب بريم سراغ آخرين سوال كه از گروه دوم ميپرسيم. اين سوال استثنا سه گزينه داره.

سوال:

كلاغ چه رنگه ؟

1: سرمه ايي 2: بادمجاني 3: سياه

رضا:

آقا ي مجري جواباتون خيلي شبيه هم هستن نميشه يكيشونو حذف كنيد ؟

مجري:

خوب تهيه كننده ميگه چون همسايه ي خودمون هستيد دوتا از گزينه ها حذف ميشه. حالا بايد شما بگيد كه تهيه كننده كدوما رو حذف كرده ؟

صادق‌ :

آقا سوالتون خيلي سخته ما انصراف ميديم.

مجري:

اشكال نداره چون انصراف بديد يا نديد شما دوم شديد. خوب بريم سراغ جوايز. گروه اول چون خوب به سوالات جواب دادن اول شدن، پس به اين گروه يك عدد ساعت مچي تقديم ميكنيم. امیر جان ساعته يه هفته پيش تو باشه و هفته ي بعدهم اونو بده به محمود. اما جايزه گروه دوم يك عدد ساعت ديواريه. رضا و صادق عزيز واسه اينكه دعواتون نشه ساعتو بديد به من واسه تون نگه ش ميدارم.

مجري:

به پايان يكي ديگه از مسابقه هاي "من و تو باهم ميشيم شما" رسيديم. اميدوارم سوالات اين دفعه هم اطلاعات شما رو زياد كرده باشه. تا برنامه ي بعد حق نگهدارتون.

 

 


 

نوشته شده توسط لی لی در 87/02/09 ساعت 8:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


کنکور زن و سیاست

 

 

1. یک رئیس جمهور خانم کدام جمهوری زیر را ترجیح می دهد؟
الف - جمهوری کمونیستی
ب - جمهوری فمینیستی
ج - هر جمهوری که کلاسش بیشتر باشه
د - جمهوری کیلو چنده ! شوهر منیژه، سالی دوبار منیژه رو می بره دوبی اون وقت من ! صب تا شب باید  بشینم کنج این خونه مملکت رو اداره کنم!! hee hee
 
 
2. نام نخست وزیر فقید پاکستان که چند وقت پیش به قتل رسید.    .........بوتو
الف - بی نظیر بوتو
ب - کم نظیر بوتو
ج - یه دختر دارم تا نداره بوتو
د - بابا همه جا ریخته !! بوتو hee hee
 
 
3. کدام گزینه زیر را مسبب اصلی ترور خانم بوتو می دانید؟!!
الف - گزینه ب
ب - گزینه جیم
ج - گزینه دال
د - علی دایی!! hee hee
 
4. موفق ترین زن در عرصه سیاست را چه کسی می دانید؟
الف - آنجلا مرکل
ب - کاندولیزا رایس
ج - مارگارت تاچر
د - یانگوم
راهنمایی: گزینه های الف و ب و ج درست نمی باشد. hee hee
 
 
5. فمنیست چیست؟
الف - کلاً چیز خوبی است
ب - کلاً چیز خوبی نیست
ج - توهم است
د - یه چیز تو مایه های زن ذلیلی است  !!
و -  همون چیزیه که بعضی از عناصر بچه قرتی(بعضی از آقایونو می گه)  اسمش رو می ذارن عشق!
ه - نام نوعی درخت گلابی است که در جنگل های آمازون رشد می کند. hee hee
 
 
7. نام دبیر سازمان سیاسی اجتماعی آزادی زن. پروین ....
الف - پروین کابلی
ب - پروین لوس آنجلسی
ج - پروین مزار شریفی
 د - پروین همه جای جهان  سرای من است! hee hee
 
 
8. روزنامه نگار و خبرنگار زن ایرانی که یکی از ۳۰ زنی بود که با اعتراض مدنی جلوی در غربی ورزشگاه آزادی، در  اواخر نیمه اول، توانست مسابقه ایران - بحرین در چارچوب رقابت های مقدماتی جام جهانی 2006 را را از نزدیک ببینند.
 
الف - به دلیل طولانی شدن سوال از ارائه گزینه الف معذوریم!
ب - پرستو دو کوهکی
ج - کفتر چاهی دو کوهکی
د - عقاب تیز پرواز  دو کوهکی
و - پیلا پیلا  دو کوهکی
ه - خب مگه مجبورین برین آزادی! پاشین برین نیوکمپ بدون این که علاف شین  کل بازی رو ببینین! تازه اونم بازی بارسلونو نه ایران بحرینو ! hee hee
 
 
9. حقوقدان ایرانی که سومین زن مسلمان است که جایزه صلح نوبل را برده است.
الف - شیرین عبادی
ب - شیرین عبادی
ج - شیرین عبادی
د - گزینه الف و ب
و - همه موارد فوق صحیح است
ه - نخیر هیچ کدوم  صحیح نیست.
ی - کلیه گزینه های فوق با هم درگیرند! hee hee
 
 
10. نام دیگر گاز های بی اثر مثل هلیم و نئون؟ گازهای  ... ( سوال سیاسیو باش !!)
الف - سر به زیر
ب - نجیب
ج - با وقار
د - کلاً بچه خوبیه! hee hee
 
 
11. به دلیل  بی ربط بودن سوال فوق این سوال پلمپ می گردد !!
الف - .....
ب - ........
ج - .........
د - علی دایی! hee hee
 
  
 
13. سن قانونی زنان برای کاندیدا شدن برای  انتخابات ریاست جمهوری؟
الف - 30 سال
ب - 35 سال
ج - 40 سال
د - از آن جایی که سن خانم ها از 25 بالاتر نمی رود . خانم ها نمی توانند اصلاً کاندیدا شوند. hee hee
 

داوطلبان عزیز وقت پاسخگویی به سوالات به پایان رسیده است! لطفاً با زبان خوش پاسخنامه های خود را بالا بگیرید. ضمناً نتیجه آزمون از نیم ساعت پیش !  بر روی سایت سازمان سنجش  قرار گرفته است!!  داوطلبان عزیز می توانند با مراجعه به سایت از رد صلاحیت شدن خود مطمئن گردند. 
 


 

نوشته شده توسط لی لی در 87/02/01 ساعت 10:25 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting